عقلای عالم یکی از کمالات و امتیازات انسان را در فرهنگی شدن و فرهنگی بودن او میدانند و معتقدند که انسان در پروسه انسان شدن خودش فرهنگ انسانی را می افریند و همراه با این فرهنگ افرینی خودش را به مثابه انسان نیز می افریند.با هر قدم برداشتن در جهت فرهنگ افرینی یک قدم خودش را از حیوان غریزی محض بودن و سلطه جویی و درنده خویی بالاتر میکشد.بعد ازین مشکلات خود را نه با شاخ زدن و لگدپراندن بلکه با عقلانیت و مسالمت جویی حل میکند.انواع و اقسام دکتورینها و ایدیولوژیها و ایده الهای مدینه فاضله در جهت همین هدف ایجاد و طراحی شده اند تا انسان به این وسیله خودش را از غریزه خام خشونت جویی و سلطه گری رهانده و خواسته های بی لجام و زیاده طلبی های خویش دا در چوکات قانون دراورد،قانون مدنی و مدنیت سازی.یکی از نقشهای محوری فرهنگ و عقلانیت ایجاد تمدن و پرورش انسان متمدن است.باید دانست که عقیده پردازی ،دکتورین افرینی و تیوری بافی و ایده ال افرینی ،چه دینی و چه غیر دینی خود هدف نیستند بلکه همه ابزار هایی اند برای انسان شدن و انسانی زیستن.توماس هابس فیلسوف انگلیسی و واضع نظریه قرارداد اجتماعی با زیرکی و واقعبینی تمام میگفت انسان گرگ انسان است. بیشتر بخوانید »