گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » سیر تکوینی و تاریخی انسان !
سیر تکوینی و تاریخی انسان !

سیر تکوینی و تاریخی انسان !

سیر کمال وجودی و تکوینی انسان یک پروسه متحول و سیال است،این را انسانهای اگاه و پوینده میدانند.درین پروسه تحول انسانی-اجتماعی دو عامل پیوسته در برابر یکدیگر قرار دارند.یکعده ازین عوامل مقوی و مقوم حیات و کمال انسان اند و عده دیگر تضعیف کننده و مخرب حیات اند.بنابرین تحول زندگی اجتماعی دو فرایند دارد یکی اینکه عملا به رشد واقعیتهای زندگی می انجامند.دوم اینکه این سیر تحول چه مثبت و چه منفی در پروسه معرفت و تربیت انسانها نقش اساسی دارند.اگر این پروسه سیال و هردم نو شونده وجود نداشته باشد به این معنیست که انسان مرده است و به فوسیل تبدیل گشته است.انسانها و جوامعی که هم پیروزیها و هم شکستها را تجربه نکرده باشند وجود ندارند.انسان خودش در همین سیر دیالکتیکی تحقق وجودی پیدا میکند.انسانها در همین پروسه موازی میان شکست و پیروزی تجربه میکنند و از تجارب خود می اموزند که به کدام پروسه ها میتوانند اعتماد کنند و به کدامها نه.عوامل و زمینه های بی اعتمادی در تمام حیات فردی و اجتماعی ما یکی یکی خود را نشان داده و ما انها را تجربه می کنیم.ما برای ایجاد اعتماد باید تک تک عوامل و ریشه های بی اعتمادی را شناسایی و اصلاح کنیم.اعتماد وقتی ایجاد میشود که زمینه و متکای استوار پیدا کند.عوامل و ریشه های بی اعتمادی در قدم اول در نفس و شخصیت خود ما قرار دارند که باید اصلاح شوند.دوم در واقعیت اجتماعی باید راهکار ها و میکانیسمهایی ایجاد شوندکه در عمل احتمالهای خطا و خیانت را تقلیل دهند.

اینکار چندان اسان نیست اما بدون اینها هم اصلاح امکان ندارد.این پروسه موازی فوق را که نام بردیم در عین زمان یک پروسه ضروری معرفتی و تربیتی و اخلاقی انسانها در چوکات عمل اجتماعیست.ما نمیتوانیم یک ساختمان ده طبقه را بر روی خشت خام بنیاد کنیم بر ان نمیتوان اعتماد کرد.وقتی شریک تجارت تان ده بار به شما خیانت کرده باشد نمیتوان بر او اعتماد کرد.یک کارمند اداری که کل پرونده اش پر از خیانت و رشوت باشد قابل اعتماد نیست.باید بطور بنیادی عوامل و انگیزه های فساد و خیانت را در تمام ابعاد زندگی اجتماعی برطرف نمود انگاه توقع اصلاح داشت.وقتی بیعدالتیها،فقر و محرومیت و بیکاری نا امیدی در سراسر زنگی اجتماعی موج میزند با نصیحتهای اخلاقی بیگانه با واقعیات اجتماعی نمیتوان ان جامعه را اصلاح کرد.به این متود و شیوه اصلاح نمیتوان اعتماد کرد.این روش هزار بار ناکامی خودش را ثابت کرده است.اکیدا باید گفت که عوامل درونی و بیرونی بی اعتمادی با نصیحتگویی ها ،توصیه های پدرانه و موعظه های روی منبر اصلاح شدنی نیستند.با قسم خوردن،دست روی قران گذاشتن و یا در خانه کعبه پیمان اتحاد بستن هیچکدام بطور معجز اسا و یکباره حلال مشکلات جامعه نمیشوند.باید راههای عقلانی عملی را که همه بشریت رفته است بکار بست و به یک یک ریشه های بد بختیها پرداخت.معظل اول و بزرگ بشریت در کل کره زمین معظل ظلم و بی عدالتیست،وجود فقر و محرومیت از ابتدایی ترین نیاز های مادی و غریزی است نه مشکل شرک و توحید،نه مشکا کوتاهی و درازی ریش مردم.یاد ما هست که همان روز اول هابیل و قابیل در زیر ریش پدر به منازعه و قتل یکدیگر پرداختند. مشکل شان بر سر زن و زمین و مواشی بود نه شرک و توحید.

امروز هم مشکل همانست مشکل بر سر همان لحاف ملانصرالدین است.اگر ما در تقسیم ثروت و نیازمندیهای اولیه ناکام باشیم توحید و برادری دینی معنی ای نخواهد داشت.باید در یک پروسه طولانی عملی ،معرفتی و تربیتی و ایجاد میکانیسمهای مکافات و مجازات در عمل اجتماعی به حل این مشکل اقدام کرد .بدون پرداختن به این مشکلات نمیتوان اعتماد ایجاد کرد.باید اعتراف کنیم که این یک انحطاط و بحران بزرک معنوی و اخلاقی در انسان امروز است.قبل از تعهدات تجریدی به خدا باید به منافع مردم که عینی و عملی اند تعهد داشت.باید از زمین بسوی اسمان رفت نه برعکس.ما تا کنون این راه را برعکس رفته ایم و مشکل خود را صد برابر ساخته ایم.باید به دوستان گفت که هیچکس نسخه شفابخش فوری و معجز اسا در استین ندارد انطور که تیکه داران سرکاری دین مدعی اند.ما باید اگاه باشیم که چه راه دشوار و درازی در پیش داریم.ما فقط مسوولیت داریم در حد توان و فهم خود قدمی درین راه برداریم.نکات فوق اجمالی و فهرستی اند که باید در حلق فرهنگیان متعهد حلاجی و پخته شوند.وقتی این دوستان به اینکار کمر همت بسته اند ما هم متعهدیم همراهی کنیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا