


فردای آنروز وقتیکه طرف دفتر روان بودم متوجه شدم که بازهم موتر های کارمندان از همین مسیر رفت و آمد دارند.روز شنبه بعدی که بازهم دفتر ما رخصت بود از مردم تقاضا کردم که بازهم به سرک بیایند تا سرک را مسدود بسازیم و مانع رفت آمد موتر های محکمه شویم تا بازهم حمله انتحاری مشابه صورت نگیرد متأسفانه اینبار نصف از باشندگان از یکجا شدن به اعتصاب ابا ورزیدند، وقتیکه دلیل آنرا از بعضی منابع بدست آوردم ریاست محکمه عالی یکتعداد وکیل های بلاک ها را با وعده های چرب و نرم تطمیع کرده بود.القصه، که همان روز تنها با تعداد کمتر باشندگان بلاک ها در روی سرک چهارزانو و گاهی شکل خوابیده خود را دراز کشیدم و به آواز بلند صدا میکردم که هیچ کسی توان عبور از این مسیر را ندارند الی مرا زیر تایر موتر خود نمایند، ساعت حوالی ۹ بجه همان روز موتر عامل یکی از معاونین ریاست محکمه که به اغلب گمان داکتر “بها” یا “هاشمزی” که از تحصیلکرده های غرب هستند میخواست از مسیر عبور کند و داخل ریاست محکمه شود که از فاصله دور موترش توقف کرد و خواهان معلومات شد، وقتیکه صدای ما را شنید دیگر جرأت نکرد که نزدیکتر بیاید تا اینکه یک هیأت از کارمندان با صلاحیت از ریاست محکمه نزد ما آمدند و داخل گفتگو شدیم، من راه حل را برای شان طوری پیشنهاد کردم که برای سهولت ترانسپورت کارمندان بجای فراهم نمودن سرویس ترانسپورت و استفاده از مسیر بین بلاکهای رهایشی پول آن ترانسپورتیشن را برای کارمندان نقد بدهند تا از بس های شهری و یا تکسی استفاده کند که در صورت مریضی و یا رخصتی یکمقدار پول هم برای کارمندان نیز باقی بماند،
چنانچه همینطور شد و بعد از آن سرویس های مامورین ریاست محکمه عالی از مسیر بلاک های مکرویان سوم توقف شد و کارمندان بلند رتبه هم از دروازه اصلی سمت چهارراهی صحت عامه استفاده نمودند.جا دارد که حد اقل ازاسم یکی ازهمکارانم بنام محترم جاوید جان”لودین” که دربخش توسعه اقتصادی Economic Growth وظیفه داشت و درهمسایگی بلاک ما آپارتمان داشتند بحیث ناظر این صحنه ها و یکی ازاعتراض کننده ها یادآور وتشکری نمایم.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید