گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » قرئت جهان وطنی ازاسلام و طالبان
قرئت جهان وطنی ازاسلام و طالبان

قرئت جهان وطنی ازاسلام و طالبان

آنچه در قسمت اول این بحث خواندید  مقدمه و مرور کوتاهی بود برای به نمائیش گذاشتن چهره دهشتناک طالبان و سائر گروه های بنیاد گرای شریعت مدار که به اتکای مطلق و دگم به منابع شبه اسلامی زور را حق می پندارند و خود را صف مرصوصی ازعلمبرداران راستین دین وشریعت خدا می شمارند  . لذا تکلیف شرعی خود می بیند که سلطه استخباراتی خود را که با خرافات شبه مذهبی ملمع کارشده است توجیه و  تیوریزه سازند . بدین سبب معرفت شناخی طالبانیستی نیز با معرفت بشر امروزی گسست و تناقض پیدا میکند . در زمینه حقوق سیاسی و مدنی شهروندان و حقوق انسانی شان در شرائطی که آزادی های مدنی در پارادایم و الگوی انسان امروزی  میباشد متوصل به قرئت جهان وطنی از اسلام می گردند

مروجان این قرئت خون الود  طالبانی بویژه آخند نمای بنام عبدالقاهر بلخی  با بی شرمی و بی حیائی نظام برده گی را جزی از اسلام می شمارد این عوارض روشن قرئت ” جهان وطنی از اسلام ” است که مناسبات جاهلی قبل از اسلام در قبأیل عرب  را به عنوان مبادی دین مقدس اسلام می خواند .واقیعت این است که اساسأ دین اسلام توسط حضرت محمد پیامبر برای ریشه کن ساختن تدریجی چنین مناسبات جاهلی مانند کنیز و برده گی در شبه جزیره عرب ظهور کرد . از سوی دیگر احیای عزت و شرف از دست رفته زن و مرد در سرزمین جاهلی عربستان از مبادیی دین اسلام پنداشته شد . چنانچه قبلأ نیز گفتیم در مفهوم جهان وطنی تعلقات مادی و معنوی به کشور خودی و خاصی وجود ندارد و فرد جهان میهن علایق فرهنگی، سنتی و سیاسی ویژه‌ای نسبت به سرزمین و کشور اصلی خود ندارد و بنا به اعتقاد به مشترک بودن جهان به عنوان سرزمین تمامی بشر؛ به حکومت جهانی می‌اندیشد؛ و با هرگونه مرز فرهنگی، سیا سی مغایرت دارد.البته این نگاه به تفکر دینی و مناسبات انسانی در مغائرت کامل با مفهوم ” هویت ” که از سوی خداوند ج در جامعه بشری نشان دهی گردیده است قرار دارد و شبه دولت قیم سالار و قبیله پرور را به عنوان دولت دینی بنام امارت اسلامی حاکم می سازد و معتقدان به این تفکر مردم سالاری و حاکمیت مردم را کافر مآب و غیر دینی می پندارند . حامیان گفتمان جهان وطنی سعی میکنند تا این تفکر را در همه حوزه های اعتقادات ، اخلاق و سیاست در تمامی جهان با رسمان کهنه ای بنام ” بیعت ” با امیر المؤمنین اِعمال کنند . روی همین استدلال نیز وقتی جنگجویان متعلق با همه کشورهای عربی و  آسیای میانه که از چندین دهه بدینسو از سوی شبکه های استخباراتی پاکستان درکنار طالبان افغانستان تحت پرورش قرار داشتند و طی بیست سال نظام جمهوریت در افغانستان نیز درازمیان بردن شیرازه مادی و معنوی  مردم افغانستان شانه با شانه می جنگیدند و به آتش می کشیدند وقتی در نتیجه انحراف از معاهده دوحه جنگجویانی بنام طالبان افغانستان که بروی همین قرئت جهان وطنی از اسلام همه گروه های جنگی مانند القاعده ، تحریک طالبان پاکستان ، گروه جیش العدل که بنام  آزادی برای بلوچستان ایران علیه حکومت جمهوری اسلامی ایران می جنگند ، (امو) یا جنبش اسلامی اوزبيکستان ، جنبش ترکستان شرقی (اویغوری ها ) وغیره جنگجویانی که از حمایت شبکه های استخباراتی پاکستان بهره مند بودند آنگاه که عمران خان زمام امور نخست وزیریی پاکستان را بر عهده داشتند یکجا با طالبان افغانستان وارد افغانستان شدند . البته باید گفت که احتمالأ این عملیه  با پیروی از این دستور الهی که می فرمایند إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ﴾ مؤمنان برادر یکدیگرند; پس بین دو برادر خود صلح و آشتى برقرار سازید و تقواى الهى پیشه کنید، تامشمول رحمت او شوید.درحالیکه احکام مندرج این آیه درمغائرت با برداشت استخباراتی جابجائی در مقامات رسمی یک جامعه است بلکه زندگی خصوصی میان انسان ها را به نمائیش میگذراند .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا