یادداشت نواندیشی : مطلبی را که می خوانید واحتمالأ میشنوید سخنان محترم استاد محمد امین فروتن از شخصیت های سیاسی ، فرهنگی وعلمی افغانستان است که به دعوت رادیو وزئن کتاب در ویبناری به غرض تبیین دومؤلفه مهم دردوران زمامداریی حزب دموکراتیک خلق افغانستان یعنی برنامه آشتی ملی که با لشکر کشی ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی برهبریی لئونید برژنیف منشی عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیری شوروی توسط ببرک کارمل منشی عمومی حزب دموکراتیک خلق افغانستان اعلام گردیده بود وبرنامه موسوم به مشی مصالحه ملی که پس از ناکامی برنامه آشتی ملی و تغییر سیاست های استراتیژیک اتحاد جماهیر شوروی و با روی کارآمدن میخائیل گرباچوف بحیث منشی عموی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی وبا تغییر در رهبریی حزب دموکراتیک خلق افغانستان به جایی ببرک کارمل ، دکترنجیب الله رامنصوب ساختند .ازآنجائیکه انتصاب دکتر نجیب الله که ازلحاظ قومیت پشتون تباربود با حذف ببرک کارمل که متعلق به قوم تاجیک بود میان اکثریت هواداران در داخل حزب دموکراتیک خلق افغانستان شکوک و شبهاتی ایجاد کرد که گویا نجیب الله در بستریک استراتیژیی قومی از سوی حزب کمونیست اتحادجماهیر شوروی به قدرت رسانده شده است روی همین دلیل نیز از همان آغاز اختلافات درون حزبی در تمامی صوف و رهبریی حزب دموکراتیک خلق افغانستان آغازیده شد . بنأ لازم است که در جایگاه روشنگرانه ورسالت اندیشمندانه ای که تربیون نواندیشی برعهده دارد از جناب استاد فروتن که در چنین بحث علمی سیاسی اشتراک نموده بود و برادر فاضل و روشنگر جناب سید نوید محسنی متصدی و گرداننده رادیو وزئین کتاب که این ویبناری را ترتیب و گرداننده گی نموده بود ابراز سپاسگذاری نمائیم
دوستان فرهیخته و حاضران در مجلسی که به ابتکار برادر عزیز ما جناب آقای سید نوید محسنی متصدی و گرداننده رادیو کتاب بخاطر ادای رسالتی که در برابر نسل های آئنده داریم گردهم آمده اید به تک تک شما سلام و درود می فرستم . خوشحال هستم که امروز در جمع شما بزرگان و دانشمندان عرصه تاریخ و سیاست افغانستان درد دیده و مجروح حضور پیدا کردم و بر یکی از مهمترین مسائل تاریخ معاصر افغانستان که همانا سیاست ها و استراتیژیی اتحاد جماهیر شوروی در قالب برنامه مصالحه ملی بوده سهم می گیرم ! پس از آنکه دیگر مارکسیسم نتوانیست نیاز های انسان معاصر دراتحاد جماهیرشوروی را پاسخ گوید در ماه مارچ ۱۹۸۵با روی کارآمدن میخا ئیل گرباچوف بحیث منشی عمومی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی که بااجرای برنامه های معروف خود بنـــام هــای ” پروسترویکا” یا ” بازسازی و ” گلاسنوست ” یعنی شفاف سازی در هرم قدرت قرار گرفت گرباچوف خواستارتوقف درگیری های پرهزینه و تمرکز بر اصلاحات داخلی شد و در مقدم این اصلاحات پایان حضور اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان را اعلام کرد و برای اینکه بتواند کشور های غربی ایالات متحده و کشور های منطقه بویژه پاکستان را قانع بسازد تلاش کرد تا رهبریی حزب دموکراتیک خلق افغانستان تغییر کند و نجیب الله را که از هویت قومی پشتون برخوردار بود جا گزین ببرک کارمل بسازد .ببرک کارمل که در ۱۶ جدی ۱۳۰۸ در دهکدهٔ کمری واقع در شرق کابل در خانوادهای تاجیک زاده شد ه بود . به گمان اغلب که این تغییرپس از ارزیابی علت ناکامی برنامه آشتی ملی که از سویی ببرک کارمل تاجیک تباردردهه ای ۱۳۶۰ برای حفظ نظام کمونیستی مطرح گردیده و نتوانیسته بود افغانستان را به آرامش برساند به جایی آن برنامه موسوم به ” مشی مصالحه ملی ” را که با تغییر فریبنده و در عین حال به مثابه یک دام خونین در بستر تغییرات بنیادی اتحاد جماهیر شوروی ازسوی دکتور نجیب الله که سابقه ریاست خدمات اطلاعات دولتی (خاد ) را داشت اعلام گردید.
هرچند میخائیل گرباچوف منشی عمومی حزب کمونیست اتحاد شوروی سابق بر ماتریالیزم دیالیکتیکی و تاریخی در باور بر علم و خرد غیر متعهد با فطرت الهی سروکار داشت اما در حوزه جامعه شناسی سیاسی نتوانیسته بود از باورو اعتقاد بر مؤلفه های چون ملیت و تبار رهائی یابد . روی همین دلیل دکتور نجیب الله پشتون تبار را جاگزین ببرک کارمل تاجیک تبار ساخت. درست در بستر همین نگاه استراتیژیک بود که استعماربریتانیه وحکومت تازه تأسیس شده پاکستان همیشه به عنوان بزرگترین مزاحمت کننده درمخالفت با ملت سازی همه شمول وواقعی در افغانستان عمل نموده اند یعنی اینکه هرم قدرت اول در افغانستان با ید بدست یک پشتون تبار قرار داشته باشد که این نگاه خود در مغائرت با روح دین مقدس اسلام و تمامی ارزشهای حقوق بشری قرار دارد . وما به عنوان کسانی که در صف اول معترضان حمله ارتش سرخ قرار داشتیم و سردی ها و گرمی های هجرت و جهاد را چشیده ایم در تمامی دوره هجرت و مقاؤمت شاهد این حقیقت دردناک بودیم که ISI سازمان اطلاعات ارتش پاکستان چگونه برای گسترش این نگاه معیوب که گویا دررأس هراداره و دولتی که در افغانستان و بنام مردم افغانستان بوجود میآید باید یک “رأس ” پشتون تبار حضور داشته باشد تلاش میکرد ؟ البته این حقیقت درد ناک از زبان تعدادی از افسران نظامی مانند جنرال پرویز مشرف گاه گاهی شنیده می شد و حتی بر این گونه هذیان ها افتخار و مباهات می نمودند . اما جالب و سخت شگفت انگیز در عین حال مملو از یک پارادُکس آنجا و آنگاه بود واکنون نیزهست که اگراز یکسو نگهبانان عمق استراتیژیک پاکستان برای افغانستان جنگزده و مجروح نسخه ای را تجویز میکرد که باید دررأس هرم قدرت درافغانستان یک پشتون تبارحضور داشته باشداما شهروندان پشتون تبارکشور پاکستان از ابتدائی ترین حقوق انسانی محروم اند و با دلائیل واهی روانه سیاه چالهای که آنرا زندان ها ی دولتی بنام “اسلامی جمهوریه پاکستان ” می نامند میگردند. لهذا خوشوقتم که امروز در بحثی راجع به مسائلی چون”آشتی ملی ومشی”مصالحه ملی”که درتاریخ خونین افغانستان به عنوان داغ های سرخی ازاستعمارجدید باقی خواهند ماند شرکت می کنم .صمیمانه اذعان باید کرد چنانچه این جانب بار ها براین نکته تأکید نموده ام که دربوجودآوردن این وضعیت تارو تاریک ودسیه های غافل کننده دشمنان میهن فرد ، فردی از ما مسؤل ایم چه آنهای که با تأسف درفقدان بصیرت وشناخت لازم از توطئیه های استعماردردامهای فریبنده ای بنام”آشتی ملی”و”مشی مصالحه ملی” افتادند و چه آنهای که بصورت آگاهانه و یاهم نا آگاهانه فریب این دلالان خونخوار را نه خوردند و به مقاؤمت خویش ادامه دادند. 
اما شخص طاهر بدخشی هم زمان با کودتای ثور ۱۳۵۷ در وزارت تعلیم وتربیه بحیث رئیس نشرات آن وزارت تقررحاصل نمود که با تأسف قبل از حمله ارتش اشغالگر بر افغانستان در عقرب سال ۱۳۵۸ توسط دژخیمان باند امین همراه با فرزندش بایقرابدخشی که محصل پولیتخنیک کابل بود یکجا با صدها تن از هوادارانش تیر باران شد که با حمله ارتش سرخ اتحاد شوروی برافغانستان دربرنامه موسوم به ” آشتی ملی ” به دولت دست نشانده برهبریی ببرک کار مل پیوستند . خلاصه اینکه ببرک کارمل که درزمامداریی لئونید برژنیف منشی عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی در پیشواز حمله بر افغانستان بحیث رئیس شورای انقلابی افغانستان به قدرت رسانده شد حامل برنامه موسوم به ” آشتی ملی ” که صرف دارای ظرفیت جذب هوادران اتحاد جماهیر شوروی بود تعدادی از گروه های ناراض چپ و برخی از حلقه های جناح خلقی حزب دموکراتیک خلق افغانستان را در برداشت که با توجه به چنین وضعیت اکثر رهبران جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان بویژه ببرک کارمل نام حزب دموکراتیک خلق را حزب واحد دموکراتیک خلق افغانستان می نامیدند اما نباید فراموش کرد که برنامه موسوم به ” آشتی ملی ” فاقد طرح عملی، بیشتر شعارگونه و تبلیغاتی بود که هیچگونه اثری بر صلح با مجاهدین و مردم افغانستان که حزب دموکراتیک خلق افغانستان را یک گروه ملحد و بخدا نا باور می شناختند و ازسوی حاکمان کابل نخست اشرار و فریب خورده گان وسپس مخالفین مسلح نامیده می شدند نداشت . روی همین دلیل نیز زمامداران اتحاد جماهیر شوروی براصلاحات بنیادی در بلوک کمونیزم اصرار می ورزید و با رویکار آوردن میخائیل گرباچوف بحیث منشی عمومی کمیته مرکزی و ریاست هیئت رئیسه شورای عالی شوروی (رئیس دولت اتحاد شوروی ) که دارای برنامه های معروف بنـــام هــای ” پروسترویکا” یا ” بازسازی و ” گلاسنوست ” یعنی شفاف سازی بود به قدرت رسانده شد حل مسأله افغانستان را که بار ها در سخنان گرباچوف آنرا ” زخم ناسور ” خوانده می شد یکی از اولویت های سیاست خارجی قرار داد
هیچکسی نه میتواند انکار کند که مشی “مصالحه ملی”نیزبه سان برنامه “آشتی ملی”دربسترمنافع استراتیژیک اتحاد جماهیر شوروی تعبیر و تفسیر می شد اولی” آشتی ملی”که اندکی پس ازحمله ارتش شوروی درسال ۱۳۶۰هجری شمسی مطابق با سال ۱۹۸۰میلادی در دوره زمامداریی لئونید برژنیف منشی عمومی حزب کمونیست شوروی توسط ببرک کارمل تاجک تبار ودومی”مشی مصالحه ملی”که دردوره حاکمیت میخائیل گرباچوف که شعار های اصلاحات ساختاری را سرمیداد
درسال ۱۳۶۵هجری شمسی مطابق با سال ۱۹۸۷میلادی توسط نجیب الله پشتون تبار تبلیغ می گردید.تفاؤت روشن این دوبرنامه راکه ازلحاظ ماهیت باهم تفاؤت چندانی نداشت نه میتوان برمبنای مصلحت ومنافع ملی کشورافغانستان مورد ارزیابی قرار داد زیرا در تدوین وتسوید این دوبرنامه که نه برای ایجادصلح واقعی درافغانستان بلکه درجهت مشارکت درقدرت مافیائی وثروت استخباراتی بر مبنای منافع استراتیژیک اتحاد جماهیر شوروی براه افتاده بود به نمائنده گی ازمردم زجر دیده افغانستان حتی ببرک کارمل ودکتورنجیب الله که ظاهرأ این برنامه ها بنام های این دو رهبر حزب دموکراتیک خلق افغانستان یادمی شدسهم واقعی ومشارکت حقیقی نداشتند ! با توجه به گذشت چندین دهه از آن برنامه ها و اینکه از عزیزان فرهیخته و دانشمندان این عرصه نیز در باره این برنامه ها بویژه آخرین صورت بندیی آن که بنام ” مشی مصالحه ملی”ازجانب دکتر نجیب الله رئیس خدمات امنیت دولتی”خاد ” به دستور مستقیم کمیته امنیت دولتی KGB پس از کشتار های خونین در پلیگونهای پلچرخی به عنوان یک زهرکشنده درزرورقی فریبنده بنام ” مصالحه ملی ” عرضه شده بود اطلاعات و معلوماتی را بشنویم و بیاموزیم وبا سپاسگذاری از تک تکی تان بر این سخنان اکتفأ میکنم
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید
تشکر از ویبسایت نوامدیشی که رسالت انسانی و ملی شانرا، در جهت روشن نمودن زوایای تاریک تاریخ انجام میدهند، از نظر این جانب روشن گری بهترین خدمت و موثر ترین کار برای امروز و فردا است. عمر حضرت استاد طولانی و موفقیت های نو اندیشی مزید باد
تشکر وممنون از تشویق های متداوم تان