بارها در باب این مطلب آورده بودریم که دین و حکومت یا قدرت سیاسی به لحاظ غایت شان با یکدیگر تباین آشکار دارند و حتی در میدان عمل در تقابل یکدیگر قرار میگیرند و اهداف نهایی ایندو قابل جمع نیستند.اگر به یکی متعهد باشم و آنرا غایت کار خود قرار دهیم از دیگری باید دست بشوییم زیرا هر کدام این غایات دیگری را بمثابه ابزار خویش میخواهد که نمیتوان با یک دل دو دلبر داشتن.یا ازین باید یا ازان دل برداشتن.دین هدایت میخواهد و فضایل اخلاقی که اگر به این مرام نایل گردد کمال خدمت را انجام داده است.دین به باطن و وجدان اخلاقی انسانها کار دارد اما حکومت به جسم و زندگی عملی انها،دین در شیوه کار خودش بیداری وجدان اخلاقی و ایجاد انگیزه درونی و معرفت اخلاقی در تشخیص و تمییز خیر و شر را در زندگی میخواهد. دیانت و اخلاق دستگاههای عریض و طویل استخباراتی ،تعقیب و شکنجه،سانسور و زندان سربه نیست کردن را ضرورت ندارد.اگر دین در شیوه خود متوسل به این روشهای غیر انسانی و غیر اخلاقی گردد در رسیدن به هدف نهاییش ناکام و ورشکسته خواهد بود.با وجود صراحت درین امر چرا عده ای اینقدر عاشق ،ذوق زده و سینه چاکان حکومت دینی اند بیشتر بخوانید »
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید














