گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » خود را درآئینه ای خود بنگریـــم نــــه درآئیـــنه ی مـــلا نیازی !
خود را درآئینه ای خود بنگریـــم     نــــه درآئیـــنه ی مـــلا نیازی !

خود را درآئینه ای خود بنگریـــم نــــه درآئیـــنه ی مـــلا نیازی !

دیدگاه  نواندیشی : واقیعت این است که  وقتی خبر تکاندهنده و دردناک مرگ زنده یاد محمد ایاز نیازی امام مسجد وزیر اکبر خان را شنیدیم ناگهان بر پرده ذهن ما همه کارنامه های این شخصیت فقید رژه میرفت و همه آنچه را  که در فضای آزاد اندیشه و ایمان  و باساس باورهای که داشت یکا یک کارنامه ها وابرازنظرهای آن فقید همچون صحنه های ازیک  فیلم عبورمیکرد . دردناک ترین ودرعین حال غم انگیز ترین  صحنه دراین فیلم سخنان زنده یاد محمد ایاز نیازی امام مسجد وزیر اکبر خان بوده که در واکنش به قتل فرخنده دختروپرستوی آزاده ای که بروزروشن ودردوکیلومتریی ارگ قصر ریاست جمهوری درمحضرهزاران تن رهگذر حتی نیروهای امنیتی و پولیس مثله گرد یده و به آتش کشیده شده بود . آنروزحادثه چنان بزرگ و سهمگین بود که همه جهان را به لرزه آورد ، ما درهمان روز نیز گفتیم واعلام کردیم که این گونه کشتاربی رحمانه  تنها کار یک فرد و چند فرد نیست بلکه عوارض طبیعی یک گفتمان شریعت گرای مذهبی است که  درآن دین نسخه جامد و مطلق پنداشته میشود از نظراین قرئت انسان وجامعه دینی، انسان و جامعه ای است که برنوع برداشت تاریخی از اسلام استوار است وخود محصول ” رجال ” گذشته و انسان و عقل ماضی است  این گفتمان نه فقط  در اجتهاد به مبانی معرفت شناسی واصول عقلانی وعلمی قائل نیست بلکه حتی قرئت نواندیشانه دینی را هم که می کوشد

 ازقرئت متحجرانه مذهبی فاصله گرفته وبا استفاده ازتلسکوب ” اجتهاد “ وعقلانیت متعهد و پویای زمان مند و مکان مند نیازهای انسان معاصر را یاری رساند نفی میکند واین قرئت تاریخی  درتمامی زمینه های سیاسی – جزائی – اقتصادی – مدنی و خانواده گی دگماتیک و حد اکثرگراست .بطوری که نه برای عقل نقاد و مبانی مستقل وپیشینی مانند عدالت و  آزادی جائی میگذارد ونه حتی عقل مصلحت گذار را بر میتابد بدون شک که زنده یاد محمد ایاز نیازی یکی از مروجان و فعالان مهم  این گفتمان تاریخی به شمار می آمد  اما ازآنجائیکه  جوهرعدالت و صلهء رحم  نه تنها در برابر دیگر اندیشان بلکه نسبت به مؤمنان وهم باوران نیزازدنیای واقعی انسان امروزی رخت بر بسته است طبیعی است که برای غارت وچپاؤل سرمایه های مادی ومعنویی دگراندیشان که بخشی از نوامیس آنها به حساب می آیند از سوی بسیاری دیگر معتقدان به چنین گفتمان سنگواره ایی   به مسخ آیه های از قرآن و تحریف زندگی پیامبرگرامی اسلام متوصل می گردند

و برای رسیدن به اهداف شوم خویش دست به تحریف قرآن پاک میزنند . اما این امر و هواداری از چنین گفتمان متحجرانه مذهبی نباید سبب برانگیختن غرائز انتقام در وجود مؤمنان و مجوز محو فزیکی دیگر اندیشان تلقی شود . البته این امر زمانی ممکن است که زندگی  انسان ها را  بدون هرگونه تمیز کفر و الحاد ، ایمان و ارتداد محترم شمرد و به جایی حمله بر جنایتکاران باید ریشه های جنایت را خشکاند وجامعه را با حفظ تدابیر ایمنی و افزائیش اقتدار ملی توام با عدالت و آزادی از شر جانیان و جنایتکاران محفوظ نگاه داشت و نباید برمرگ مخالفان سرور برپاکرد و یاهم با مرگ هم کیشان خود چنان گریست که نتوانیم شعله های خشم و انتقام را کنترول نمود .

_____________________________________

از قتل ملا ایاز نیازی سخت متاثر شدم، نه به این دلیل که او یک عالم دین و یا به ادعای هواخواهان اش معتدل و میانه رو و انسان دوست بود، بلکه به این دلیل که او یک انسان بود، ممکن زن و فرزندی داشته باشد که امروز در آتش غم و ماتم میسوزند، مثل زن و فرزند هر انسانی که روزانه در افغانستان به قتل می رسد. هیچ انسانی بخاطر افکارش سزاوار کشته شدن نیست.ابراز شادمانی بخاطر کشته شدن ایاز نیاز از ما هم ملا نیازی دیگری میسازد.

از جانب دیگر ادعای این که ملا نیازی میانه رو و معتدل بود به نظرم چندان واقعیت ندارد. برای کسب شهرت و یا دست یافتن به هدفی هر کسی میتواند از خود آدم معتدل و یا میانه رو و انسان دوست به نمایش بگذارد همان گونه که امروز ملا برادر را هم معتدل و میانه رو میخوانند.اعتدال، میانه روی و یا انسان دوست بودن ما زمانی معلوم میشود که ارزش های که برای ما معتبر و یا مقدس اند مورد حمله قرار بگیرند.سخنانی را که ملا نیازی در مورد قتل فرخنده گفته بود اشتباهی نبود که گفته میشود معذرت خواسته است.

نه آن سخنان را اشتباها به زبان آورده بود و نه هم از آنچه گفته بود و یا باور داشت پشیمان بود و نه هم معذرت خواسته است.معذرت خواهی او به این خاطر بود که به نا حق فکر کرده بود فرخنده راستی هم چند ورق پاره ی را که برای او مقدس بود سوختانده است.اگر او واقعا میخواست معذرت بخواهد باید فتوا میداد و میگفت که هیچ چیزی مقدس تر و با ارزش تر از زندگی انسان نیست، که چنین کار را نکرد، چون ارزش زندگی انسان برایش کمتر از چند ورق پاره ای بود که ادعای سوختاندن اش شده بود.ابراز خشنودی در قتل ایاز نیازی و محکوم نکردن ترور او ما را در همان جایگاهی قرار میدهد که او در رابطه با قتل فرخنده قرار گرفته بود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا