گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » شتردرخواب بیند پنبه دانه !
شتردرخواب بیند پنبه دانه !

شتردرخواب بیند پنبه دانه !

یادداشت نواندیشی پیرامون مسأله فدرال خواهی و فدرالیزم : درروایت آمده است که موکب همایونی برخی ازاهل خبره و نیمه خبره دوران جمهوری اسلامی افغانستان که نه جمهوری بود و نه هم اسلامی بلکه به عنوان یک سیستم غیرعادلانه مافیائی سرنوشت مردم افغانستان رادردست گرفته بود بالاخره نزول اجلال فرمودند ودرفضای مجازی صدای فدرال خواهی وفدرالیزم رابلند کردند. وبه ما گفته اند که تازه این اول کار است اذناب این پروژه سررشته ای درازی راگر فته اند  ومسوده ای بنام قانون اساسی جمهوری فدرال افغانستان را نیز دردست دارند.

اما مواظب باشیم که روزگار،روزگار آخیر الزمانی است ودرجهان کنونی که با دُم بریده گی وقطع رابطه با تاریخ گذشته مانسل جوان این سرزمین سلحشوررادرزیربمبارداصطلاحات وواژه های  عجیب وغریبی گرفته اند.ازقول این گروه” فدرالیست ها ” نه “فدرالی خواهان ” که با هم تفاؤت بنیادی دارد و ما ناگزیریم فرق و تفاؤت این دو مفهوم را در جهت اصلاح ذهن نسل جدید کنونی نسبت به این مقولات به عنوان یک رسالت روشنگرانه توضیح نمائیم . فدرال خواهی یک گرایش، ایده یا خواست برای ایجاد یک ساختار سیاسی فدرال است.یعنی کسانی که فدرال‌خواه هستند، معتقدند که کشور باید بر اساس تقسیم قدرت میان دولت مرکزی و دولت‌های ایالتی اداره شود.بیشتر یک موضع سیاسی یا مطالبه است تا روش ایئو لوژیک با بار فلسفی و اعتقادی آن ! اما انگاهی که همین  مسائل و مناسبات تقسیم قدرت در جامعه  با روش ها و میتود های اید یولوژیک و اعتقادی مطرح گردد ما از فدرال خواهی به فدرالیزم ارتقأ یافته ایم که این بدین معناست که برای حل مسأله قدرت در جامعه بدون در نظر داشت تمسک به یک اندیشه واحد ملی و مذهبی از مؤلفه های تغییر پذیر در هر ایالتی از جامعه بصورت غیر عادلانه استفاده میگردد . اما چرا فدرالیزم خواهی با فدرال خواهی تفاؤتی دارد ؟ این پرسش زمانی مطرح میگردد که نتوانیم پسوند ایسم یا ism را در مفهوم فدرال خواهی در نظر گیریم و طبیعی است که در این صورت نه میتوان میان فدرال خواهی و فدرالیزم تفاؤت قائل شد  در حالیکه  از نظر دانشمندان حقوق و زبان شناسی هرگاه ایسم ISM که یک پسوندِ زبان‌های اروپایی است وقتی به آخر یک واژه می‌چسبد، آن را به یک مکتب، نظریه، ایدئولوژی، گرایش فکری یا سبک تبدیل می‌کند.
در گفتگوی که می شنوید مناظره گونه ای است که میان جناب آقای ویس ناصری از کارشناسان ارشد مسائل افغانستان و جناب آقای بصیر عباس سابق وزیر تحصیلات عالی جمهوری اسلامی افغانستان و عضو ارشد مجمع فدرال خواهان افغانستان که طبیعی است بر گذشته سیاسی ومافیائی خود خط بطلان می کشد و خود را یک فدرالیست البته نه ” فدرال خواه ” می داند . روی همین دلیل است که نه تنها ازحیثیت و ارزش سیاسی جناب آقای بصیرعباس سابق وزیر تحصیلات عالی وتازه  ” فدرالیست  شده  !!” بلکه تعدادی زیادی از اکابری همچون سرور دانش معاون رئیس جمهوری افغانستا ن ، دکتر مهدی عضو ارشد پارلمان جمهوری شبه اسلامی افغانستان همچنان جناب لطیف پدرام سابق عضو پارلمان جمهوری اسلامی افغانستان که تازه و در بیرون از جغرافیای افغانستان فدرالیست شده اند کاسته میشود.آورده اند و از قول نویسنده مشهوری مینویسند که ازمرد فقیری پرسیدم که زنده گی را چطور میگذرانی ؟ مرد فقیر در پاسخ گفت : درست مثل صابون ، روز بروز تقلیل پیدا میکنم . بدون شک در هر جامعه ای مانند افغانستان جنگزده نا رسائی ها و مشکلاتی هست و مشکلات هر گز به سادگی و با سرعت حل نخواهند شد اما چنین گرائیشها و قضاوت ها را نباید مجوزی برای برئت ما حساب کنیم .
گمان نه میکنیم برای اثبات این واقیعت که همه ما راهیان قافله ای هستیم که بطرف نامعلوم در حرکت است دلائیل و مدارکی نیاز داشته باشد زیرا ” وجود پربرکت این همه گروه ها و سازمان ها با برنامه های مافیائی و شعار های افراطی فدرالیزم در کربلای خونینی از افغانستان جنگزده ما اردوگاهی و سایه بانی برپا داشته است دلائیلی برای اثبات چنین واقعت تلخ نه گذاشته اند . اما مسخره ترین و درعین حال نا مناسب ترین اقدامی که از سوی مجمعی بنام فدرال خواهان که از چهره های شاخص نظام غیر متناسب با سنت ها ی تاریخی و ارزش های ملی بنام جمهوری اسلامی افغانستان به شمار می آمدند صورت گرفت  تسوید و سپس رونمائی قانون اساسی بنام جمهوری فدرال افغانستان است که باحضورچند چهره بوقلمون صفت وآشنا بااندیشه های شان که بضورت فزیکی و مجازی در محفل رونمائی  قانون اساسی فدرال افغانستان اشتراک داشتند شناسنامه اصلی و هویتی این گروهای فرصت طلب و استفاده جو به نمائیش گذاشت . چه کسی میتواند بپذیرد که فلان گروه و سازمانی با این مدارک ثقه و به ظاهر محکمه پسند حتی بالاتر از هر قانون فرعی با عرضه و رونمائی قانون اساسی جمهوری فدرال افغانستان قبل از آنکه حدود و ثغور حقوقی جغرافیای بنام افغانستان هویدا گردد و یک نهاد ملی بنام دولت در راستای مشروعیت ملی و بین المللی عندا لزوم برای درک و شناسائی نیاز های مردم و سپس تسوید قانون اساسی که نقشه راه همه شهروندان متشکل از اقوام  و مذاهب گوناگون منجمله اهل هنود و پیروان سائر ادیان و مذاهب باید باشد چطور شد
که عده ای قبل از فرا رسیدن چنین لحظات تاریخی دست به کپی سازی  مضحکی بنام قانون اساسی جمهوری فدرال افغانستان میزنند ممکن است فرد یا گروهی در قلمرو حیات خصوصی و حریم شخصی اش مدعی گردد و برای ارضای غرائز شهرت طلبانه شان شعار دهند که گویا به شمول قانون اساسی افغانستان صد ها جلد اثری را برجاگذاشته است به دلیل اینکه لازمه قانون اساسی تصرفی  بر قلمروی بنام افغانستان است هرگونه ادعای شانرا  را باطل میسازد . چنانچه گفتیم قانون اساسی نقشه راه و معین کننده حقوق همه  شهروندان وتعیین حدود  صلاحیت های مسؤلان نظام منجمله رئیس دولت به شمارمی آید طبیعی است که باید نخست درراه آزادی و استقلال کشورهمه قلمها ومنبر ها را توجیه کرد و سپس با لوازم آن پیروزی مبادرت ورزید .

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا