گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » ما همه شیران ولی شیر علم
ما همه شیران ولی شیر علم

ما همه شیران ولی شیر علم

انچه ترامپ با زلنسکی کرد هزاران بار  کمتر خشن و تکان دهنده بود نسبت به انچه بایدن و یاران اروپایی اش از اغاز فاجعه تا کنون با او میکردند.ترامپ زلنسکی را از خواب چندین ساله بیدار ساخت.انچه میان ترامپ و معاونش و زلنسکی در برابر کمره ها و ناظران جهان دو دفتر بیضی گذشت شخصیت حقیقی و ماهیت واقعی زلنسکی را به او نشان داد که تا کنون هیچکدام از میزبانان اروپایی و امریکایی اش به او نگفته بودند و چنین ایینه ای را در مقابلش نگرفته بودند.او هرجا و به هر پایتختی سفر میکرد ازو بعنوان قهرمان استقبال میکردند اما قهرمان کاغذی.همه به او میگفتند تو قهرمانی که در برابر یک ابرقدرت هسته ای می جنگی.او خود نیز باور کرده بود که قهرمان است.هیچکدام به این پسرک نمیگفتند که تو یک خاین ملی هستی که همه ملت خود را در قمار گذاشته ای.  مولانای حکیم در جای دیگر به اینگونه افراد میگوید:
 
شیر علم تصویر شیریست که روی بیرق کشیده اند و با دمیدن باد این شیر هم می جنبد .اکنون باد متوقف گشته و کسی در او نمی دمد میداند که روبهی بیش نیست.فرانسویان اصطلاحی دارند با عبارت  le vent en poupe که به معنی بادیست که در پس کشتی میوزد و کشتی را حرکت میدهد وقتی باد بایستد کشتی از حرکت میماند و سرگردان میگردد.ما در تاریخ دوران خود ازین شیران علم کم نداریم که از قدرت بادی که د ر پس شان می دمد حرکت میکنند.و حمله ور میشوند.زمامداران کشور خود ما عموما ازین نوع شیران بودند.کرزی نیز بزبان خود میگفت «ما شیریم،شیر» او نیز باور کرده بود که شیر است.حاکمان دیگر نیز که ازین نوع شیران اند در دنیا زیاد اند.نمایش تاریخی و عبرت انگیز کاخ سفید با وضاحت و عریانی تمام حقیقت وجود زلنسکی را چون ایینه ای در برابرش قرار داد و به او گفت که تو در حقیقت چیستی.این صحنه تکان دهنده و حقارتبار یک نمایش حقیقی و پنداموز بود برای همه شیران علم در دیگر کشورها.شاید در اکثر جلسات پشت پرده و دور از کمره ها میان سران و نمایندگان قدرت ها چنین صحنه هایی تکرار میگردد.سران زیردست جهان درین جلسات مانند سیب گندیده مورد تحقیر ها و تهدید ها قرار میگیرند اما باز در برابر کمره ها با هم دست میدهند و می خندند.سیاست جهان همین بازی مسخره ایست که رخ میدهد.انسانها عموما خوش ندارند با کارنامه حقیقی شان روبرو شوند و کسی به انها رویارو ماهیت وجودی شان را بنمایاند.همه خود خوش دارند از معایب و خطاهای مخوف شان چشم پوشی کنند و هم از دیگران میخواهند تا عیوب شان را بر رخ شان نکشد.خورسند میشوند اگر از ایشان تحسین و افرین صورت گیرد و به انها گفته شود که تو شیری.خوش د ارند مردم در انها بدمند.رهبران و حاکمان دست نشانده و عروسک دست قدرتها وقتی بر استان ارباب بوسه میزنند و خوش خدمتی میکنند از سوی ارباب مورد نوازش قرار میگیرند و به اوصافی که ندارند توصیف میشوند وبه  فضایلی که فاقد انندستوده میشوند.تا رامتر شوند و خوبتر بار نوکری را حمل کنند.میگویند روسها ضرب المثلی دارند  « اگر میخواهید خری را سوار شوید اول به او بگویید ماما بعد سوار شوید.»رفتار ترامپ با زلنسکی نقطه اوج یا کلایمکس سناریویی بود که با زشتی و شرارت وصف ناپذیر سالها قبل بوسیله جوبایدن و همراهان امپریالیست او اغاز گشته بود که درین سناریوی شیطانی با هزاران طامات و طلسمات از زلنسکی کمیدین یا شخصیت مصنوعی او یک شیر علم تراشیده بودند.تا حدیکه او کشور ارام و در حال شگوفایی خودش را همراه با همه ملت خود با جوبایدن پیر کفتار بی احساس در قمار گذاشت و بر سر همه انها معامله کرد.یک روزی معاون اقای زلنسکی در برابر رسانه ها گفته بود که هم پیمانان غربی شان ازانها میخواهد هر کاری لازم باشد باید انجام دهند تا زمینه حمله روسها را اماده سازند و اوکراین را دامی برای پوتین بسازند.زلنسکی و یارانش انچنان در قبضه قدرت و رشوت امریکا گرفتار گشته بودند که جرأت کمترین تخلفی را نداشتند.زلنسکی پا در جاده یکطرفه ای گذاشته بود که راه بازگشت بر او بسته بود او ناچار بود بدون نگریستن به عقب همچنان بسوی فاجعه نهایی پیش رود.
اکنون ترامپ به زلنسکی توهین نکرده است ،به او خدمت کرده و شخصیت حقیقی اش را به او نشان داده است.به او میگوید تو با تحریک جادوگران پیشین کاخ سفید و یاران اروپایی اش ملت خودت را در قمار گذاشتی و اکنون همه چیز را باخته ای ،چشمانت را باز کن.تو را داروهای ارامش بخش داده اند و نوازش کرده اند تا فراموش کنی چه جنایتی مرتکب شده ای ،چشمانت را باز کن و فاجعه ای را که افریده ای بنگر.دیگر بازی به اخر رسیده و نمایش تمام شده چشمانت را به دنیای واقعی بگشا و با انچه کرده ای رویارو بنگر.گویی این صحنه میان ترامپ و زلنسکی مراسم دفن زلنسکی را به نمایش میگذاشت که بعد از دفن سر از قبر بر میدارد و سرش محکم به سنگ لحد میخورد و میبیند هر انچه کرده است بر کف دستش نهاده اند.انچه بایدن با دستمالی ها و نوازش هایش به زلنسکی میکرد هزاران بار توهین امیز تر از کار ترامپ بود.ترامپ سرنوشت زلنسکی بود که ناگزیر در پایان بازی باید با ان روبرو میگشت تا  شیران علم در جهان اگر کمترین کرامت و اراده انسانی در وجود شان باشد ازین نمایش بیاموزند تا با سرنوشت ملتهای شان اینگونه وقیحانه بازی نکنند.این صحنه گفتنی های بسیار دارد که باشد برای فرصت دیگر و ناظران دیگر.اما برای ما ناظران مساله به همینجا ختم نمی شود.مساله اصلی اینست که چگونه ممکنست منتخب یک ملت به این سادگی بر سر کل ملت خود معامله کند و انتخاب کنندگان  که چند ده میلیون عاقل اند همه تماشاچی  سرنوشت سیاه خود بوده و قیامت خویش را بدست خویش رقم زنند.کانت میگفت نظام جمهوریت و دیموکراتیک انست که فقط حاکمان به تنهایی تصمیم جنگ نگیرند.چگونه ممکنست ده ها میلیون انسان عاقل و انتخاب کننده تسلیم اراده یک دیکتاتور منتخب شوند و همه خود را به گوسفندی زنند؟ما بنام تمدن و دیموکراسی شاهد وسیعترین و فاحشترین فجایع بشری هستیم،انقدر فاجعه وسیع و مکرر شده است که ما انسانها حساسیت خود را از دست داده ایم.این پدیده سیاه همان هدف اصلی اهریمنان حاکم بر جهان است که به واقعیت پیوسته است.انگاهیکه انسانها با فاجعه ها عادت میکنند تا همه حساسیت های خود را از دست بدهند و به مرگ یکدیگر بی تفاوت شوند.هر روز شاهد باشند که کرامت شان زیر نظر خودشان لگدمال میگردد.چشمان خود را میگردانند و میروند پی کار خویش تا چیزی را نفهمند که فهمیدن دلهره دارد.سلاخی شدن ۴۵ هزارفلسطینی با نمایش زنده در سراسر عالم بدست طلایه داران دیموکراسی در غزه.چند میلیون در افغانستان.چند میلیون در عراق ،چند میلیون در سوریه …اینک اوکراین

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا