
تحولات اخیر در ساختار اقتصادی و ژیوپولیتیکی جهان، نشان میدهد که جنگ اقتصادی میان ایالات متحده و جمهوری خلق چین از سطح رقابت تجاری فراتر رفته و به مرحلهای از تقابل چندبعدی رسیده است.یکی از جلوههای مهم این رقابت، تلاش چین برای جایگزینی تدریجی ارز ((یوان)) به جای ((دالر)) در مبادلات جهانی است؛ روندی که بر اساس دادههای اخیر، سهم یوان را به بیش از ۳۷ درصد در تجارت بینالمللی رسانده است
.چین با گسترش سامانههای بانکی جایگزین برای (سوءیفت) و ایجاد زیرساختهای مبادلات مستقیم ارزی میان کشورهای همکار خود در سازمان شانگهای، بریکس و آسیای مرکزی، عملا در مسیر استقلال مالی از نظام دالری حرکت میکند . در مقابل، ایالات متحده با مشاهده کاهش حدود ۷ درصدی سهم دالر در معاملات جهانی، سیاست مهار چین را از مسیر نظامی و امنیتی در پیش گرفته است.
ایالات متحده با درک اهمیت (کریدورهای زمینی چین) در مسیر طرح کمربند و جاده، بهویژه مسیرهای عبوری از آسیای میانه، افغانستان، ایران و پاکستان، سیاست بیثباتسازی مناطق کلیدی را بهطور غیرمستقیم دنبال میکند.در این میان، افغانستان بهعنوان گره ارتباطی میان شرق و غرب آسیا، به نقطه تمرکز بحران بدل شده است. هرگونه بیثباتی در افغانستان مستقیما مسیرهای ترانزیتی چین به جنوب (ایران، هند) و شمال (روسیه، آسیای میانه) را مختل میسازد.
در همین راستا، گسترش فعالیت (داعش خراسان) در شمال و شرق افغانستان، ابعاد تازهای از جنگ نیابتی را اشکار ساخته است. ترکیب این گروه از اتباع عرب، تاجیک، ترکمن، ایغور، قرقیز، چچن و پنجابی نشان میدهد که پروژهای فراملی با اهداف ژیوپولیتیکی در جریان است.به گفته مقامات رسمی طالبان، (پاکستان پناهگاه و حامی رهبری داعش خراسان است و ما خواهان تحویلدهی رهبران این گروه از خاک پاکستان هستیم).این ادعا نشانگر شکاف عمیق در روابط دو کشور و احتمال مدیریت پنهان بحران از سوی حلقات استخباراتی پاکستان است که هدف آن ایجاد فشار مضاعف بر کابل و ناامنسازی مسیرهای اقتصادی چین میباشد.
در کنار این تحرکات، برخی چهرهها و گروههای وابسته به جناحهای جهادی سابق که در تحلیلهای اخیر حمله پاکستان به افغانستان، طالبان را مقصر معرفی کردهاند، ناخواسته یا اگاهانه در راستای اهداف کلان واشنگتن و اسلامآباد در بیثباتسازی افغانستان عمل میکنند. این رویکرد با سیاست آمریکا در جلوگیری از اتصال کریدورهای زمینی شرق و غرب همراستا است.جنگ اقتصادی آمریکا و چین، به یک نبرد ژئوپولیتیکی فراگیر تبدیل شده است که میدان اصلی آن از شرق آسیا تا خاورمیانه گسترش یافته است. افغانستان در این میان نه تنها یک کشور محاط به خشکه، بلکه حلقه حیاتی اتصال تمدنها و بازارهای منطقه است. از همین رو، هرگونه بیثباتی در این جغرافیا، ابزاری در خدمت استراتژی جهانی مهار چین و جلوگیری از شکلگیری نظم جدید اوراسیایی تلقی میشود .
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید