اخیرا صدراعظم جدید المان فریدریش مرتس در یک مصاحبه ای در حمایت از حمله اسراییل به ایران جمله ایرا بکار برد که در فضای سیاسی و دیپلوماتیک واکنشهای زیادی را بر انگیخت .اوگفت اسراییل بجای همه ما وظیفه سخت و کثیفی را انجام میدهد که ما همه باید ازان حمایت نماییم.به نظر بنده او به حقیقت بزرگ تاریخی با صداقت و عریانی تمام اعتراف نمود که در ریتوریک سیستم حاکم و زبان دیپلوماتیک چندان مجاز شمرده نمیشود.عده ای از منتقدان و حریفان سیاسی با عبارات و کلمات ذیل ازو انتقاد نمودند:شرم اور،متهم کننده،تمسخر قربانیان جنگ،پذیرش قانون جنگل،نام المان را خدشه دار میکند،حمایت همه جانبه از موضع من(یکی از مخاطبان)،بی کفایت،برای اینکه دست خودش الوده نشود،حمایت از اقدامات بحث بر انگیز نیتانیاهو (کار شناسان و حقوق دانان)هیچکدام از ناقدان از حقیقت تاریخی و واقعیت زنده این اظهارات مرتس چیزی نگفته اند.کارشناسان و حقوق دانان همینقدر گفته اند که اقدامات نیتانیاهو در فلسطین و دیگر نقاط شرق میانه «بحث برانگیز » است. این حضرات حقوق دانان و کار شناسان که مفتیان جهان مدرن اند در جنایات تکاندهنده، در قتل عام های سیستماتیک و نسل کشی ها و کودک کشی های اسراییل که برای سرگرمی متمدنها بطور زنده توسط سربازان اسراییل و مردم محل و خبرنگاران پخش میگردد چندان اطمینان ندارند و فقط انرا بحث بر انگیز میدانند.چه ننگ حقارتبار برای حقوق و کارشناسی مدرن.اما اصل مساله این گفتار هیچکدام اینها نیست.وظیفه سخت و کثیف به جنایت و عمل نفرت اوری گفته میشود که عاملان اصلی جنایت خوش ندارند دست خود شان بطور مستقیم الوده گردد و یا با عواقب سخت قانونی این اعمال روبرو گردند.میروند سراغ یک اوباش و جنایتکار معروف و حرفه ای تا این عمل را در برابر یک اجرتی انجام دهد.عاملان و امران اصلی این جنایات اینگونه وجدان معذب خود شان را ارام و تسکین مینمایند برای اینکه اگر عواقبی پیش اید بگردن ان جانی ای بیفتد که مستقیما این وظیفه سخت و کثیف را انجام داده است.امروز این وظیفه سخت و کثیف از سوی همه استعمارگران،فاشیستها و غارتگران جهانی اروپایی به سردمداری امریکا به اسراییل سپرده شده است.این را نه تنها خود نیتانیاهو و مرتس بر زبان می اورد بلکه در اسناد بوکینگ انستیتوت مستقر در واشنگتن که از اندیشکده های بزرگ و معتبر امریکا شمرده میشود رسما مسجل گردیده است.انها بعد از طراحی همه این نقشه های شیطانی و استعماری گفته اند که باید اجرای این طرحها بدوش اسراییل سپرده شود که لیاقت و مهارت کافی در انجام این جنایات دارد.میشل کولان روشنفکر و تحلیلگر بلژیکی انرا به زبان فرانسوی اینگونه بیان میکند:«salle boulo یا وظیفه کثیف»که از سوی امریکا و اروپا به اسراییل سپرده شده است.اما باز هم ریشه اصلی ماجرا به اینها ختم نمیشود.این مساله ریشه فرهنگی و انتروپولوژیک دارد که ازین قرار است.در جوامع کهن مانند یونان قدیم وقتی مصیبتی یا افتی بر سر جامعه ای می امد مانند طاعون یا زلزله و غیره انرا معلول کردار بد خود میدانستند. اما چون نمیتوانستند همه جامعه را مجازات کنند حیله ای برای فرار از عواقب کار خود می جستند.مثلا میگفتند همه این مصیبتها و بدبختی ها معلول شامت یا نحوست یک نفر یا یک حیوان دران شهر و قریه است.یک نفر دیوانه یا بیخانه سرگردان و اواره را گرفتار میکردند و به کوه ها یا صحاری تبعید مینمودند.یا اینکه حیوانی را به همین اتهام از شهر به صحرا میفرستادند.با این شیوه گناهان و بدکاریهای خود را از خود پاک میکردند.یا با این شیوه خود شان را فریب میدادند و با فرافگنی انرا متهم اعلان می نمودند.یهودیان قدیم عینا همین کار را برای پاک کردن خود از گناهان با یک بز نر انجام میدادند که بر اساس همان ریشه تاریخی امروز در زبان فرانسوی اصطلاحی رایج است بنام Bouc emissaire یا شاه بز که بنده انرا «بلاگردان» ترجمه نموده ام.یعنی بلای همه به گردن یک نفر یا یک حیوان.همین عمل امروز هم در مراسم قربانی مذهبی انجام می گیرد.(خوانندگان میتوانند برای اطلاع کافی ازین مساله به کتاب رنی جیرارد فیلسوف فرانسوی تحت همین عنوان مراجعه نمایند.)
جالب است که المانها هم رهبران یهود را به شاه بز تشبیه میکنند و برای ان ضرب المثلی دارند که میگویند هیچ شاه بز بی ریش و هیچ یهودی بی سرمایه نیست.در گذشته نه چندان دور یهودیان اواره در سرتاسر اروپا منفور ترین و مغضوب ترین اقلیت مورد تبعیض و قربانی نژاد پرستی محسوب میشدند.در داخل کوچه هایی که از دو طرف مسدود بود جا داده میشدند و در روزهای جشن عمومی حق بیرون رفتن میان مردم را نداشتند.باید دور از اجتماع بومی زندگی می کردند و حق اشتراک در مراسم رسمی عمومی را نداشتند.همه شان متهم به سودخواری بودند.این ماجرای نژادپرستی فقط در المان نبود بلکه در همه سرزمینهای اروپایی همین نفرت و تبعیض در حق یهودیان روا دانسته میشد.برای همین بود که وقتی ادولف هتلر به کشتار یهودیان و ازار و شکنجه انها اغاز نمود عموم کشور های اروپایی بصورت پیدا و پنهان با انها همکاری داشتند به شمول کلیسای کاتولیک که دست در دست نازیها علیه یهودیان توطیه میکردند.عموم کشور های اروپایی بار سنگینی از قتل عامهاو شکنجه یهودیان را بر ذهن و وجدان خود حمل می کنندو خود را درانها متهم میشمارند.در چنین فضایی بود که سوزاندن و نسل کشی های بزرگ بدست نازیها امکان پذیر گردید و عموم مقامات اروپایی با انها همدستی داشتند.بر اساس همین مساله بود که رهبران اروپایی به پیشقراولی انگلیس راه حل بسیار شیطانی و زیرکانه برای خلاص کردن یکباره گردن خود از یهودیان طی یک توطیه بزرگ استعماری انها را به سرزمین فلسطین راندند.با اینکار غربیان نه تنها یهودیان را از سرزمینهای خود راندند بلکه کار بزرگی دیگری نیز کردند که فقط در یک نبوغ شیطانی میگنجد و ان اینبود که همه جنایات و شرارتهایی را که در حق یهودیان کرده بودند و ان وجدانهای متهم و معذب خود را همراه با انها منتقل نمودند و بر سر فلسطینیان ریختند.با همکاریهای وسیع استخباراتی،اقتصادی و سیاسی و نظامی یهودیان را به فلسطین فرستادند.اینبار اروپاییان همه جنایات و شرارتهایی را که در حق یهودیان کرده بودند با انتقال یهودیان به فلسطین هم یهودیان را تسکین نمودند و هم وجدان الوده به جنایت خود شان را ارام ساختند.همه ان نحوستها و شامت های خود شان را بار گردن یهودان نموده انها را به فلسطین تبعید کردند.تا خود شان را از هویت شیطانی پاک نمایند.با اینکا به یهودان فرصت دادند تا همه ان عقده های تراکم کرده قرون را که از اروپاییان گرفته بودند بر سر فلسطینیان بریزند.اینبار همه تاریخ فاشیسم و نازیسم را در زیر چشمان همه عالم بصورت زنده در صحنه های غزه تکرار نمودند و تا کنون جاریست.وقتی کسی بخواهد همه عقده ها و کینه ها خشونت و بربریت خودش را بر کسی دیگر خالی نماید و او را حذف نماید باید اتهامی و جرمی را به او نسبت بدهد تا کار خودش را توجیه نموده باشد.البر ممی روشنفکر منتقد تونسی-فرانسوی با تجربه خودش از استعمار فرانسه میگوید
یک استعمار گر ضرورتا یک نژادپرست و تبعیض طلب نیز هست .وقتی دسته سربازان استعماری فرانسوی با ضرب قنداق تفنگ و سرنیزه وارد خانه یک دهاتی الجزایری میگردد و او را از خانه و مزرعه اش بیرون میراند چگونه باید خود را به قربانی اش معرفی نماید.راه دیگری ندارد مگر اینکه او را متهم به مخالفت،بربریت و عدم اطاعت نماید تا بهانه تیرباران کردن او را داشته باشد.امروز اسراییل برای بیرون راندن فلسطینیان از سرزمین ابایی شان چه اتهامی باید به ساکنان فلسطین وارد نماید تا زمینه کشتن یا اخراج انها را از فلسطین اماده سازد.نیتانیاهو فلسطینیان را حیوانات یا نیمه حیوان نامید تا مقام انسانیت را ازانها بگیرد،او را باید وحشی و تروریست بخواند تا قتل او را برای خود و حامیان غربی اش قابل توجیه سازد.برای غصب خانه و زمین فلسطینی قطعا باید توجیه و بهانه ای درست نمود که در صورت مقاومت او قابل کشتن باشد.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید