گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » سوالاتیکه سالها درذهن من خطور میکرد وجواب نداشت !
سوالاتیکه سالها درذهن من خطور میکرد وجواب نداشت !

سوالاتیکه سالها درذهن من خطور میکرد وجواب نداشت !

سوالاتیکه  سالها در ذهن من خطور میکرد وجواب نداشت امروز جواب انرا  در مصاحبه ء  یکی از روان شناسان سیاسی یافتم ،  آن سوالات این بود : چرا رهبران به وعده های خود وفا نمیکنند؟ چرا موقفگیری هایشان تغییر میکند ؟ چرا بعد از اینکه خود شان تاریخ معین را تعین میکنند که از رهبریت کنار میروند و بدان وفا نمیکنند ؟. سوال دیگر سر نوشت دولت و حزب چرا به پسران و اقارب خود می سپارند ؟  جواب ، بعد از اینکه این رهبران ، تسلط بر ثروت ، شهرت و قدرت پیدا کردند ، در اینجاست که حالت روانی آنها تغییر میکنند و آن شخص قبلی نمی باشد ، چون این سه عوامل با هم دست میدهند بخاطر برای بقای همدیگر و در نهایت بقای شخص ، تا زمانیکه قدرت نداشته باشید ثروت  را پیدا کرده نمیتوانید ، وقتیکه ثروت داشته باشید قدر نداشته باشید ثروت حرام را حفظ کرده نمیتوانید ، اگر قدرت هم داشتید و ثروت هم داشتید شهرت نداشتید پس  ثروت و قدرت ارزش ندارد  و این سه عنصر غرایز انسان های خود خواه ، خود کامه و دیکتاتور است ،

  بطور مثال  از اوان جوانی از زبان حکمتیار تا بحال  چندین مراتب شنیدم که  از رهبریت حزب کناره جویی میکند و آخرین مرتبه وقتیکه از پاکستان وارد افغانستان شد حین انعقاد شورای مرکزی در حضور (۳۵۰۰) شخص گفت: بعد از مدت کوتاه از امارت حزب کنارمیروم و مسوولیت را به جوانان می سپارم ، اما مانند گذشته وعده خلافی کرد ،  در اخیر این روان شناس سیاسی میگوید رهبران عظیم و صاحب اهداف والا   وقتیکه نقش خود راادا کردند از مقام خود کنار میروند ، اما رهبران اهداف فروش و ارزش‌ها تابع غرایز شیطانی ثروت ، شهرت و قدرت  میکند   هیچ حاضر به ترک مقام خود نیستند و از همین سبب اعتماد شان بر اقارب میباشد ، زمینه سازی برای وراثین خود میکند ، این در حقیفت  همان افکار ضعیف شیطانی است که از دست دادن مقام خود در هراس اند  و با حراست اقارب میخواهند تا ابد انرا حفظ نمایند ،
اما رهبران عظیم و صاحب مبدا، اصول  و صاحب ارزش مانند ماندیلا  خط را برای دیگران ترسیم میکنند و کنار میروند که تا ابد اسم شان  در تاریخ خالد است .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا