گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » ادعاهای بزرگ ودستاوردهای حقیر
ادعاهای بزرگ ودستاوردهای حقیر

ادعاهای بزرگ ودستاوردهای حقیر

بسیج میلیونی توده های عظیم مردم  در سرتاسر قلمرو گسترده ایران به رستاخیزی میمانست که در پی دعوت خمینی برای قیام در برابر استبداد و بیعدالتی در داخل و استعمار در بیرون براه افتاد.این حرکت مردمی بسرعت به سیل خروشانی بدل شد که همه موانع را بویژه در داخل کشور از سر راه خودش برداشت  که انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران بود.این حرکت چنان بود که همه گروهها و احزاب سیاسی از چپ تا راست و ازمذهبی تا غیر مذهبی را که شامل همه اقشار مردم میگشتند بمیدان جاذبه پرقدرت خود کشید.گویی همه اقشار مردم این حرکت را گشایشی بیسابقه ای برای نیل به اهداف بیان شده و بیان ناشده خود پنداشتند و به ان پیوستند.شعار ها و بیانات کلی ناگشوده این انقلاب که برای همه جاذبه و دلبردگی داشت عبارت بودند از ؛بسیار قابل توجه و تامل است که محور اصلی این انقلاب مذهب و رهبرش یک روحانی وجیه المله بود و همه احزاب و گرایشهای فکری دیگر که با ان همراه و همرکاب شده بودند به نوعی مهمان های خوانده و ناخوانده بودند.به هرصورت همه ملت با همه انواع گرایشات خود دل به این انقلاب بسته و همه خواستهای خود را در گرو ان میدانستند.همه در تحقق این انقلاب همبستگی و همراهی خود را نشان داده بودند.اینک انقلاب پیروز گشته و همه با این سوال روبرو اند که چه نوع حکومتی باید ساخت و چه کسانی باید حکومت کنند؟این نقطه عطفی بود که در ان همه در برابر یک خوان رستم قرار گرفتند.چه کسی باید حکومت کند؟خمینی و همه حواریان روحانیش که خود را مالک و سکاندار اصلی کشتی انقلاب میدانستند با جزمیت و ضیقی تفکری که داشتند هرگز حاضر نبودند نظام سیاسی ای را تشکیل دهند که همه احزاب و گروههای سیاسی مختلف در ان نقش داشته باشند.گفتند فقط جمهوری اسلامی انهم با محوریت «ولایت فقیه» سوراخ تنگی که هیچکس جز اخوند نمیتوانست ازان عبور کند.همه ان خواسته های عظیم مردمی و ان شعار های کلی همه شمول به حاکمیت ولایت فقیه تقلیل یافتند.انقلابی که در هیکل یک پیل عظیم نمودار گشته بود یک موش زایید.همین معنی بود که مرحوم مهندس مهدی بازرگان گفت انقلاب اسلامی ایران بصورت یک فیل ظهور نمود اما ازان فقط یک موش زایید.او همه مسایل را درین استعاره زیبا با هنرمندی بیان کرده است.
این همان بزنگاه بزرگ تاریخ و ازمونگاه تمام نمای معضلات سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی ملتهاست بنام «قدرت» که تقریبا همه رزماوران مبارزات سیاسی اجتماعی درین ازمونگاه سپر افگنده اند.هواخواهان و سینه چاکان جکومت ولایت فقیه که خود را سکانداران اصلی انقلاب میدانستند همه شخصیتها و گروههای شامل در انقلاب را یکی پی دیگر دست بسر کردند و بیرون انداختند.درین نقطه حساس است که یک انقلاب همگانی پایگاه واقعی خودش را که همان خواستهای مشروع همگانیست از دست میدهد و بسوی تمرکز روزافزون قدرت در دست اقلیت یا قشر کوچک اجتماعی با شتاب راه می پیماید.همه احزاب و جنبشهای اسلامی در کشور های اسلامی دیگر که الگوی انقلاب اسلامی ایران را با خوشبینی ایینه تمام نما و محور وحدت برای خود میدانستند با تقلیل همه ارمانهای بزرگ و جهانشمول اسلام به یک نگرش فرقه ای و جزم اندیش گرفتار سرخوردگی تاسفباری گشتند.باز این نمایش دیگر از تولد یک موش از یک فیل عظیم بود.این نقطه ای بود که همه ان ارمانهای بزرگ وحدت بخش و جهانشمول باید از فلتر تنگ دیدگاه اخوند میگذشت که چنین نیز شد.نکته ایکه برای همه ما دانستنیست اینستکه اگر یک انقلاب مردمی در صدر همه ارمانهایش عدالت اجتماعی و ازادی مردم را نتواند در حد ممکن براورده گرداند همه اعتبارش را از دست خواهد داد.همه اتکای مردمی خود را نیز از دست میدهد.عدالت اجتماعی و رسیدن به ازادیهای معقول ارمانیست که همه بشریت در امیدش میسوزند.هیچ ارمانی برتر و مقدستر ازین در عالم واقعیت نمیتوان تصور نمود.عموم انقلابیون بعد از پیروزی تمام هم و غم شان تمرکز ،حفظ و تداوم قدرت میشود و بقیه همه ارزوها و اهداف انقلاب بفراموشی سپرده میشود.هیچ چالش خارجی،اضطرار و تهدیدات بیرونی بیعدالتی و استبداد داخلی را نمیتواند توجیه نماید چون اینها اهداف اصلی و وجودی یک اجتماع سالم بشمار می ایند.غم انگیز تر و نومید کننده تر از همه اینها اینست که یک اقلیت حاکم  که با جانفشانیهای عظیم یک ملت بقدرت رسیده اند و همه اقشار مردم یک عمری در پی شان دویذه اند غرق همه ناز و نعمتها و امتیازات شوند و ملیونها  بلکه میلیاردها سرمایه ملت را بغارت برند و در برابر چشمان حسرت زده یک ملت قصر ها بر افرازند و سرمایه ها بیندوزند و مشغول زندگیهای افسانه ای خود کردند.این ها دیگر فقط سبب نارضایتی ها و گله مندیهای دوستانه و خوشبینانه ملت نمیشوند بلکه خشم و کینه مهار ناپذیری را در مردم بیدار میکند تا از انقلاب خود پشیمان گردند و سر به طغیان بردارند و اتشفشان همگانی تر و خشک را باهم بسوزاند.
این یک طغیانیست که نه خودش را میتواند کنترول نماید و نه میتواند از ویران کردن جهان بر سر کسانی که جهان را بر سر مردم ویران کرد ه اند صرفه نماید.مردم ایران هم از براورده نشدن ارمانهای شان در طول دو نسل و خیانت بخود خشمناک اند که اگر جرقه هایش  فراگیر و کنترول ناپذیر گردند   میتواند تمامیت ارضی ایران را به خطر بیاندازد.این دقیقا همان چیزیست که امریکای شرور و فاشیسم اسراییل میخواهد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا