رویداد های پر تلاطم سیاسی،اجتماعی و نظامی سوریه و جهتگیری اینده ان اگر نگوییم پیچیده تر از همه بحرانهای دیگر در جهان است به یقین میتوان گفت اسانتر از هیچکدام انها نیست.پیچیدگی حوداث جهان بستگی به تعدد و تکثر عوامل دخیل داخلی و بیرونی انها و میزان تعارضات میان همه این عوامل دارد.همین پیچیدگی حوادث پیشبینی پیامد های انرا دشوار میگرداند.اما با وجود همه اینها بوضاحت بوی یک توطءه شوم بزرگ استعماری از بحران سوریه می اید و از هم اکنون انگیزه های توسعه طلبانه و نفوذ قدرتهای منطقه ای و مداخلات گستاخانه انها یکی پی دیگر اشکار میگردد.در پیمانه کلی میتوان عوامل دخیل در بحران سوریه را بدو دسته تقسیم نمود یکی عوامل داخلی و دیگری عوامل بیرونی.هم عوامل و کنشگران داخلی هرکدام دارای انگیزه ها و منافعی اند که این منافع با یکدیگر تعارض دارند و هم کنشگران و دست اندر کاران خارجی که بوضاحت سر رشته در دست انهاست.همه بحرانهای جهان از جمله سوریه برخاسته از تعارض همین منافع اند.الویسوس فیلسوف بیجا نگفته بود که اگر جهان هستی بر مبنای قانون جاذبه می گردد جامعه بشری بر اساس منفعت می جنبد. او چندان بیراه نگفته بود زیرا همان روزهای اول دشمنی و برادر کشی هابیل و قابیل نیز بر سر همین منافع بوده است.
اگر جوامع بشری بر محور قانون لایزال منفعت بچرخد هیچگونه راه اشتی و صلح در افق اینده جهان به نظر نمی اید.ما بدون اینکه این قاعده ریشه دار را زیر سوال ببریم حد اقل حق داریم برای انسانی زیستن خواستار تعادل و هماهنگی میان منافع جوامع بشری شویم.مشکل اول جامعه سوریه و گروه های بشری تشکیل دهنده ان همین ناسازگاری منافع میان انهاست .بسیاری این منافع اجتناب ناپذیر و حیاتی اند که گروههای ذی نفوذ در سوریه باید بر مبنای انسانیت مشترک میان خود و نیز سرنوشت مشترک خودبه حل انها بپردازند.حل این معضلات با وعده ها و شعار های مبهم سیاسی میسر نیست.اگر گروهها و جوامع بشری بر اساس یک مبنای بزرگ مشترک میان منافع خود هماهنگی و تعادل بمیان نیاورند و برعکس بر اختلافات میان خود اصرار ورزند بحران ادامه خواهد یافت و زمینه برای هرگونه مداخلات خارجی فراهم خواهد گشت.به دلایل منطقی و به شهادت تاریخ تداوم و گسترش اختلافات داخلی زمینه فروپاشی ملی را فراهم خواهد نمود.فرانسویان مقوله ای دارند مبنی بر اینکه اگر کسانی خود قادر به حل مشکلات داخلی خود نگردد کسی دیگری از بیرون پیدا میشود که اداره شان را بدست خواهد گرفت.به وضاحت دیده میشود که هم کنشگران داخلی در سوریه و هم قدرتهای مداخله گر بیرونی منافع شان انقدر متعارض و اشتی ناپذیر اند که پیامد این جریان را کسی به اسانی نمیتواند پیشبینی نماید.عموم ناظران و تحلیلگران اوضاع سوریه درین قول متفقند که تحول سریع سیاسی و قدرت گیری تحریر الشام هرگز نمیتواند تصادفی و بریده از همه عوامل دخیل خارجی باشد.به همان اندازه که این پیروزی سریع تحریرالشام بدون دخالت عوامل بیرونی قابل تصور نمی نماید ادامه و استحکام ان نیز قابل تصور نمیباشد.مجموعه این عوامل مختلف و متعارض نشان میدهد که تحریرالشام چندان میدان عمل ازاد نیز نخواهد داشت.تمرکز و تداوم عوامل مداخله گر در بحران شرق میانه از سالها به اینسو و توجه استعمار غرب به این نقطه از جهان هرگز اجازه نخواهد داد که این رویداد ها خارج از حیطه نفوذ و بدون اجازه انها رخ دهد.
تشدید و گسترش بحرانها در مناطق مختلف جهان بویژه در شرق میانه از دهه ها به اینسو در قلمرو رقابت قدرتهای جهانی و ایجاد موانع بر سر راه منافع یکدیگر صورت میگیرد.همینطور ادامه تسلط بر نقاط استراتژیک جهان و ذخایر نهفته در انها هدف قدرتهای استعمارگر غربیست .ایجاد یک شبه بحران در سوریه ادامه بحران ناسور فلسطین و لبنان بوده و به احتمال قوی به سوریه خاتمه نخواهد یافت.این همان چیزیست که تحلیلگرانی مانند نوام چامسکی و میشل کولون انرا «استراتژی بحران» نام گذاشته اند.از ۱۱ سپتامبر به اینسو امریکا فقط دست اندر کار پروژه ویرانگری و اشوب افرینی در جهان است زیرا تداوم قدرت اهریمنی خودش را فقط در تداوم بحران در جهان میداند و بصورت سیستماتیک از بحران افرینی و جنگ افروزی تغذیه میکند.قدم اول و مقدمه جنگ افروزی ایجاد و افرینش اختلاف است تا زمینه مداخلات نظامی امریکا را فراهم سازد.در یوگوسلاوی با وجود اختلافات کوچک مردم دهه ها در صلح و اشتی زندگی میکردند تا اینگه بعد از فروپاشی شوروی امریکا و انگلیس به اختلافات میان اقوام دامن زدند و بدون هیچ دلیلی ۷۸ شبانه روز بدون وقفه یوگوسلاوی را بمباران و ویران ساختند و زمینه تجزیه انرا فراهم ساختند.در اوکرایین همینگونه میان روس زبانها و اوکرایینی ها در طول دهه ها ارامش و صلح برقرار بود تا امریکا و انگلیس امدند و میان شان جنگ ویرانگر و ناتمام ایجاد نمودند.در سودان،لیبی،یمن و عراق و افغانستان همین سناریوی مشابه تکرار گردید.گروههای دخیل در بحران یک کشور اگر بگونه عاقلانه و عادلانه نتوانند به حل مشکلات خود نایل ایند و یک گروه فقط برای رقابت با گروه دیگر با یک قدرت خارجی هم پیمان گردد درانصورت فاتحه ان ملت خوانده میشود.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید