گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » انتـخاب میـان بــد و بـدتـر !
انتـخاب میـان بــد و بـدتـر !

انتـخاب میـان بــد و بـدتـر !

این متن متمم و مکمل نوشته های دوکتور ملک ستیز  تحت عنوان “عطر کلچه های حاجی عزیز و بوی امید” به رشته تحریر آورده شده.انسانها بعضی اوقات در همه ابعاد زندگی بشمول سیاست، حکومت، تجارت، مهاجرت، اشتغال و حتی موضوعات فامیلی و خانوادگی مجبور ميشوند که بین دو پدیده “بد” و “بدتر” بد را انتخاب کنند،Sometimes people are forced to choose the lesser of two evils.نخست منحیث یک مؤمن آزاده تأیید میکنم که اشغال هر کشوری توسط هر اشغالگر تحت هر عنوانی جواز ندارد و قابل تحمل نیست، اما چرا اکثریت قاطع مردم افغانستان در بیست سال جمهوریت به امید  فردای بهتر بین “بد” و “بدتر” بد را انتخاب کردند یا به عبارت ساده چرا مردم افغانستان (جز تعداد اندک بنام طالب که تعداد شان ۲ فیصد کل نفوس کشور نبود) اشغال افغانستان را توسط قوت های ناتو در سایه جمهوریت بگونه ای جام زهر درکشیدند و به امید فردای بهتر به آن لبیک گفتند؟ اگر دوستان ادعا می‌کنند که نخیر اکثریت قاطع مردم به آن اشغال و جمهوریت لبیک نگفتند پس:چرا نماینده های تمام احزاب جهادی و سیاسی در کانفرانس بن اشتراک کردند؟”به جز طالبان که دعوت نشده بودند و آن عدم دعوت نماینده های طالبان اشتباه بزرگ هم بود.”                                   

چرا شش میلیون مهاجر و مجاهد بعد از سال های دوری از وطن از کشورهای پاکستان و ایران بشمول تمام احزاب مجاهدین با رهبران، قوماندانان، اعضای شورای های اجرایی شان همه و همه کسی پیش و کسی پس در زمان اشغال افغانستان توسط قوت های ناتو زیر سایه نظام جمهوریت به افغانستان برگشتند و با نظام جمهوریت همکار شدند؟ مونیست ها، تکنوکرات ها، احزاب مجاهدین، افغان ملتی ها، شعله یی ها، ستمی ها همه و همه در نظام جمهوریت تحت نظر قوت های ناتو بیانگر این حقیقت نبود که مردم افغانستان به امید فردای بهتر بین “بد” و “بدتر” بد را انتخاب کردند؟باید تشریح شود که چطور مردم افغانستان حضور ناتو “بد” را نسبت به جنگ های خانمانسوز تنظیمی، تقسیم کشور به جزیره های قدرت، لاقانونیت، بی بندباری، چور، چپاول، غصب جایداد های مردم که حالت “بدتر” و “زشتر” بود ترجیع دادند؟ اگر دوستان منکر هستند یا آن حالات “بدتر” را فراموش کردند پس اجازه دهید که مشت نمونه خروار بعضی آن حالات “بدتر” از اشغال را به ذهن تان بیاورم.آیا تقسیم شهر کابل به جزیره های قدرت را فراموش کردید؟آیا فراموش کردید که زنان و محاسن سفیدان شهر کابل برای خرید یک سیر آرد و یک سیر چوب سوخت به چهارآسیاب و میدانشهر با پای پیاده و یا بایسکل میرفتند؟آیا جنگ های شمالی و “شمالی سوخته” را در دور نخست امارت فراموش کردید؟ آیا دو مرتبه که شهر مزار در دور نخست طالبان توسط مجاهدین و طالبان دست بدست شد فراموش کردید؟ هر باریکه شهر مزار را طالبان بدست می آوردند هزاره کشی و مزاری کشی میکردند و وقتیکه دوباره قوماندانان محلی مزار را از دست طالبان می‌گرفتند کانتینر های سربسته مملو از طالبان را که راهی شبرغان میشد که بیشتر شانرا در مسیر راه جل میزد فراموش کردید؟نکته مهم و خیلی جالب اینکه در زبان انگلیسی یک مقوله است که میگویند:
حالا که نظام جمهوریت سرنگون شده و طالبان به قدرت رسیده اند یکتعداد کوشش میکند که خود را استقلال طلب و ضد اشغالگران جا بزنند خود و گروه خود را استقلال طلب و قهرمان و اتل معرفی نمایند، یکتعداد با پوشیدن کلاه قندهاری اکت طالبی میکنند چنانچه یکتعداد در زمان جهاد و زمان جمهوریت با پوشیدن کلاه پکول اکت مجاهد بودن میکردند، در حالیکه طوریکه با ارائه ارقام و شواهدی که در بالا ذکر شد جز تعداد اندک بنام گروه طالبان باقی همه در موجودیت قوت های بیگانه زیر ساحه نظام جمهوریت از مزایای جمهوریت و پول خارجی ها امرار معاش و معیشت میکردند، حتی کسیکه ۱۳ سال تمام تحت نظارت قوت های ناتو که محافظانش نیز آمریکایی بود بعد از تکمیل ۱۳ سال اقتدارش یک‌شبه “اتل” “شیر” استقلال طلب و ضد اشغالگران شد، اگر چه ۱۳ سال زعامت او در حضور قوت های ناتو دست آورد های چشمگیر در وطن بوقوع پیوست که خلاصه آن دست آوردها چنین انعکاس میگردد:حالا که نظام جمهوریت سرنگون شده و طالبان به قدرت رسیده اند یکتعداد کوشش میکند که خود را استقلال طلب و ضد اشغالگران جا بزنند خود و گروه خود را استقلال طلب و قهرمان و اتل معرفی نمایند، یکتعداد با پوشیدن کلاه قندهاری اکت طالبی میکنند چنانچه یکتعداد در زمان جهاد و زمان جمهوریت با پوشیدن کلاه پکول اکت مجاهد بودن میکردند، در حالیکه طوریکه با ارائه ارقام و شواهدی که در بالا ذکر شد جز تعداد اندک بنام گروه طالبان باقی همه در موجودیت قوت های بیگانه زیر ساحه نظام جمهوریت از مزایای جمهوریت و پول خارجی ها امرار معاش و معیشت میکردند، حتی کسیکه ۱۳ سال تمام تحت نظارت قوت های ناتو که محافظانش نیز آمریکایی بود بعد از تکمیل ۱۳ سال اقتدارش یک‌شبه “اتل” “شیر” استقلال طلب و ضد اشغالگران شد، اگر چه ۱۳ سال زعامت او در حضور قوت های ناتو دست آورد های چشمگیر در وطن بوقوع پیوست که خلاصه آن دست آوردها چنین انعکاس میگردد:بیش از سه میلیون دختر و پسر بعد از تقریبآ دو دهه به مکاتب برگشتند قانون اساسی ترتیب شد، کشور دارای پارلمان شد، پول جدید بجای نوت های ده هزار افغانیگی دولتی و جنبشی در بانک های به میان آمد،  هزاران پروژه خورد و بزرگ عام المنفعه تنها توسط وزارت انکشاف دهات اجرا شد. صدها موسسه خصوصی تعلیمی در کشور ایجاد شد، . هزاران جوان به کشور های غربی برای ادامه تحصیل گسیل شدند، بعد از سالها افغانستان دوباره صاحب اردوی مجهز، مسلکی با یونیفورم عسکری گردید، شبکه های برق رسانی از کشور های همسایه احیا شد و کابل مرده چراغان شد.مهمتر از همه ‌کابل ویران شده توسط جنگ های تنظیمی و تحمیلی بشکل بهتر دوباره اعمار شد، دردا و حسرتا که فساد هم در همه ابعاد زندگی به اوج خود رسید، زیرا زمانیکه در در یک جامعه پول بدون عرق ریزی بدست بیاید بی بندباری و فساد افزایش پیدامی‌کند.خلاصه اینکه بیست سال جمهوریت بهترین فرصت بود برای آبادانی و انکشاف  کشور که متأسفانه از آن فرصت استفاده های شخصی صورت گرفت بیلیون ها دالر چپاول شد و الی از افغانستان باید دوبی جور میشد که نشد، برعلاوه اینکه به آن آرزو ها مردم کشورم نرسیدند بعد از سقوط جمهوریت چهار میلیون هموطنم دوباره مهاجر شد، دروازه مکاتب به روی نیم نفوس کشور هم بسته شد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا