
یادداشت نواندیشی : چنانچه مطالعه می فرمائید جناب عبدالرؤوف توانا یک تن از همکاران ورزیده تربیون نواندیشی یادداشتی در مقائیسه با دونبرد و معرکه تاریخی که در دومقطعی از تاریخ و جغرافیا ی جهان یعنی درعصر حاضر در غزه و قبل از آن در وادیی شاهی کوت افغانستان تحلیلی را به نگارش در آورده است که لازم میدانیم در راستای اصل تقویت برآن تذکراتی راازنشانی تربیون نواندیشی تقدیم شما خواننده گان عزیز بداریم . ما شاهد تحؤلات و تغییراتی هستیم که استعمار جهانی با بهانه های واهی البته این بهانه که با مارک مضحک و تعریف ناشده از پدیده ای بنام ” تروریزم ” و دهشت افگنی به شکل جهانی و بین المللی آن بر چهره ای هر یکی از آزادی خواهان و عدالت طلبان حک زده میشود . از آنجمله وقتی حوادث درد ناک یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ بؤقوع پیوست و در آن بصورت مستقیم اسامه بن لادن همراه با بسیاری ازجنگجویان عرب تبارکه در دوران جهاد ملی مردم افغانستان علیه ارتش شوروی به افغانستان آورده شده بود متهم شماره اول قلمداد گردید وحاکمیت طالبان که در آن زمان برهبریی مرحوم ملا محمد عمر بر افغانستان سلطه یافته بود از تحویل وواگذاریی اسامه بن لادن به امریکا ابا ورزید نیروهای امریکا نیزوارد افغانستان شدند و جنگ برای سقوط حاکمیت طالبان آغاز یافت که در نتیجه آن بسیاری از جنگجویان عرب تباری که قبلأ در دوران اشغال افغانستان توسط لشکر سرخ شوروی به افغانستان آمده بودند در کوه پایه های ولسوالی زرمت بنام ” شاهی کوت ” پناه گرفتند و در نخستین روزهای حمله ناتو و عساکر ایالات متحده امریکا که به بهانه ختم تروریزم بین المللی افغانستان را اشغال نموده بودند این جنگجویان عرب از سوی فرمانده قهرمان معرکه ای که بعدأ بنام معرکه شاهی کوت مسمی گردید یعنی شهید سیف الرحمن منصور فرزند سالار جهاد شهید مولوی نصرالله منصور (رح) که قبلأ در راستای تحقق استراتیژیی خونین استعماردر یک توطئه پیچیده استخباراتی در راه گردیز – زرمت به شهادت رسیده بود گرد هم آورده شدند وبا سپاس از آنها خواسته شدکه دوباره مواطن خویش برگردند تا برای امریکا وشرکای شان هیچگونه بهانه ای برای نبرد با افغان ها وجود نداشته باشد که برای رساندن این مجاهدین عرب تبار به کشور های شان خود شخصأ دست به کار شد واکثریت آنها را از راه بندر کراچی به کشورهای شان اعزام نمودند و سپس با برگشت ازسفردر یک معرکه رویاروی با سربازان ناتو جام شهادت نوشید . در تاریخ پر زخم و پرشکوه امت اسلامی، دو جبهه بیش از هر زمان و مکان دیگر، تبلور عریان مقاومت، خون و حماسهاند: افغانستان و فلسطین؛ دو سرزمین شهادت، دو ملت مجاهد، دو خاکی که در آن هزاران شهید چون ستارگانی در شب ظلمت درخشیدهاند.شاهیکوت در افغانستان و غزه در فلسطین، دو ناماند که در سینه تاریخ، چون دو انفجار نور در دل شبِ اشغال و طاغوت، حک شدهاند. این دو نقطه، نه فقط میدانهای نبرد نظامی، که صحنههای آشکار نبرد ایمان با امپراتوری کفر و استکبار جهانی بودهاند.در این مقاله، به تحلیل تطبیقی، راهبردی و تاریخی این دو جهاد بزرگ میپردازیم؛ به بررسی نقاط اشتراک، درسها، اندرزها، و پیامی که برای آینده امت اسلامی دارند.
در شاهیکوت، ایالات متحده امریکا، با تمام قدرت نظامی ناتو، تکنولوژی اطلاعاتی، ماهوارهها و نیروی هوایی بیرقیبش، برای خاموش ساختن شعله جهاد اسلامی وارد میدان شد.در غزه، رژیم صهیونیستی، با پشتیبانی تمامقد سیاسی، نظامی، امنیتی و رسانهای امریکا و غرب، برای نابود ساختن مقاومت اسلامی فلسطین، بارها دست به کشتار، محاصره و جنایت زده است.اما در هر دو میدان، مجاهدی تنها ایستاده بود؛ نه پشتوانهای از سازمانهای بینالمللی، نه ارتشی از متحدان. تنها سلاحش، ایمان، توکل، و اشتیاق شهادت بود.
مجاهدان شاهیکوت و رزمندگان غزه، هر دو بر پایه آموزههای اسلامی برخاستهاند؛ آنان نه برای مرز و نژاد، بلکه برای عقیده و اقامه قسط جنگیدند.
همانگونه که در شاهیکوت، حتی بسیاری از کشورهای اسلامی سکوت کردند و در کنار اشغالگر بودند، امروز نیز در غزه، بیشتر دولتهای عربی یا سکوت پیشه کردهاند یا در جبهه سازشاند.تجلی اراده الهی در برابر طاغوت بشری هر دو جبهه، آینهای از تحقق وعده الهیاند: “کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ”
در بهار سال ۲۰۰۲، دره شاهیکوت، شاهد نبردی نابرابر بود: امریکا و ناتو با عملیات نظامی گسترده، تلاش کردند جبهه مقاومت اسلامی افغانستان را در هم شکنند. اما آنچه رخ داد، شکست اخلاقی، راهبردی و روانی غرب بود.شاهدان میگویند: در شاهیکوت، نه سلاحِ سنگین و نه فناوری پیشرفته، نتوانست روح جهاد را خاموش کند. از آن روز به بعد، روند سقوط امریکا در افغانستان آغاز شد؛ و بیست سال بعد، در سال ۲۰۲۱، جهان شاهد فرار خفتبار آمریکا از کابل بود.
از انتفاضهها تا نبردهای ۲۲روزه، ۵۱روزه و تا عملیات عظیم طوفانالاقصی (۷ اکتبر ۲۰۲۳)، غزه همواره زندهترین خط مقدم مقاومت بوده است. عملیات طوفانالاقصی، همچون شاهیکوت، نهتنها صهیونیسم را به لرزه درآورد، بلکه پرده نفاق از چهره بسیاری از کشورهای سازشکار نیز برداشت.فلسطینِ فراموششده، بار دیگر مسئله اول امت شد. جهان، ناگزیر به دیدن چهره واقعی مقاومت گردید. همانگونه که شاهیکوت، افغانستان را از غفلت جهانی بیرون آورد
جهاد مؤمنانه، محاسبات مادی دشمن را به هم میریزد.امت اسلامی باید از تنهایی مجاهدان غزه و افغانستان شرمنده باشد.خروج امریکا از افغانستان، و آینده شکست صهیونیسم در غزه، پیام روشنی دارد: طاغوتها شکستپذیرند.
ملت افغانستان، با هزاران شهید در راه آزادی، تجربهای بینظیر در مبارزه با اشغال و استکبار دارد اکنون، بازماندگان جهاد افغانستان، آمادهاند تا در کنار برادران فلسطینی خویش، نه فقط همدرد، بلکه همراه در میدان باشند.همانگونه که خون در شاهیکوت راه را گشود، امروز نیز، خون در غزه راه را خواهد گشود.و این پیوند، پیوند خون و ایمان است؛ پیوندی که مرز نمیشناسد و امتی را به پا میخیزاند.
از شاهیکوت تا غزه، از کابل تا قدس، یک جبهه است: جبهه محمد (ص) علیه مستکبران، جبهه ایمان علیه امپریالیسم.و پایان این مسیر، روشن است؛ وعده خدا تخلفناپذیر است:وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ”شکست امریکا در افغانستان، آغازی بود بر سقوط امپراتوری غرب؛و شکست صهیونیسم در غزه، پایان آن خواهد بود.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید