گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » دیپلماسی انکارودروغ راه حل اساسی طالبان برای مدیریت جامعه
دیپلماسی انکارودروغ راه حل اساسی طالبان برای مدیریت جامعه

دیپلماسی انکارودروغ راه حل اساسی طالبان برای مدیریت جامعه

همان طور که مستحضر شده اید خبرگزاری ها خبر درناک کشته شدن ۲۶۰ تن ازآواره گانی را که درمرز سروان جمهوری اسلامی ایران توسط نیروهای سرحدی به صورت فجیعی تیرباران شدند به نشر رسانده اند دو تن از مهاجرین افغان و که شاهد عینی کشتار ده‌ها هموطن افغان خود در شامگاه یکشنبه ۲۲ ماه میزان ۱۴۰۳، توسط نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران در مرز کلگان سراوان بودند میگویند: «۲۶۰ تن از آنها (مهاجر تبعه افغان) در تیراندازی نیروهای نظامی در مرز کلگان کشته شدند.» بر پایه تصاویر رسیده نیز افرادی که از این تیراندازی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی جان سالم به در بردند می گویند:« تعداد مهاجرین افغان حدود ۳۰۰ نفر بوده اند که از این تعداد فقط حدود ۶۰ الی ۷۰ نفر زنده مانده اند و بقیه افراد کشته یا بشدت مجروح شده اند.» 

   هرچند طالبان به دستوروفرمائیش نیروهای نفوذیی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در مرکز قدرت یعنی دارالخلافه قندهار برای فریب مردم هیأت بلند پایه ای  را از نام ملا حسن آخند رئیس الوزرای طالبان به نام بررسی قضیه کشتار مهاجرین در مرز ایران تعیین نمودند اما نتیجه تعیین و انتخاب چنین هیأت های فرمائیشی از همان آغاز معلوم بود که باید آنرا دروغ های دشمن و کار آنانی میدانستند که نه می خواهند دوملت ایران و افغانستان در آرامش و صلح باهم زندگی کنند . !! اما یکی از جمله صدها سخنگوی طالبان که گویا در مرز ایران با افغانستان مأموریت دارد نتیجه این هیأت را قبل از وقت اعلام داشتند و گفتند  که :   

    اصلأ چنین حادثه ای رُخ نداده است برادر ! این افواهات دشمن و دروغ است که از سوی دشمنان افغانستان پخش و نشر می شود ویدیوهای کهنه را که مربوط دیگر کشور ها میباشند بالا می آورند . دیروز وقتی این افواه را به نشر رساند که گویا سه صد و یاهم دوصدو پنجاه از هفت روز گذشته که در منطقه کوئته بر معدن ذغال سنگ کسانی که در آنجا به شهادت رسیده بودند آن بیست تن تصاویر آنها را بالا میکردند که این مردم از سوی ایرانی ها به قتل رسیده اند . فردایش از مرز ترکیه چند سال قبل آن تصاویر بالا می کردند که گویا این ها چنین شهدای افغانستان است که در مرز ایران کشته شده اند . هیچگونه مشکلی وجود ندارد و نه هم چنین حادثه ای بؤقوع پیوسته است این مسأله را امارت نیز تردید نموده و ایران هم آن را تکذیب کرده است ونه هم در این مورد شواهد وجود دارند !
 
عباس عراقچی که بحیث رئیس  دفتر امور خارجی ولایت  فقیه ایران سابق وزیر خارجه که تازه در  کسوت  وزیر خارجه جمهوری اسلامی به اشاره شخص ولی فقیه با تیم کاریی دکتر مسعود پزشکیان پیوسته است و به کشور های گوناگون اعم از دوستان و دشمنان سابق سفرمیکند تا بتواند برای حل معضلاتی  که ایران به آن دچار گردیده است نسخه ای بیابد در یکی از سفر هایش به امریکا وقتی در باره حادثه خونین کشتار مهاجران افغان که درمرزسروان ایران بؤقوع پیوسته بود ازایشان پرسیده شد مشارُالیه چنین پاسخ ارائیه کرد : مسلمأ حادثه ء بسیار بدی بود و تأثر همه ایرانیان را برانگیخت ؛ ازجمله خودمن !این حادثه بسیار غم انگیز بود ولی حادثه ای بود که ممکن بود برای ایرانی ها نیز پیش بیاید ……خود شما فرمودید میلیونها افغانی در ایران در طول تقریبأ چهل سال گذشته زندگی کرده اند …..
   میگویند در یکی مناطق روستانشین که نظام ارباب رعایتی در آنجا حاکم بود اربابی با یکی از اهالی منطقه جنجال و دعوی براه انداخت و ارباب  منطقه نیز قبلأ یکی از اهالی آن منطقه را به حیث گواه دعوی استخدام کرد وقتی موضوع به گوش مدعی علیه رسید وی نزد ارباب آمد و عذر خواهی کرد که دل ارباب را بدست آورد اما در این میان شخصی که باید به عنوان گواه باید نزد محکمه گواهی میداد سعی می کرد تا ارباب را از تصمیم اش منصرف سازد و دعوی جریان پیدا کند این عمل گواه به مثابه یک ضرب المثل ثبت تاریخ شد و هرگاهی مصداق آنرا می یافتند می گفتند مدعی از دعوی منصرف میشود ولی شاهد یا گواه نه!
آقای سید عیسی حسینی مزاری که لقب حجت الاسلام و المسلمین را نیز باخود حمل میکند و یکی از مهره های اصلی شبکه های استخباراتی جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود  مصداق همین ضرب المثل است که همیشه سعی میکند در تأمین منافع استراتیژیک  ایران که از بسیار دیر بدینسو  با منافع مردم ساکن در جغرافیای ایران  انطباق ندارند  نسبت به هر جاسوس دیگر صادقانه در خدمت ایران بوده باشد .
چنانچه وقتی در دوره حاکمیت حامد کرزی بویژه در زمان احمدی نژاد سیاست جمهوری اسلامی ایران در عین حالیکه برای حمایت از مهره های استخباراتی رژیم ایران مبالغ هنگفتی را به حامد کرزی توسط دلالان معلوم الحال بویژه عمر داؤدزی رئیس دفتروی بصورت منظم می پرداخت قسمتی از مبالغ میلیون دالریی معینی  رانیزبنام حمایت علنی ازهم کیشان  شان که دربدنه آن رژیم مستقربودند به جناب سید عیسی مزاری بنام ایجاد مرکز فرهنگی موسوم به تبیان که دراکثرشهر های افغانستان بویژه درشهر کابل و مزارشریف فعالیت فرهنگی می نمود می پرداخت . وایشان نیز وظیفه داشت که این سیاست گاهی بر میخ و گاهی بر نعل جمهوری اسلامی ایران را توجیه شرعی کند .نباید فراموش کرد که این مهره مخلص استخباراتی که در دوره حکومت جمهوری اسلامی افغانستان با اقتضای منافع استراتیژیک جمهوری اسلامی ایران در مدح نظام حاکم بر سرنوشت مردم  افغانستان مشغول بود با سقوط و مرگ طبیعی آن رژیم دچار نوع افراط گرایی منتقدانه شد و در یکی از کنفرانس های که بنام مهاجرین افغانستان در ایران برگزار شده بود طی سخنان منتقدانه خود گفت :     
   
من دوتا کار خوب امارت را به شما عنوان میکنم که همین دوتا کاری که فعلأ اتفاق افتاده هست این امارت را هزار مرتبه از زمان جمهوریت به مراتب با شرفت تر به شما معرفی می کنم  در زمان جمهوریت هزاران فاحشه خانه در کابل بود با سازمان دهی غربی ها برخی از فاحشه خانه ها را هم آقای زلمی خلیلزاد سوبسید میداد ، تایلندی ها و کجا و کجا را می آوردند با سُبسید کار میکرد از این مجموعه هزاران فاحشه خانه تنها نه صدو شصت تا فاحشه خانه ثبت شده در دشت برچی در غرب کابل بود ، خوب با آمدن امارت این نه صدوشصت فاحشه ریشه کن شد ورفت درهمین فاحشه خانه کسی دیگری نبود بلکه از ما مردم بود …همین مورد کافیست که بگوئیم امارت هزار مرتبه بهتر از حکومت جمهوریت است . در کل کابل پنجصد تا کلیسا وجود داشت اینکه من میگویم مستند است و ثابت شده است یک چیزی شعاری نیست که اینجا بیایم خبر دروغ بگویم خبر دروغ را ما منعکس نه میکنیم . پنجصد تا کلیسا در کابل بود و از این پنجصد تا کلیسا سه صد تا شان تنها در دشت برچی بود و فعلأ با آمدن امارت اسلامی این پنجصد تا کلیسا ریشه کن شد و رفت .همان طوری که در باره سخنان غلوآمیز و غیر قابل باور حضرت عیسی مزاری به عرض عام وخاص رساندیم و گفتیم که حضرت مزاری مد ظله با این فرمائیشات خود دل بسیاری از ساکنان کابل را به در آورده بود و ایشان را مجبور ساخته بود تا به دستور مقامات عالیه استخباراتی تن به عذر خواهی زند و از مردم شریف کابل بالخصوص مردم نجیب دشت برچی که در غرب کابل مؤقیعت دارند با سخنان غیر قابل باورخود از همه آنها عذر خواهی کند لهذا ایشان به روی پرده تلویزیون ظاهر گشت و یک خطبه ای ایراد کرد که ما آنرا خطبه ندامت می نامیم و طی آن چنین اظهار داشت : 
  حتمأ مردم عزیز در جریان هستند که اینجانب در مشهد مقدس ۲۸ عقرب ۱۴۰۲ شمسی در اجتماعی از بازاریان ، کسبه وفرهنگیان و متنفذین مهاجر سخنرانی کردم آن هم در رابطه با رفع مشکلات مهاجرین و ارائیه راهکار بیرون رفت و در بخشی از این سخنرانی صحبت از وجود مراکز فحشأ و فساد و کلیسا های خانگی آن هم به نقل از منابع امنیتی و برخی آدرس های حقیقی و حقوقی دیگر شد که متأسفانه مؤجبات نا راحتی عده ای بخصوص مردم غرب کابل را فراهم کرد . بنابراین فرصت را مغتنم شمرده از عموم مردم خدا جو و متدئن افغانستان در داخل وخارج و ساکنان کابل و اخصأ غرب این شهر و دشت برچی نه تنها عذر می خواهم بلکه طلب عفو وبخشش دارماین که بگردند ودر میان ملت چهل میلیونی که حد اقل از تاریخ پنجهزار ساله بهره مند است کسانی را پیدا کنند که اولأ از وطن و وطن دوستی چیزی سرشان نشود ، ثانیأ ادعای میهن دوستی داشته باشند ثالثأ به زعم خودش به درجه مذهبی نیز رسیده باشد . رابعأ حاضر باشند افغانستان ر اجزی از قلمرو دیگران اعلام کنند و هیچ به فکر آبرو و حیثیت خود شان هم  نباشند هنراستخباراتی است که فقط آنرا در وجود نازنین حاج آغا ی خود ما میتوان در یافت . این بنده خدا هیچگاه از حوادث پند وعبرت نه میگیرد . این ها واقیعات تلخی اند که دامنگیر حاج آغا حسینی مزاری شده است .نه می خواهیم رویای دروغین از اضطراب و حساسیت زمان را ارائیه کنیم بلکه حرف حسابی این است که واقعأ ملت مجاهد افغانستان چوب  اینگونه چهره های مارمولک نما را می خورند .
آنهای که به ارزشها والتزامات  ملی هیچگونه ؤقعی قائل نیستنددر سردر گمی عمیقی به سر میبرند . زیرا پس از حوادث تلخ و ناگواری که بر مردم ستمدیده افغانستان سپر ی میشوند مهره های استخباراتی به جایی آلام زخمها و درد ها ی مردم خود در کنار دشمنان تابلودار ملت افغانستان قرار میگیرند                                                                      

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا