
اعتراضات اخیر در هرات، کابل و برخی دیگر از شهرهای افغانستان صرفا یک واکنش اجتماعی نیست، بلکه باز تاب بیداری عمیقی در جامعه اسلامی افغانستان است.انچه امروز در کشور جریان دارد، تقابل دو روایت از اسلام است؛ از یک سو اسلام تمدنی، عرفانی و معتدل خراسان و از سوی دیگر قرائتی سختگیرانه که دین را در چارچوب محدودیت و انحصار تعریف میکند.
ملت افغانستان طی بیش از پنج دهه گذشته همواره قربانی دو جریان افراط و تفریط بوده است. در دورههای مختلف، گاه ارزشهای دینی جامعه تحت تاثیر روایتهای سکولار قرار گرفت و امروز نیز بخشی از جامعه با قرائتهای سختگیرانه از دین مواجه است.اما واقعیت اینست که نه افراط سکولاریستی و نه تندروی دینی، هیچکدام با هویت تاریخی افغانستان سازگار نبودهاند. افغانستان سرزمین اسلام اعتدال، علم، عرفان و همزیستی بوده است.
سرزمین ما وارث تمدنی استکه از بلخ، هرات، بخارا و سمرقند برخاسته است؛ تمدنی که پرچمداران ان عارفان و اندیشمندانی چون مولانا جلالالدین محمد بلخی و خواجه عبدالله انصاری بودهاست.اسلامیکه در وجدان مردم افغانستان ریشه دارد، اسلام رحمت، عدالت، دانش و کرامت انسانی است. از همین رو، هرگاه رفتاری بنام دین با این ارزشها در تعارض قرار گیرد، واکنش اجتماعی نیز شکل میگیرد.
طالبان مشروعیت فکری خود را به مکتب دیوبند نسبت میدهند، اما عملکرد انان در حوزه اموزش، کار و حضور اجتماعی زنان، پرسشهای جدی را به وجود اورده است.در حالیکه بسیاری از مراکز و علمای وابسته به سنت دیوبندی در شبهقاره هند، اموزش و فعالیت اجتماعی زنان را در چارچوب ارزشهای اسلامی پذیرفتهاند، سیاستهای طالبان در این زمینه بسیار محدود کنندهتر است.از این رو، شماری از ناظران معتقدند که طالبان در برخی حوزهها حتی از قرائت سنتی دیوبند نیز فاصله گرفته و به سوی تفسیری سختگیرانه تر از دین حرکت کردهاند.
اعتراضات اخیر در اساس یک داد خواهی اسلامی و اجتماعی است. این حرکت از متن جامعه مسلمان افغانستان برخاسته و خواهان کرامت انسانی و حقوق مشروع زنان در چارچوب ارزشهای اسلامی است.نخبگان ملی، علمای مستقل و جریانهای سیاسی کشور باید هوشیار باشند که این مطالبات مشروع توسط روایتهای افراطی یا جریانهای ایدیولوژیک مصادره نشود. همانگونه که نباید اجازه داد مطالبات اسلامی زنان به نام روایتهای فیمینیستی غربی مصادره گردد، نباید این دادخواهی مشروع نیز با برچسب مخالفت با دین و شریعت سرکوب شود.
مدیریت خردمندانه این روند میتواند افغانستان را به سوی اصلاحات، مشارکت ملی و ثبات پایدار هدایت کند و از تکرار چرخه های تلخ بحران و جنگ جلوگیری نماید.انچه امروز در هرات، کابل و دیگر شهرهای افغانستان در حال شکلگیری است، بیش از یک اعتراض مقطعی، بازتاب تقابل دو نگاه به اسلام و جامعه است. ملت افغانستان وارث تمدنی است که بر اعتدال، عدالت و کرامت انسانی استوار بوده است.از این رو، وظیفه تاریخی نخبگان، علمای مستقل و نیروهای ملی انست که این بیداری اجتماعی را در مسیر اصلاحات، وحدت ملی و احیای اسلام معتدل و تمدنی هدایت کنند؛ زیرا اینده افغانستان نه در افراط و تفریط، بلکه در بازگشت به میراث اصیل اسلامی و تمدنی خراسان رقم خواهد خورد.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید