
این نخستین بارنیست واحتمالأآخرین بارنیزنخواهد بود که خواننده گان عزیز حل یک مسأله ومعضل راازما میخواهند هرچند دلیل آنرادرست نه میدانیم اما واضح ومبرهن است ما که خود را تربیون نواندیشی می نامیم ودغدغه ارزشهای ملی وعدالت خواهانه درجامعه افغانستان رادرسرمی پرورانیم و بخاطردفاع ازاین ارزشهای آزادی بخش به شکنجه گاه ها رفته و قربانی ها داده ایم برای حل هر معضله ومسأله یک پاسخ عقلانی با مقتضای اصل جهان شمول ” نه سیخ بسوزد نه کباب ” ارائیه و عرضه میکنیم .چنانچه در جراید از قول یک طالب بنام شیخ خالد حنفی که خود را وزیرامر بالمعروف و نهی عن المنکر طالبان می خواند مرقوم گردیده است ومشارُالیه که با لهجه نورستانی بزبان پشتوسخن میگوید می فرماید که در مکاتب و پوهنتون ها برای شاگردان گفته می شود که شما آزاد هستید الله و رسول الله می گوید که انسان به اعتبار عقیده و نظریه غلام یا” برده” الله است . به عوام الناس ما این را میگوئیم که دین چه را می گوید ؟ طریقه سپری کردن زندگی ! اکنون آنها “که غالبأ مقصد شیخ حنفی دیگر اندیشان بوده ” میگویند طریقه زندگی چنین است که تو پطلون یا ” شلوار ” بپوشی ؟ دریشی بپوشی و نکتائی را آویزان کنی ؟ و توریش را بتراشی ؟ برای زنان بگویی که سر لوچ بگردد ؟ تو پطلون یا شلوار با ندازی ! تو صاحب اختیار خود هستی بر تو نه پدر حق دارد نه برادر حق دارد ، فقط تو میتوانی مسیر زندگی آئنده را تعیین کنی ! من اگر دو رکعت نماز میخوانم و ادأ میکنم تو چه کار داری ؟ من اگر چادررا به سر کردم خوب اگر نه کردم آزادی است !اگر کسی گفت که تو با ستر و حجاب باید بگردی این محدودیت است ! این حقوق بشر است و بنام بشر پال هستند ! اکنون برای رد این اندیشه ها که تمامی دنیا را فرا گرفته است مقابله این عقیده و این نظریه شما عزیزان میتوانید ….وقتی ما این چنین هذیان های ملا خالد حنفی که لقب فائده آور شیخ الحدیث را که همراه به مقام سرپرست وزارت قین وفانه بنام امربالمعروف و نهی عن المنکر طالبان را با خود حمل میکند شنیدیم هرچند میدانیستیم و این مطلب را باکرات خدمت خواننده گان عزیز رسانده ایم گفتمان و قرئت مذهبی که در کشور و منطقه ما بنام طالبانیزم شناخته میشود گفتمان بنیاد گرا و شریعت گرای متحجری است که با آزادی ، استقلال ، عدالت و حقوق انسان که از ارزشهای والای دین اسلام محسوب می شوند نه تنها میانه خوبی ندارد بلکه حاملان این تفکر فتوای قتل و نابودیی دیگر اندیشان مسلمان را صادر میکنند . ازاین رو طالبانیزم که شیخ خالد حنفی از اکابر این گفتمان محسوب می شود در روش اجرأ همچون ” خمر های سرخ” مارکسیستی که قصد داشتند تا نظریه را با کشتار های دسته جمعی و سرکوب در کامبوج تحقق بخشند خویشتن را ” خمر های سبز ” اسلام می خوانند که باید به تکلیف خویش عمل کنند . اینان با احساس رسالت شبه مذهبی و دینی خویش را مکلف میدانند که به هر قیمتی واز هر طریقی ، حتی زور وسر کوب قرئت مورد نظر دینی خویش را در جامعه حاکم گردانند درست به همین دلیل است که افغانستان نیاز مند توجه جدی به معرفت شناسی و دین شناسی است . در دیدگاه طالبانی که شیخ خالد حنفی آنرا بیان فرمود انسان فاقد هرگونه حقوق ذاتی در برابر حکومت است ووظیفه جز اطاعت و فرمانبرداری از حاکمان الهی ندارد .
اما سوال اینجاست که آیا در عصر حاضر به قول شیخ حنفی که در بخش آخیر هذیانات مقدس اش به آن اشاره داشته است یعنی ” اکنون برای رد این اندیشه ها که تمامی دنیا را فراگرفته است مقابله این عقیده واین نظریه شماعزیزان میتوانید ..”این گونه اظهارات و فرمائیشات حضرت شیخ الحدیث خالد حنفی دامت برکاته میرساند که گویا وی به تمامی دانشمندان و فلاسفه جهان که وی آنرا دنیای کفر می خواند یک چلنج علمی و اکاد میکی میدهد که به زعم وی همه فلاسفه و دانشمندان دنیا کفر از آن عاجز اند واقیعت این است که در تفکر و قرئت بنیاد گرای شریعتمدار با اتکای مطلق و دگم به منابع فقهی احکام برده داری یا به قول وی که انسان غلام یا” برده” الله است .
با روح وجوهر اصلی دین درمغائرت قرار دارد لهذا در زمینه حقوق سیاسی و مدنی شهروندان نیز در شرائطی که مردم سالاری و آزادی های مدنی – سیاسی در پارادایم و الگوی انسان امروزی با عقلانیت بشر در آمیخته است تمسک به الگوهای نظیر امارت یا امامت آمرانه و اقتدار گرا که رابطه حکومت با جامعه را به را بطه حق و تکلیف مبدل میسازد و دولت قیم سالار را به عنوان حکومت دینی حاکم می کند . طالبانیزم در همه حوزه های اعتقادات ،عبادات ، اخلاق ومعاملات ( سیاست ، اقتصاد و ….) انگاره های دُگم وجامد به عنوان انگاره های دینی خدشه نا پذیرباوردارد وبرای انسان به حیث یک مخلوق دارای ظرفیت بلندعقلانی هیچگونه اعتباری قائل نیست . طبیعی است که این قرئت از دین نسخه ای جامد و مطلق است از نظر حاملان این گفتمان که با روح حقیقی دین بویژه اسلام هیچگونه سنخیتی ندارد و در واقع یک اسلام تاریخی و خود محصول “رجال “ گذشته و انسان عقل ماضی است به عنوان تنها قرئت حقانی و جازم شناخته می شود .
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید