گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » خروج ازقانون ورودبه جنگل!
خروج ازقانون ورودبه جنگل!

خروج ازقانون ورودبه جنگل!

در جنگهای جدید امپریالیسم و صهیونیسم که هردو ماهیت مشترک دارند نه تنها همه قواعد و نورمهای جنگ و مخاصمات زیر پا شده اند بلکه خود این پدیده معلول فروپاشی همه ارزشها و اصول انسانی جهانشمول و اخلاقی نیز هست.همه انچه را همین قدرتهای غربی قوانین و موازین بین المللی و احترام به تمامیت ارضی و استقلال کشور ها مینامیدند خود همه انها را کنار گذاشته و هیچگونه حد و مرزی برای تجاوزات خود نمی شناسند.همه این قوانین و موازین اعتباری روکشهای بودند برای استعمار جدید که تمام مداخلات و غارتگری های خود را در زیر این دستکش مخملین پنهان میکردند.اکنون که با ظهور قدرتهای جدید منطقه ای و جهانی این قاعده استعماری کار ایی خود را نه تنها از دست داده بلکه در سراشیب اضمحلال و سقوط اشکار قرار گرفته است مانند پلنگ زخم خورده گستاخ و بی مهابا به هرسو میتازد و می درد.اکنون که مرگ خود را اشکار میبیند همه ان مجاملات و شعار های ظاهری دروغین را بدور افگنده و صورت وحشی تمام عیار یافته است.با چکمه و کلاه خود استعمار گر قرن نوزدهم بمیدان امده است تا جامعه متزلزل و اصیب پذیر کنونی جهان را به جنگل مبدل گرداند.زورگوییها و تهدیدات بی پرده و بی تعارف زمامداران زمامداران کاخ سفید و تل ابیب که همان زنگیان مست روزگار ما اند پرده نازک مدنیت و شعار های دیموکراسی و حقوق بشر را دریده و صورت عریان بربریت مغولی را بخود اختیار کرده اند.تا کنون وقتی در جهان تخلف و تجاوزی صورت میگرفت قربانیان با توسل به همین قوانین و شعار های خودساخته به دفاع از خود می پرداختند اکنون که همه پرده ها دریده شده و همه قوانین و موازین ادعایی اشکارا لگد مال میشوند قربانیان چه توسل و متکایی بدفاع از خود در دست دارند؟ایا این صحنه ها همان جنگل نیست؟جوامعی که مورد ظلم قرار میگیرند بکجا تکیه کنند؟چه دستاویزی در دست دارند؟وقتی اسراییل نیمه ای از کره خاکی را سرزمینهای موعود از سوی خدایان و اسطوره های بافته شده خود می پندارند و ریختن خون همه زنده جانها را برای خود حلال و تکلیف مذهبی می انگارند که همه مطلق و بلا معارض پنداشته میشوند قربانیان شان به کدام اصول اخلاقی و بین المللی متوسل گردند.حرص خبیث سرمایداری و صهیونیسم که هیچ حد و مرزی برای خود نمی شناسند امروز جنگهای خود را صورت مطلق و مقدس داده اند که هیچ جای اشتی و تفاهم باقی نمیگذارد.وقتی امریکا و اسراییل منافع خود شان را در اقصای قاره افریقا و خاور میانه تعریف میکنند دیگر چه تضمینی برای استقلال و تمامیت ارضی همسایگان باقی میماند مگر اینکه مانند بهلول کلاه خود را به هوا بیاندازند و بگویند خدایا همین را هم به سلطان محمود بده تا عطش حرص بندگان حریص خود را فرو بنشانی.امروز حرص وحشی سرمایداری و هیولای صهیونیسم همه موازین و حدود بین المللی را بی اعتبار و بی اثر ساخته است.همه قوانین به اصطلاح حقوق بشری ،دیموکراسی و پرنسیبهای بین المللی جای خود را به قانون جنگل داده است.فروپاشی و بی اعتباری همه قوانین و موازین بین المللی دوران ما برخاسته از یک بحران عمیق معنوی و روحی انسان مد رن بویژه زمامداران بی لجام ان است.نمایش وحشیانه و منزجر کننده این سقوط اخلاقی و معنوی را در نسل کشی جاری و لایف غزه همه بشریت به تماشا نشسته است.زخم ناسور فلسطین که از ۷۵ سال تا کنون باز است و ازان هردم خون تازه می چکد نمایشیست زشت و انزجار اور از سوی صهیونیسم و سومایداری که میخواهند جنایت را عادی سازند و بقانون ملسط جنگل بدل سازند.ریشه این نمایش خونین خیلی ها عمیقتر ازانست که ما می پنداریم.اگر بشریت گله وار و گوسفند صفت بیدار نشود و نجنبد قانون گوشت تازه خوردن و مکیدن خون صاف کودکان جزیره ایپستین که محصول خالص سرمایداریست قانون عام جهان خواهد شد که دران جامعه باید مطابق بقانون زهاک ماران هرروز دو جوان سالم ومعصوم خودش را بدرگاه زهاک هدیه نماید تا قانون جنگل و جزیره ایپستین جهانی و جاودان بماند.

برای ما ساده دلان و خوشبین های مادرزاد که مدتهاست  افسانه دیموکراسی و حقوق بشر متمد نان را پذیرفته ایم و هنوز به ان دل خوش میداریم غیر منتظره و عجیب بنظر می اید که چگونه این متمدنان بشردوست و حقوقمدار اینگونه نا نجیب و وحشیانه عمل میکنند.این امر به هیچصورت تازه و تعجب اور نیست. حد اقل از پنجصد سال تا کنون استعمار گران دست اندر کار اماده سازی نظام ایپستینیسم و عادی سازی شر در جهان اند.همین ترامپ لندغر را که می بینید توسط یک جامعه مدرن و به اصطلاح متمدن بریاست جمهوری انتخاب شده است.بقیه اش را خود تان قیاس فرمایید.بر مبنای منفعت محض و احساس قدرت نظامی و تکنولوژی بیرقیب عمل کردن که شعار هرروزه و هر ساعته ترامپ است خود یک هنجار محض بدوی و سبوعیت خام است.انسانها را از ان نقطه ای به بعد متمدن حساب میکنند که بر مبنای اخلاق و انسانیت عمل نماید.هیچ تعجب نکنید که در قرن بیست و یکم انسان دوباره وحشی و گرگ خون اشام شود .این هشدار را مدتها قبل زیگموند فروید بما داده بود که میان تمدن و توحش انسان یک پرده بسیار نازک فاصله است که با کوچکترین بهانه دریده میشود و توحشش چون اتشفشانی دوباره سر خواهد زد.انچه را بصورت قطع در سیمای زمامداران امروزی غرب بگونه خاص و در جهان بصورت عام نمیتوتنیم ببینیم وقار اخلاقی و تعالی معنویست.نمونه برجسته و شاخدارش در امریکا دیده میشود.هیولای ایپستینیسم اکنون همه جهان را تهدید میکند.من از  وقتی این را می بینم زهاک ماران رادیگر یک افسانه مربوط به گذشتگان نمیدانم.بسیاری میپنداشتند که افشای جنایات جزیره ایپستین شاید مانند یک انفجار عظیم امریکا و دیگر جوامع غربی را تکان دهد و نظامهای سیاسی شان را زیر و زبر نماید اما دیدید که اب از اب تکان نخورد زیرا یک بیماری دیرپایی بود که ریشه در یک سنت تاریخی سیاسی  داشت یک عارضه اش از جزیره ایپستین سربر اورد که همه خود را دران متهم میشمارند.بی تفاوتی هم یک اتهام است که ما انرا معصومیت می پنداریم.انچه را هانا ارنت در شرح محاکمه ایشمن «ابتذال شر» مینامد در افتضاح جزیره ایپستین تبلور و تجسم کامل یافته است.زمامداران امریکا واسراییل همه آیشمن های امروزین اند.فرق فاحشی دیگری را که در جنگ افروزیهای امریکا و اسراییل می بینیم اینست که روایت محدودیت و مشروطیت را از جنگ های خود برداشته اند و انها را صورت مطلق و مقدس داده اند.انگونه مطلق و مقدس اند که دران نظامیان امریکایی و صهیونیستی حق دارند هر چه زنده جان در جبهه رقیب باشد بکشند و حتا بصورت لایف به نمایش بگذارند.این حق را انها از خدا گرفته اند که دران قربانی حق هیچگونه ترحم را ندارد.دشمن را به سیمای شر مطلق و شیطان تمام عیار ترسیم میکنند که به قاتلانش حق مطلق میدهد و هر گونه الزامی را ازانها بر میدارد.جنگهای سیاسی را با خرافات و اسطوره های کهن توجیه و تفسیر میکنند.
ظهور مجدد عیسا را در زبانه کشیدن اتش و جهش خون همه زنده جانان در شرق میانه ممکن و مشروط میدانند.جامعه کوچک یهودسیطره بر کل کره ارض و بخصوص از نیل تا فرات را وعده خدا بخود می پندارند.گویی خدا در خلقت ان موجودات دیگر در شرق میانه به خطا رفته است و همه انها را صدقه کاکل قوم برگزیده ساخته است.به همین دلایل است که می بینیم هیچگونه را حل سیاسی و تفاهم در جنگ امریکا اسراییل با ایران جایی ندارد زیرا فقط وعده خداست که باید تحقق یابد.یکی دیگر از نشانه های سقوط اخلاقی و معنوی زمامداران امریکا و اسراییل در  اینست که مقدس ترین امر انسانی را که همان خدا و مذهب است در خدمت پلید ترین اهداف و اغراض سیاسی خود قرار داده اند که درس عبرتیست برای همه.نمایشی است از قربانی کردن خدا در پای شیطان که نیچه ازان خبر داده بود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا