سارتر معتقد است که خلق از عدم (creatio ex nihilo) که یکی از آموزههای اصلی مسیحیت است، (۱) محال است و خدا نه علت محدثۀ عالم است و نه علت مبقیۀ آن. (۲) از نظر او مفهوم خالق که انسان به خدا نسبت داده صرفاً ناشی از نوعی فرافکنی است. انسان در زندگی خود دست به خلاقیت میزند و این اعمال خلاقه، او را به سوی این توهم سوق میدهد که عالم نیز دارای خالقی به نام خداست. سارتر در مقدمۀ هستی و نیستی استدلالی را در رد خلقت ذکر میکند که از دو بخش تشکیل شده است. (۳) در بخش اول میگوید:«یک پیشداوری بسیار رایج که ما آن را «خلقتگرایی» (creationism) مینامیم، اغلب دیدگاه روشنی را در خصوص پدیدار وجود دچار ابهام کرده است. چون انسان ها تصور کردند که خدا به جهان وجود داده است، وجود همواره آلوده به نوعی انفعال به نظر رسیده است. بیشتر بخوانید »
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید














