گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » نواندیشی دینی درافغانستان!
نواندیشی دینی درافغانستان!

نواندیشی دینی درافغانستان!

دیدگاه نواندیشی : بحثی را که شما عزیزان استماع می فرمائید سخنان یکتن ازفرهیخته گانی به نام جناب عبدالبشیر فکرت بخشی سابق استاد فاکولته شرعیات پوهنتون کابل  است که درویبنارپژوهشی و تحقیقاتی ارزشمندی زیر عنوان نواندیشی دینی درافغانستان! و با طرح این پرسش اساسی که چرا صدای تجدد در دین خاموش ماند ؟از سوی رجال بزرگوار سیاسی  جامعه  افغانستان ترتیب داده شده بود بیان گردیده است .وویدیوی این سخنان ارزشمند از سوی برادر فرهیخته جناب روح الله قاریزاده یکی بزرگان حوزه حقوق  و علوم سیاسی کشور به ما رسیده است که اینک تربیون نواندیشی با اضافه نمودن دیدگاه خود آنرا خدمت شما عزیزان تقدیم می داریم     

سخنانی که مقدماتأ در این ویبنارپژوهشی شنیدید و شنیدیم برای ما بسیارعجیب ودر عین حال یک گام مبارکی بود  به جهت این عجیب بود که اگر کسی یا کسانی حضور عینی و ملموس استعمار جهانی اعم از کهنه و نو در جوامع شرقی را که عمدتأ از لحاظ  دینی  اسلامی اند ندانند و با تحلیل های یکجانبه خویش  بار ملامتی را بر گردن نیروهای نواندیش دینی و محافظه کار این گفتمان  باندازند ودرشیوه  بیان و تحلیل های پژوهشی راجع به “عوامل خاموشی صدای  تجدد دینی درعصر حاضر”  که عوامل را در درون نهضت های سیاسی و اجتماعی  جستجو میگردد واصولأ وعوامل خارجی آن کمترمورد ارزیابی قرارمیگیرد بدون شک که اینگونه تحلیل ها ی یکجانبه مطلوب ترین شیوه استعمار نو به حساب می آید که برای براه انداختن و برپائی آن هزینه های گزافی رامتقبل می شوند. هرچند شناختی که از برخی اشتراک کننده گان بویژه از سخنران ارجمند این گفتگوآقای عبدالبشیر فکرت بخشی سابق استاد فاکولته شرعیات پوهنتون کابل  داریم وتلاش های آنها را در راستای تقویت نهال نواندیشی دینی در جوامع اسلامی منجمله جامعه خرافات آلود افغانی مفید و مثمرمیدانیم اما قویأ براین باوریم که یک نواندیش و متجدد دینی باید از خیابان تهمت ها و فتوی ها عبور کند و با سلاح اجتهاد پویا وعقلانی مجهز با ترمنولوژیی مدرن به جنگ خرافات و گفتمان غیر اجتهادی درحوزه دین برود .البته دین به عنوان نقشه راه پویا ومیکانیزم عقلانی درحیات هستی وانسان باید در تمامی اندام های تاریخ نهادینه گردد و این کار ممکن نیست مگر با شناخت دقیق از استعمارقدیم و نو  به حیث دشمن علم و خرد که در سرتاسرتاریخ بشری باید با تلسکوب نقد متعهدانه بررسی و شناسائی گردد .مسأله ای که زیر نام “چرا صدای تجدد در دین خاموش ماند ؟ ” در این ویبناری پژوهشی مورد بحث و مناقشه قرار گرفته است موضوع نهایت مهمی در حیات بشر تلقی می گردد . چنانچه دیده میشود این بحث پژوهشی را دو مفهوم نهایت مهمی در زندگی بشر چون ” تجدد ” و” دین ” تشکیل میدهد اما همه فرهیخته گان شامل دراین  ویبنار پژوهشی  منجمله جناب آقای عبدالبشیر فکرت تنها  به عوامل درونی در جوامع اسلامی اشاراتی داشته است که هرچند امرخیرباید تلقی گردد اما بدون بررسی عوامل و ریشه های تاریخی آن که عمدتأ بیرونی و ریشه درعملکردهای استعمارجهانی دارد کاملأ طبیعی است که  بدون  بررسی و تجزیه تحلیل این عوامل هرگونه قضاوت ما در باره این مؤلفه های متعلق به زندگی بشر ناقص خواهند بود
چناچه میشنوید ویا هم غالبأ استماع فرمودید جناب آقای عبدالبشیر فطرت پس از بیان یک مقدمه کوتاه برای دریافت پاسخ به این پرسش که ” چه کسی و چگونه  انسان مسلمان امروز را که در خوابیده گی به سرمی برد و حوادث ووقائعی که در حول اش اتفاق می افتند کاملأ غافل و بی خبر است سنگ بزند ، آذیت بکند فلاجان بکند و این مغز خوابیده را بیدار کند . اگر بخواهیم در تاریخ معاصر مصداقی برای بیداری دینی یا بیداری اسلامی نشان دهی کنیم به نظر من سید جمال مشهور به سید جمال افغانی است و مهمترین مصداق اصطلاح بیداری اسلامی است . که پس ازبیداری اسلامی البته در یک رویکرد کرونولوژیک حرکت دوم به یک نحوی رقم بخورد میشود بر او اصلاح طلبی دینی نام گذاشت . اصلاح طلبی دینی فرض اش براین است که چون جامعه دچار فساد شده ، دُچار انحراف شده بنابراین رسالت یک مصلح دینی این است که جامعه را در مسیر اهدافی از پیش تعریف شده دین هدایت بکند .بنابراین است که ازفساد در ساحت دین ودیانت جلوگیری بکند . هم از فسادی که در یک جامعه اسلامی به لحاظ اعتقادی مبتلا شده و گرفتار است هم از فسادی که در قلمرو عملکردها اتفاق افتاده است . بنا بر این از فساد در هردو عرصه وحتی فسادی که از ناحیه چالش های تازه گویی برفرا روی دین خط  کشیده به یک نحوی اینها را در یک مسیر درست و مسیر مورد نظر هدایت بکند . شاید بزرگترین چهره ای که براو اصطلاح مصلح دینی یا اصلاح گردینی اطلاق کرد محمد عبده و رشید رضا نامید  که این ها بیشتر کار شان معطوف به جامعه است  و بیشتر یک رویکرد اصلاحی دارند و رویکرد اصلاحی که اصلاح اجتماعی فرهنگی است . در حالیکه بیداری اسلامی بیشتر یک رویکردی است که متوجه حکام مسلمان است واز این جهت هم میتوان میان بیداری اسلامی و اصلاح طلبی اسلامی تفکیک قائل شد ….
با احترام بی پایانی که برای جناب آقای عبدالبشیر فطرت  این شخصیت عزیزعرصه فرهنگی داریم نه میتوان از این حقیقت درد ناک تاریخی که در حیات سیاسی بیدارگرمسلمان سید جمال الدین افغانی بؤقوع پیوسته بود چشم پوشید که سید جمال الدین افغان منادیی و بزرگترین بیدارگرعصری بود که استعماربریتانیا برهمه ارزشهای سیاسی و معنوی حیات ملل مسلمان منجمله افغانستان تسلط یافته بود وبا توجه به زبان و منطق رسای که این بیدارگر عصر داشت بیش وپیش از هر عنصر دیگری خارچشم استعمار جهانی بویژه استعمار بریتانیای کبیر گشته بود می خواست که انسان باید اصولأ از همه محدوده های مذهبی بیرون بیاید و به بررسی جهان انسان محور که در آن زندگی میکند بپردازد !زیرا از نظر سید جمال این بیدارگر بزرگ تاریخ شناخت طبیعت و انسان دومؤلفه مهمی به حساب می آمد که اول خودش از مرز تاریک مذهب عبور کرد و خود برای شناخت طبیعت رساله ای بنام” رد بر نیچریه” که گفته میشود این اثر در سال های ۱۸۱۸ میلادی در هند به زبان عربی  در مقابل تفکر مادی گرایانه ای که در سرتاسر هندوستان پخش ونشر میگردید به زبان عربی تسوید و نوشته شده بود که از نظر سیدجمال الدین افغانی شناخت و پژوهش در باره  انسان و طبیعت این دوموضوع اساسی اند .زیرا پژوهش خردمندانه پیرامون انسان و طبیعت روح اساسی شناخت توحید ی در زندگی تاریخی انسان را تشکیل میدهند . از نظر سید جمال الدین افغان انسان در مسیر تاریخی و در تغییر نظام اجتماعی خویش نقشی دارد البته باید اذعان کرد که مقصود سید جمال از چنین نقش ، شخصیت پرستی ، رهبر پرستی و فرد پرستی نبوده که از نظر وی اینها همه شرک و آفت اند بلکه به باور وی اعتقاد به علم و آگاهی و اراده ء آزاد انسان است و تلقی آن به عنوان یک ملت در مسیر جبرعلمی تاریخ و تحولات اجتماعی که خود برموازین علمی و بر علل و عوامل مادی استواراست . از نظر سید جمال الدین افغان انسان نه میتواند در یک تحؤل اجتماعی ، صادقانه ، مطمئن و تا نهایت راه وفادار بماند مگر اینکه قبل از آن تمامی عوامل وجودیی یک تغییر را شناخته باشد و متناسب با آن در برابر تمامی غرائز ی از قدرت ، ثروت و شهرت به قول قرآن خود را وقایه کرده و به بلند ترین  قله ای از اعتراض و” نه ” گفتن رسیده باشد . از نظر سید جمال قرآن چنین تلقی از یک انسان خردمند  و موحد دارد  که به قول وی قرآن انسان را نه یک ایده ء مجرد و مطلق و خارج از منظومه مادی و علل وعوامل علمی تلقی می کند و نه صرفأ یک پدیده نا خود آگاهی که در تسلسل جبری تاریخ یا طبیعت یا وراثت بوجود می آیدانسان را در استعداد و در امکانات تکامل در عالیترین اندازه گیری علمی خلق کردیم ؛ سپس او را به پست ترین درجات باز گرداندیم . به باور سید افغان انسان بالقوه یک پدیده ء ما فوق است اما بالفعل یک پدیده مادی ، خاکی و بیولوژیک که هرلحظه  امکان لغزش وی وجود دارد وقتی مرحوم سید جمال با چنین سرشت انسان پی برد خود را با کمربند محکم تقوی بست و در برابر هرگونه لغزشها و افتادن در برزخ قدرت ، ثروت و شهرت خودرا واکسینه ساخت . تا توان یک عصیان مقدس در برابر استعمار و مهره های بومی شان را دریابد و در برابر جباران تاریخ  “نه ” بگوید . همین گونه شناخت توحیدی از انسان و کائینات به هر دیاری که میرفت بزرگترین نهضت ها را اساس می گذاشت .شگفتا که درست برعکس شرائط  سیاسی و تاریخی جوامع شرقی منجمله افغانستان سید جمال الدین افغان  با بینیش انسان محور ازدین آماج تهمت های استعمار و حواریون شان واقع شد و این بیدارگر عصر به هر دیاری که میرفت با دلائل واهی بسیار زود فتوای تبعید وی را صادر میکرد گفتیم سید جمال الدین افغان که گفته می شود در” ولایت کنر” یکی از دورترین ولایاتی که مردم آن ازفرهنگ و سنت های قوم پشتون در افغانستان  برخوردار بودند  تولد یافته بود به حیث یک بیدارگر مسلمان با نگرش انسان محور دینی بزرگترین نهضت ها را در سرتاسر جوامع اسلامی پایه گذاری نمود باید دید که راز موفقیت این بیدارگر ناموردرتاریخ جوامع اسلامی درچه بود وچگونه بدان دست یافت ؟
روشن ترین و نمایان ترین خصلتی که در زندگی این بیدارگر عصر به مشاهده میرسید و این سبب موفقیت هایش شد پشت کردن به قدرت ، ثروت و غریزه شهرت بوده که وی در تمام عمرش در وجود خود نگه داشته بود به قولی که  سید جمال الدین افغان یک  فیلسوف است ولی با کتاب هایش خواب نیست، مجاهد است ولی بی خبر از خدا نیست. مبارز است ولی بی خبر از دشمن نیست. او یک انسان کامل است و یک مسلمان کامل.اصلا اشخاصی مانند سید جمال نهنگ های هستند که در حوض  های کوچک ( زبان، مذهب، ملت و قوم )  نمی گنجند.  همین دلیل است که کسی از این ابر مرد شناخت ندارند. او هرگز خود را افغانی نمیداند که در حول این جغرافیا باشد بلکه او خود را متعلق به جهان میداند راز موفقیت سید جمال الدین افغان آنگاه برملا شد که وی درعین امکان به رسیدن به ثروت و قدرت پشت کرد و درعین حال وابسته گی به ثروت و قدرت را دام های میدانیست که آزاده گان عالم را که در مسیر آزادی خواهی و عدالت طلبی پرواز میکنند به اسارت در می آورند . همچنان وی که ابتلا به زهد های خشک ، گذشته پرستی جاهلانه ،قومیت بدون اصالت را ابزاروشیوه استعمار می دانیست نجات آنرا نیز در شناخت  انسان محور و توحیدی ازحقیقت  دین محسوب میکرد .
واین امر را منوط و مربوط به تقوی یا وقایه شدن در برابر هجوم غرائز قدرت و ثروت شناخته بود که به عنوان یک رسالت مند مسؤل در تاریخ بشریت از هرگونه  مرزهای مذهبی ، قومی ، زبانی ، سمتی وغیره غرائزشوم درانسان وجامعه ،عبورنموده ودرفرآیند تکامل زندگی بشرانسان برادرانسان گردد! ضمن  آنکه سخنان دوست ارجمند جناب آقای عبدالبشیر فکرت بخشی بصورت کامل استماع می فرمائید ، جا دارد ازبرادرعزیزو از همکاران خوب تربیون نواندیشی  جناب روح الله قاریزاده که از بزرگان حوزه حقوق وعلوم سیاسی کشوراست نیزبا ارسال این ویدیوی که از سوی پایگاه خبری-تحلیلی روایت به نشر رسیده است قلبأ ابراز تشکر کنیم

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا