گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » حکایت استعماردرافغانستان
حکایت استعماردرافغانستان

حکایت استعماردرافغانستان

عده ای با وطن فروشی توسط انگلیس ها سالها در قدرت بودند ،وعده دیگر غلام روس شدند وپای شوروی را به افغانستان کشانیدند. روس وانگلیس هردو شکست خوردند

،اما وطن فروشان نیاموختند فکر کردن بدون رضایت ملت ناتو و آمریکا می‌تواند آنها را برای همیش حمایت نماید،  هر رقص که بود به دهل اَشغال رقصیدند و رفتند.دیگر قشر باقی نماند که تکرار جاسوس شوند و تجربه جدید غلامی را به آزمون گیرند ، اما از مخلوط خلقی و پرچمی، مجاهد وافغان ملتی چپی وراستی ،تکنوکرات و غربی فریب تفوق قومی را خوردند وبا دست یاری ،isi وحلقه غلامی پنهان کشتی های شناور در آب‌های قطر دست به معامله زدند و بر ارکیه قدرت رسانیده شدند.
این قشر فاشیست گاهی در پناه دین و گاهی در پناه شعار امنیت چنان رنگ وچهره بدل کردند که تا بتوانند خودرا مدافعان استثلال معرفی دارند و پشت بر بادار نمودند و حلقه های غلامی را در عقب ویلاها وقصر های عینو مینه از انظار مردم مخفی نگهداشتند،اما این اژدهای سه کله یک سر وگله خودرا بنام انتحاری ها حقانی در فرکسیون پاکستانی مربوط ساختند وآن گله چند سر بنام حکومت سر پرست خودرا چنان مست قدرت و مالک شهرداری خواندند که همه خانواده های خودرا از وزیر الی معین و از والی الی ولسوال از مامور الی جوکی دار مقررکردند.اما این وطن فروشان غافل تجربه غلامی چین را به آزمایش گرفتند و هم زمان به دهل هر همسایه میرقصند. این گروه قومی طالب بل اخره در میدان تنها می مانند نه ملت در کنار اینها خواهد بود ونه همسایه ها ونه رقبای قدرت های بزرگ جنگ های نیابتی و اقتصادی .طالب تا حال تحلیل نکردند که شکست انکلیس ،شوروی و ناتو در چه بود انها بازهم در وطن فروشی برچه بر گلو مردم میگرند وخود تجربه جدید وامید بر چین و ایران وهند بسته میدارند .وای بر سقوط و شکست که صدایش بلندتر از شکست انگلیس روس و ناتو خواهد بود .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا