گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » امارت طالبان کاریکاتور اسلام
امارت طالبان کاریکاتور اسلام

امارت طالبان کاریکاتور اسلام

اسپینوزا یکی از اعاظم تفکر فلسفی در غرب با صراحت و شهامت اندیشمندانه میپرسد اسلام که یک زمانی کانون تفکر فلسفی و استدلال های عقلانی بود و یک محور جوشنده علم و معرفت در جهان به حساب می امد،اندیشمندان و فلاسفه درخشانی چون ابن سینا،ابن الرشد و فارابی به دنیا عرضه نموده است و برای بار اول اینها بودند که اثار فلسفی بزرگ یونان را ترجمه و به اروپا منتقل نمودند.اروپایی که در ان زمان در توحش و جاهلیت بسر می برد و مسیحیت که با مسلط گردانیدن تفتیش عقاید دانشمندان و متفکران را زنده در اتش میسوزاند و یا به دهان وحوش می سپرد.چگونه شد که اروپا با داشتن ان گذشته سیاه و مسیحیت با ان کارنامه تاریک  وحشت اورش پاک شدند و ان روزگار سیه را از یاد جهانیان فراموش ساختند                       

اما اسلام با ان گذشته درخشان و عظمت افرین در روزگار خودش این چنین به انحطاط افتاده و متهم به قهقرا گرایی و دورافتادگی از کاروان پیشرفت بشریت شده است؟در دوران گذشته اسلام متفکران و فلاسفه بینظیر ایمان شان را به  عقلانیت محک میزدند و پایه ایمان خود را بر ستونهای استوار عقلانیت استحکام می بخشیدند.از تفکر انتقادی و بحثهای استدلالی حتی با بی خدایان نمی هراسیدند و در اوج حاکمیت دین و شریعت اثار عظیم و گرانبهایی فلسفی از خود بجا گذاشتند.
اما امروز دوباره به قهقرای تفکرات جزمی و ارزوی  بازگشت به دوره بدویت ،تعصبات کوته بینانه و عقل ستیزانه روی اورده است؟جا دارد امروز همه اندیشوران و فرهنگیان و روشنفکران جهان اسلام این مساله اساسی را در مد نظر خویش قرار دهند و پاسخ درست این پرسش را دریابند زیرا بدون یافتن پاسخ به این سوال بنیادین قادر نخواهند بود راه شان را بسوی اینده نوید بخش بگشایند.اسپینوزا خود یکی از دلایل این انحطاط و عقبگرایی را در هجوم بیرحم و غارتگرانه استعمار در سرزمینهای اسلامی میداند که تقریبا همزمان با سقوط خلافت عثمانی رخ داده و نظم و شالوده سیاسی و اداری جهان اسلام در پی ان فرومیپاشد.این وضعیت سرخوردگی و ناامیدی عمیقی را در میان مسلمانان ایجاد می نماید. تسلط و نقش ویرانگر استعمارگران درین سرزمینها حس حقارت و کینه عمیق در مردم ایجاد نمود .در نتیجه همین احوال مسلمانان در صدد واکنشهای عجولانه و ناعاقبت اندیشانه بر می ایند و برای باز یافتن مجد و عظمت از دست رفته مسلمین راه برون رفت ازان را در بازگشت به اصل و دیانت اصیل صدر اسلام تشخیص میدهند زیرا به نظر این عده از رهبران دور شدن از دیانت اصیل و خلوص اولی ایمانی در اثر سلطه تفکر عقلانی و شکاک استعمار گران  این انحطاط و فروپاشی مسلمین پیش امده است.ستیزه گری با تفکر انتقادی مدرن و عقلانیت استدلالی و بازگشت به تفکرات جزمی  سلف صالح به عقیده انها راه برون رفت ازین انحطاط تشخیص داده شد.که در پیامد خود اینهمه جزم اندیشی و تصلب فکری همراه با تعصب،تکفیر و تفسیق کسانی که تمایل به عقلانیت مدرن داشتند را  بوجود اورد.اسپینوزا در جای دیگر می افزاید که استعمار گران زرنگ از پا گرفتن این گروهها و احزاب افراطی و جزم اندیش خورسند بودند زیرا میدانستند که این روش انها محکوم به ناکامی بوده و  سبب گسترش بیشتر سلطه استعمارگران خواهد شد.
در نتیجه اروپا برای رهایی از گذشته خودش متوسل به عقلانیت و دوری از تعصبات مذهبی گشت در حالیکه مسمانان برای همین منظور مسیر برعکس انرا پیمودند.انکه گذشته سیاه داشت امروز پاک شد و انکه گذشته درخشان داشت  به انحطاط افتاد.گزینش چنین راه حل خطا سبب دفاع خطا از اسلام گشت.انگونه که علی شریعتی میگفت برای ویرانی و بدنام سازی اسلام به اسلام خوب حمله نکنید بلکه ازان بد دفاع نمایید.این نظر جامعه شناسانه شریعتی ما را مستقیم به رویکرد گروههای افراطی و جزم اندیش چون القاعده،داعش و گروه طالبان توجه میدهد که همه شیوه دفاع بد و غیر عقلانی از دین را در پیش گرفته اند.طرز تفکر و رویکرد عملی این گروهها دقیقا و بصورت سیستماتیک باعث ویرانگری و خانمانسوزی جوامع اسلامی خواهد گشت که این دقیقا نفوذ استعمارگران نو را درین سرزمینها بیشتر خواهد ساخت.همه این گروههای تندرو و جزم اندیش در هر قدمی که برداشته اند بسود استعمارگران بوده.برعکس هستی و امکانات این کشور ها را بباد میدهند و این کشور ها را بسوی بدویت و جاهلیت سوق میدهند.نمونه برجسته این مدعا شیوه حکمرانی طلبان در افغانستان است که از بدو تسلط مجدد این گروه رهبریت انها در تمام مدت چهار سال فرمان پشت فرمان صادر میکند تا نیمه نفوس این کشور را که زنان اند از همه هستی و حیات اجتماعی محروم سازد.ممنوعیت دختران و زنان از کسب علم و معرفت و دیگر مهارتهای اجتماعی بزرگترین دستاورد این گروه جهول و دیوسیرت در افغانستان است.از ۴ سال تا کنون امارت این جهال سر از عورت زنان بیرون نیاورده است.رژیم امارت جاهلی طالبان یک تصویر زننده متناقض و کاریکاتورگونه بسیار مضحک از اسلام و شریعت به جهانیان ارایه میدهند.این رویکرد متناقض و ریاکارانه اخیرا در استقبال سران این گروه از وزیر خدمات اجتماعی قطر در میدان هوایی کابل بود.این وزیر قطری که یک زن جوان دارای تحصیلات مدرن عالی است و صورت باز دارد از سوی رهبران طالبان که همه دست به سینه در دو سوی او صف بسته بودند مورد استقبال قرار گرفت که این عمل رهبران طالب یک عمل حرام و خلاف شریعت ،به اعتقاد خود شان،میباشد.این مدعیان کاذب شریعت از این ریاکاری و تناقض کاری خود شان کمترین شرم هم ندارند که خود شان بیست میلیون زن افغان را زنده بگور ساخته اند. 
این نمایش کاذب و متناقض مدافعین شریعت اسلام چنان اسلام و شریعت را مضحکه و مسخره افکار بدوی خود قرار داده اند و نسل جدید را از اسلام و شریعت گریزان و متنفر ساخته اند که هیچ قدرت خارجی استعمارگر و ضد اسلام به چنین کاری قادر نبوده اند.اینست ویران کردن اسلام با دفاع بد از اسلام.با ممنوعیت علم و معرفت بر زنان و همه نسل جوان اعم از مردان و زنان و ستیزه گری با عقلانیت طالبان ریشه ایمان را در دل مردم میسوزانند.ایمان غیر عقلانی و ریاکارانه با ماهیت دین و ایمان در تضاد قرار دارد.ایمانی که از روی ازادی و رضاییت قلبی نباشد ان ایمان نیست بلکه وحشتیست از سایه دیو.ایمان حقیقی ترس و غم را از دل مومن میزداید در حالیکه بنیاد حاکمیت دیوسیرت طالبان بر ترس و ارعاب مردم بنا یافته است.ایمان الهام بخش ازادگی،مناعت نفس و کرامت برای انسان است.ایمانیکه با شلاق تازیانه  باشدایمان نیست خوف است.بزرگترین فاجعه برای ملت اینست که تداوم و بقای این رژیم دیوسیرت همه انسانهای با معرفت و با فضیلت را ازین سرزمین می تاراند.انچه باقی خواهد ماند گله ای از ادمهای سربزیر  خواهد بود که همه تلقین میت شده اند و چون کالبد های بیروح در قبرستان خاموش راه خواهند رفت.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا