گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » قدرتِ پنهان دراعتراف براشتباه !
قدرتِ پنهان دراعتراف براشتباه !

قدرتِ پنهان دراعتراف براشتباه !

در نظام اسلامی، اعتراف به خطا و معذرت‌خواهی نه‌تنها نشانه ضعف و سرافکندگی نیست، بلکه اصلِ راهبردی در مدیریت، اخلاق، و تدبیر امور جامعه به شمار می‌رود. در منطق اسلام، پذیرش خطا و حرکت به‌سوی اصلاح، نشانه رشد، شجاعت و مسئولیت‌پذیری است.شگفت آن‌که همین فضیلت بزرگ که از سرچشمه‌های زلال وحی سرچشمه گرفته، امروز به حاشیه رانده شده و فرهنگ اعتراف به خطا در تمدن غربی جلوه یافته، در حالی‌که اسلام مبدع و معمار آن بوده است. این اصلِ حیاتی، که می‌تواند جوامع را از سراشیبی سقوط نجات دهد، اکنون در بسیاری از کشورهای اسلامی فراموش شده و جای خود را به لجاجت، پنهان‌کاری و توجیه سپرده است.

رسول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و اصحابه و سلم)با آن‌که معصوم بود و از خطا به دور، اما در رفتار سیاسی و اجتماعی خویش، همواره فرهنگ مشورت، بازنگری و پذیرش انتقاد را تقویت می‌کرد. در ماجرای جنگ احد، با آن‌که نظر شخصی ایشان ماندن در مدینه بود، ولی چون جوانان اصرار بر جنگ در بیرون از شهر داشتند، حضرت نظر جمع را پذیرفت و پس از شکست ظاهری، هرگز یاران خود را سرزنش نکرد، بلکه این واقعه را به عنوان عبرتی برای تحلیل و بازسازی روحیه آنان به کار برد.حضرت عمر فاروق (رض) در خطبه‌ای مشهور خطاب به مردم گفت: «اگر در من انحرافی دیدید چه می‌کنید؟» مردی از میان جمع برخاست و گفت: «با شمشیر راستت می‌کنیم» همر (رض)  با تحسین گفت: «الحمدلله که در میان امت محمد (ص) کسانی هستند که اگر امیر منحرف شود او را به راه راست بازمی‌گردانند» این سخن نه‌تنها پذیرش خطا بلکه تشویق امت به نقد قدرت بود.حضرت علی (رض) در نامه معروف به مالک اشتر الگویی کامل از حاکم اسلامی است که نه‌تنها نقد را برمی‌تابد بلکه دستور می‌دهد آن را بپذیرد و از خطا نترسد. امیر المومنین علی (رض)  می‌فرماید: «از میان مردم کسی را به دوستی برگزین که سخن حق را به تو بگوید و تو را از لغزش‌هایت بازدارد»در تاریخ اسلام آمده است که روزی حصرت علی (رض) در جایگاه قضاوت نشسته بود. در این حال، مردی نزد ایشان آمد و ادعا کرد که مرد دیگری زره او را برداشته است. حضرت علی، با توجه به ظاهر زره که در اختیار مرد دوم بود، به نفع او حکم صادر کرد و شکایت مرد اول را نپذیرفت.شریح قاضی که در کنار امام نشسته بود، متوجه نکته‌ای در روند قضاوت شد و با احترام عرض کرد: یا امیرالمؤمنین، شما قبل از آن‌که از شاکی مطالبه بینّه (شاهد) کنید، به نفع متهم حکم دادید، در حالی‌که طبق قاعده، اول باید از مدعی بینّه خواسته شود.علی (رض)  بی‌درنگ از گفته شریح استقبال کرد و فرمود:أصبتَ وأخطأتُ» یعنی تو درست گفتی و من خطا کردم.سپس دستور داد که قضاوت اصلاح شود و روند دادرسی طبق اصول دقیق اسلامی پی‌گیری گردد.این ماجرا، نمونه‌ای کم‌نظیر از تواضع علمی، عدالت قضایی و فرهنگ اصلاح‌پذیری در حکومت اسلامی است. حضرت علی با وجود مقام والای علمی، ایمانی و حکومتی، با صراحت و بی‌هیچ تکبّری اعتراف به اشتباه می‌کند، از فردی پایین‌دست مشورت می‌پذیرد، و این را نشانه عدالت و شجاعت می‌داندنواده های پیامبر اسلام امام حسن و امام حسین (رض) در ماجرای اصلاح وضوی پیرمرد در مسجد، با اینکه او وضوی اشتباه داشت، این دو بزرگوار برای حفظ کرامت پیرمرد، به شیوه‌ای غیرمستقیم به او فهماندند که دچار اشتباه شده است و وقتی پیرمرد حقیقت را دریافت، صراحتاً به اشتباه خود اعتراف کرد.
این‌ها تنها نمونه‌هایی از ده‌ها مورد از رفتار حاکمان و بزرگان دین است که نشان می‌دهد در صدر اسلام، پذیرش خطا، معذرت‌خواهی، و اصلاح اشتباهات نه‌تنها عیب نبود بلکه افتخار محسوب می‌شداما امروزه در بسیاری از ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جهان اسلام، اعتراف به خطا به تابو بدل شده است و سیاستمداران و مسئولان به‌جای اصلاح مسیر، ترجیح می‌دهند خطا را انکار کنند، حقیقت را سرکوب نمایند و بر خرابه‌های اشتباهات خود، دیواری از توجیه بسازندیکی از خطرناک‌ترین خطاهای راهبردی در جهان اسلام، پنهان‌کاری، انکار خطا و دفاع لجوجانه از اشتباهات است. برخلاف عقلانیت دینی که اعتراف به اشتباه را آغاز اصلاح می‌داند، در بسیاری از جوامع اسلامی، فرهنگ «تطهیر خطا» به‌جای «اصلاح خطا» نشسته است. این وضعیت نه‌تنها حاکمیت‌ها را از بازخورد صحیح و نقد سازنده محروم کرده، بلکه روح جامعه را از شجاعت اخلاقی، صداقت نهادی و مسئولیت‌پذیری فردی تهی ساخته است.در چنین شرایطی، هیچ‌کس مسئول اشتباهات نمی‌شود و همه می‌کوشند تا قصور خویش را به گردن دیگری اندازند. نتیجه، انباشته شدن بحران‌هایی است که مانند آتش زیر خاکستر، در فرصت مناسب، نظام‌های سیاسی و اجتماعی را به زانو در می‌آورند.شگفت‌انگیز است که همان فرهنگی که در غرب، در دوران تاریکی قرون وسطی، پذیرش خطا را کفر و خروج از ایمان می‌دانست، امروز با بهره‌گیری از تجربیات تاریخی و سازوکارهای اصلاح‌گر، به این نقطه رسیده است که بقا و ثبات در گرو اصلاح و بازنگری مداوم است.در تمدن غربی امروز، نظام‌های مدیریتی و آموزشی بر اساس ارزیابی، تحلیل، بازبینی و ارتقاء بنا نهاده شده‌اند. در سطح سیاسی نیز، اگر یک مقام اشتباه راهبردی مرتکب شود، نه‌تنها مورد پرسش قرار می‌گیرد، بلکه استعفا و عذرخواهی علنی از ملت، یک واکنش متداول است.این درسی است که آنان از اسلام گرفتند، ولی ما خود از آن فاصله گرفتیم.اگر جامعه را به پیکری زنده تشبیه کنیم، خطا و فساد مانند ویروس‌هایی هستند که در صورت عدم تشخیص به‌موقع، سراسر پیکر را فرامی‌گیرند. پزشکی که بدون آزمایش و تشخیص دارو تجویز کند، نه تنها بیمار را درمان نمی‌کند، بلکه وضع او را وخیم‌تر می‌سازد.در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و حتی خانواده، این اصل جاری است. اگر خطاهای ساختاری شناسایی نشوند، اگر مقامات مسئولیت اشتباهات خود را نپذیرند، اگر فرهنگ پذیرش انتقاد در جامعه تقویت نگردد، آنچه فرو خواهد پاشید، فقط یک نظام سیاسی نخواهد بود، بلکه تمام بافت هویتی و اخلاقی امت اسلامی در معرض اضمحلال قرار می‌گیرد.رهبران، به‌جای اصلاح خطا، منتقد را دشمن می‌پندارند و رسانه‌ها را عامل تفرقه معرفی می‌کنند. نتیجه، سرکوب افکار عمومی و سرریز شدن بحران‌ها در قالب شورش، بی‌اعتمادی و فروپاشی مشروعیت است.با توجیه اشتباهات کلان، از واقعیات اقتصادی فرار می‌شود. بحران‌هایی مانند تورم، بیکاری، فساد، رانت‌خواری و فرار سرمایه، به‌جای درمان، با وعده‌ها و ارقام ساختگی سرپوش گذاشته می‌شود و در نتیجه، اعتماد عمومی نابود می‌گردد.فرهنگ خودانتقادی جای خود را به مدح‌سرایی داده است. نظام آموزشی، تحلیل‌گری نمی‌پروراند، بلکه تابع‌سازی می‌کند. جای تأمل و اصلاح را تکرار و تقلید گرفته است.پدر و مادر، به‌جای پذیرش خطاهای تربیتی، فرزندان را سرزنش می‌کنند. فرزندان نیز یا به عصیان کشیده می‌شوند، یا در انفعال و سردرگمی رها می‌گردند. خروجی این وضعیت، نسلی بی‌ریشه و بی‌هویت است که توان ساختن فردا را ندارد.تنها راه نجات، بازگشت به فضیلت فراموش‌شده‌ی «اعتراف و اصلاح» است. اسلام، دینی است که پیامبرش با وجود عصمت، رأی دیگران را می‌پذیرد و امامانش به نقد گوش می‌سپارند.خلفای راشدین معیار حاکم عادل را در پذیرش نصیحت، اصلاح خطا و عدم اصرار بر باطل می‌داند. در قرآن کریم، تعبیر توبه، که نوعی بازگشت آگاهانه و اعتراف به خطاست، یکی از پرتکرارترین واژگان اخلاقی است.اصلاح، بدون شجاعت اعتراف ممکن نیست و تمدن اسلامی، بدون احیای این شجاعت اخلاقی، از گام برداشتن به سوی آینده عاجز خواهد بود.آنچه امت اسلامی را زمین‌گیر کرده، تنها فشار دشمنان بیرونی، تحریم‌ها یا بحران‌های اقتصادی نیست؛ بلکه ریشه اصلی این سقوط، درونی‌تر و پنهان‌تر است: فرهنگ تسلیم رارتمکین کردن ،نهادینه‌شده‌ی انکار، لجاجت، و بی‌پروایی در برابر حقیقت.تفاوت میان سقوط و بقا، در «جرئتی» نهفته است که یک ملت برای نگاه‌کردن صادقانه در آینه‌ی خود می‌یابد. ملتی که می‌تواند با شجاعت بگوید: «ما اشتباه کردیم، ما عقب ماندیم، ما باید اصلاح شویم»، همان ملتی است که ظرفیت برخاستن، ترمیم و پیشتازی را در خود زنده کرده است.اعتراف به اشتباه، نه نشانهٔ ضعف، که آینهٔ صداقت، تاج شجاعت، و نشانهٔ اوج‌گیری شخصیت انسان است. آن‌که با شهامت در برابر خطای خویش می‌ایستد و آن را به زبان می‌آورد، نه تنها از گرداب غرور می‌رهَد، که به ساحل روشن دانایی گام می‌نهد. پذیرش خطا، آغاز مسیر آموختن است، و آموختن، کلید نجات از تکرار و تباهی. این انسان فروتن اما استوار، در مسیر رشد و رهایی قدم می‌گذارد؛ چرا که حقیقت، تنها در جان‌هایی طلوع می‌کند که از شبِ انکار گذشته باشند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا