گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » جایگاه زن در اسلام و تأثیر آن برتحولات راهبردیی جهان !
جایگاه زن در اسلام و تأثیر آن برتحولات راهبردیی جهان !

جایگاه زن در اسلام و تأثیر آن برتحولات راهبردیی جهان !

زن در اندیشه اسلامی، موجودی حاشیه‌ای نیست، بلکه محور اساسی در ساخت انسان و جامعه به‌شمار می‌رود. اسلام با تأکید بر کرامت انسانی، زن را در جایگاهی قرار داده است که نقش او از چارچوب خانواده فراتر رفته و به عمق تحولات اجتماعی و راهبردی امت اسلامی پیوند می‌خورد. هرگاه زن به سوی صلاح و فلاح هدایت شود، جامعه نیز در همان مسیر حرکت می‌کند و این یک قاعده ثابت در تاریخ جوامع اسلامی بوده است. از همین‌رو، توجه به جایگاه زن، یک ضرورت راهبردی برای حفظ هویت، عزت و آینده امت اسلامی است.در این میان، نقش مادر به‌عنوان نخستین مربی انسان، جایگاهی بی‌بدیل دارد. آنچه در دامان مادر شکل می‌گیرد، تنها تربیت یک فرد نیست، بلکه بنیان‌گذاری یک نسل است. مادران، فرزندان حماسه‌ساز به امت تقدیم می‌کنند و شخصیت، ایمان، صبر و روحیه ایستادگی در همین مرحله اولیه در وجود انسان نهادینه می‌شود. هرچند تربیت صحیح حاصل همکاری پدر و مادر است، اما نقش عاطفی، مستمر و عمیق مادر در شکل‌گیری هویت انسانی، تأثیر ماندگارتری بر جای می‌گذارد؛ از همین‌جا است که آینده امت‌ها رقم می‌خورد.نمونه روشن این واقعیت را می‌توان در جامعه فلسطین – غزه مشاهده کرد؛ جایی که زنان، به‌ویژه مادران، در سخت‌ترین شرایط، نقش تعیین‌کننده در حفظ روحیه جامعه ایفا می‌کنند. آنان در دل ویرانی، امید را زنده نگه می‌دارند، در اوج فشارها، فرزندان مقاوم تربیت می‌کنند و نشان می‌دهند که جامعه می‌تواند حتی در تاریک‌ترین شرایط نیز مسیر حیات خود را ادامه دهد. روایت‌هایی از مراسم ازدواج‌های جمعی در این سرزمین، بیانگر آن است که این امت «در دل ویرانی، آبادی را رقم می‌زند، در اوج شکستگی، امید را جوانه می‌زند و در قهقرای ظلمت، نورافشانی می‌کند». همچنین نقل می‌شود که دختران تحصیل‌کرده غزه، در انتخاب همسر، معیارهای ارزشی و ایثار را بر معیارهای ایمان و شجاعت مردان در میدان های نبرد ترجیح می‌دهند و حتی افراد مجروح و ایثارگر را انتخاب می‌کنند؛ امری که—فارغ از میزان عمومیت آن—نشان‌دهنده نوعی تربیت عمیق ارزشی در بخشی از جامعه اسلامی فلسطین غزه  است. سلام و درود بر مادران مجاهد غزه که از دامان پاک آنان شخصیت‌هایی چون امام شافعی، عبدالله عزام، یحیی سنوار و اسماعیل هنیه برخاسته‌اند و به عزت اسلام و مسلمانان خدمت کرده‌اند.در افغانستان، زنان نه‌فقط همراهان خاموش تاریخ، بلکه معماران ناپیدای بقا، هویت و استقامت این سرزمین بوده‌اند. در حالی‌که گرد و غبار نبردها بیشتر چهره مردان را نمایان ساخته، این زنان بوده‌اند که در ژرفای زندگی، با صبر راهبردی، متانت استوار و بردباری الهام‌بخش، رشته‌های حیات اجتماعی را از گسستن حفظ کرده‌اند. آنان در میان آتش جنگ، تلخی مهاجرت و فشارهای جان‌فرسای فقر، نه‌تنها خانواده را از فروپاشی نجات داده‌اند، بلکه با تربیت نسل‌هایی آگاه، شجاع و مسئول، آینده‌ای متفاوت را رقم زده‌اند. صبر آنان، صبری منفعل نبوده، بلکه تدبیری عمیق و مقاومتی خردمندانه بوده است؛ صبری که به مثابه سنگ‌بنای پایداری ملی عمل کرده است.افغانستان به مادرانی سرافراز است که در دامان پاک، صبور و آگاهشان، چهره‌های بزرگی از تاریخ و فرهنگ و مبارزه پرورش یافته‌اند؛ شخصیت‌هایی چون سلطان محمود غزنوی، مولانا جلال‌الدین بلخی (رومی)، احمد شاه درانی، وزیر محمد اکبر خان، سید جمال‌الدین افغانی، علامه بلخی و دیگر قهرمانان و شهدای راه آزادی. اینان هر یک، جلوه‌ای از تربیت عمیق، ایمان راسخ و روح بزرگ مادرانی هستند که با سکوت پرمعنا و ایستادگی بی‌ادعا، بنیان‌گذار عظمت‌های ماندگار شده‌اند.در حقیقت، اگر تاریخ افغانستان را ورق بزنیم، در پس هر قهرمان، سیمای زنی دیده می‌شود که با صبر، ایمان و درایت، چراغ راه را روشن نگه داشته است. زنان افغان، نه‌تنها حافظان خانه، بلکه پرورش‌دهندگان تاریخ‌اند؛ الگوهایی جاودانه که عظمت‌شان فراتر از زمان، برای همه نسل‌ها الهام‌بخش باقی خواهد ماند در مصر نیز نمونه‌ای از پیوند میان علم، تعهد و باور دینی در میان زنان مشاهده می‌شود. بر اساس روایت نقل‌شده، گروهی از دختران فارغ‌التحصیل رشته طب در دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ، آمادگی خود را برای خدمت در مراکز درمانی مهاجرین اعلام کردند و حتی خواهان پیوند زندگی با مجاهدان شدند که در مسیر اعتقادی فعالیت داشتند. این نمونه نشان می‌دهد که زن مسلمان می‌تواند هم‌زمان دارای تحصیلات عالی، تخصص علمی و تعهد اجتماعی و دینی باشد. زنان مصری مادرانی هستند که از دامان آنان شخصیت‌هایی چون سید قطب و حسن البنا برخاسته‌اند که در بیداری فکری و دینی جهان اسلام نقش مهمی ایفا کرده‌اند.همچنان در ایران، نقش زنان در تحولات اجتماعی و مقاومت‌های معاصر، نمونه‌ای از حضور آگاهانه و اثرگذار زن در کنار مردان است. زنان این سرزمین در مقاطع حساس تاریخی، در کنار خانواده‌های خود ایستاده و از ارزش‌ها دفاع کرده‌اند.زنان ایرانی در دو ماه حضور انقلابی در میدان در حمایت از نیرو های نظامی در مقابل تجاوز امریکا الگوی است برای زنان مسلمان در همه ای عصر ها و نسل هاایران سرزمینی است که در دامان مادران آن شخصیت‌هایی چون سعدی شیرازی، حافظ شیرازی، امام خمینی، علی شریعتی و رهبر شهید حضرت  آیت الله خامنه‌ای پرورش یافته‌اند؛ افرادی که در حوزه‌های فرهنگ، اندیشه و سیاست تأثیرگذار بوده‌اند.این واقعیت‌ها، با مفهوم «زنِ زندگی» هم‌راستا است؛ مفهومی که زن را فراتر از معیارهای سطحی تعریف می‌کند و او را به‌عنوان عنصر پایداری، مسئولیت‌پذیری، شجاعت و حمایت معرفی می‌نماید. زنِ زندگی کسی است که در سخت‌ترین شرایط از پای نمی‌نشیند، در بحران‌ها امید را زنده نگه می‌دارد و با عزت، مسیر خود را ادامه می‌دهد. چنین زنی، نیرویی پنهان اما تعیین‌کننده در شکل‌دهی سرنوشت جامعه است.در تاریخ اسلام، این حقیقت با روشنی تمام جلوه‌گر است که زن، نه در حاشیه، بلکه در متن تحولات بزرگ ایمانی و اجتماعی حضور داشته و نقش‌آفرینی کرده است. نمونه‌های درخشان این حقیقت را می‌توان در چهره‌هایی چون آسیه، همسر فرعون، دید که در اوج استبداد و طغیان، با ایمانی استوار در برابر قدرت ایستاد و به نماد پایداری و حقیقت‌جویی بدل شد. همچنین حضرت خدیجه، بانویی که با درایت، ایمان و فداکاری بی‌دریغ مالی و معنوی، نخستین پشتیبان دعوت پیامبر اسلام بود و سنگ‌بنای استواری برای گسترش این آیین نهاد. و حضرت فاطمه زهرا، که با شخصیت والا، صبر ژرف، تربیت الهی و حضور آگاهانه در جامعه، الگویی جاودان از معنویت، کرامت و مسئولیت‌پذیری ارائه داد.این چهره‌های بزرگ، به‌روشنی نشان می‌دهند که زن در اندیشه اسلامی، موجودی اثرگذار، آگاه و مسئول است؛ کسی که هم در بنیان خانواده و هم در شکل‌دهی به مسیر جامعه، نقشی تعیین‌کننده دارد. آنان با صبر هوشمندانه، ایمان عمیق و حضور فعال خود، الگویی ماندگار برای تمام نسل‌ها ترسیم کرده‌اند؛ الگویی که بیانگر عظمت جایگاه زن در ساختن تاریخ و تمدن است.در کنار این همه، یک واقعیت مهم دیگر نیز باید مورد توجه قرار گیرد: دشمنان اسلام همواره تلاش کرده‌اند از مسیر زن، بر جامعه اسلامی تأثیر بگذارند و با تغییر ارزش‌ها، فاصله‌ای میان زن مسلمان و هویت دینی او ایجاد کنند. از این‌رو، حمایت از زن، تقویت آگاهی او و پاسداری از جایگاهش، یک ضرورت اساسی است تا این نیروی عظیم در مسیر درست هدایت شود.نخست آن‌که زن، محور اصلاح یا انحراف جامعه است و هدایت او، هدایت جامعه است.دوم آن‌که مادران، معماران واقعی تاریخ‌اند و آینده امت در دامان آنان شکل می‌گیرد.سوم آن‌که علم و ایمان باید در کنار هم باشد، چنان‌که در زنان مصر دیده شد.چهارم آن‌که صبر و پایداری زنان، پشتوانه اصلی هر حرکت بزرگ است، همان‌گونه که در غزه و افغانستان مشاهده می‌شود.پنجم آن‌که حضور آگاهانه زنان در جامعه، موجب عزت و استقلال امت می‌گردد، چنان‌که در ایران دیده می‌شود.و در نهایت، پاسداری از هویت زن مسلمان، وظیفه‌ای همگانی است تا دشمنان نتوانند از این مسیر به اهداف خود برسند.در پایان، زنان امت اسلامی—در غزه، افغانستان، مصر، ایران لبنان ، یمن و سراسر جهان اسلام—شایسته بالاترین احترام و قدردانی‌اند. آنان در سکوت می‌سازند، در سختی‌ها می‌ایستند و آینده را شکل می‌دهند. زن در اسلام، نه‌تنها نیمی از جامعه، بلکه معمار تمام آینده آن است؛ نیرویی که اگر به‌درستی شناخته و حمایت شود، می‌تواند مسیر تاریخ را به سوی عزت، بیداری و پیشرفت هدایت کند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا