در آغاز دهه سوم عمر بود که آنچه درآینه صاف ذهنش نقش میبست و خطراتی را که میدید، با جوانان در میان میگذاشت، چندان عمر نکرد؛ ۴۴ سالگی از دنیا رفت و امروز درست ۴۶ سال از درگذشتش میگذرد! در همین عمر کوتاه بیش از ۳۵۰ اثر در ۳۸ مجموعه آثاراز او جمع آوری شده است.بیش از نیم قرن است که چپ و راست؛ سلطنت طلب و سلطنت ستیز، روحانی و جسمانی! به او دشنام میدهند و از چاله به چاه افتادنهای ملت را به او، که «معلم انقلاب» نام گرفته بود نسبت میدهند! حال آنکه در ۲۹ خرداد سال ۱۳۵۶ یعنی ۲۰ ماه قبل از انقلاب از دنیا رفته و پیشتر هشدار داده بود: هرانقلابی قبل از آگاهی فاجعه است!چپها خاطره مباحثات رقابتآمیز ایدئولوژیک او با جوانان تودهای از دبیرستان تا دانشگاه و کنفدراسیون دانشجویان اروپا، سلطنتطلبها دلبستگی او به دکتر مصدق و نهضت ملی، عضویت پدرش در نهضت مقاومت ملی پس از کودتای ۲۸ مرداد و بعدها خودش در نهضت آزادی خارج کشور و مبارزات منجر به اسارتش در زندانهای قزل قلعه و اوین را از یاد نبردهاند به مراتب بیش ازاینان، روحانیت سنتی شیعه با او درافتاد و گستردهترین و کینهتوزانهترین حملات را برای خاموش کردن چراغی که فراراه جوانان برافروخته و حسینهای که مقابل کاخ جوانان رونق داده بود، تا چند دهه پس از مرگش! انجام داد.بی تردید در تاریخ ایران هیچ نویسندهای درباره اسلام، پیامبر و به خصوص اهل بیتش به اندازه دکتر شریعتی کتاب تحلیلی و تاثیرگذار ننوشته و بیش از او از سوی طبقهای که روضهخوان و نانخور اهل بیت بودند دشنام نشنیده و دشمنی ندیده است!به چه جرمی؟ همین که میگفت: ما در اسلام عالم دینی داریم نه روحانی، ما دستگاه، طبقه و تیپی به نام روحانیت نداریم، روحانیت همچون فکل و کراوات و دیگر مظاهرغربزدگی (کلیسای مسیحیت ) است، بیشتر بخوانید »