دیدگاه تربیون نواندیشی : چنانچه اطلاع داریدآخیرأچند تن ازچهره های معلوم الحال”سیأ” سی فرهنگی که خودراوابسته باجبهه مقاومت ملی افغانستان برهبریی احمد مسعود می خواندند به سرکرده گی هفت ثقال معروف حفیظ منصورطی اعلامیه ای که ازنام شورای عالی پنجشیر به نشر رسانده است می گویند که مقاومت مردمی هیچگاه تنها با انگیزه و شجاعت به پیروزی نمیرسد؛ بلکه به سازمان منظم، ساختار روشن، مشورت، شفافیت و پاسخگویی نیاز دارد. هر حرکتی که برای سرنوشت آینده مردم مبارزه میکند، باید این اصول را در درون خود نیز نهادینه سازد.شورای عالی پنجشیر با همین باور، طی بیش از یک سال گذشته، پیشنهاد اصلاحات ساختاری و تشکیلاتی، تقویت مشورت، ایجاد شفافیت و نهادینهسازی پاسخگویی را به شیوههای مختلف با رهبری مقاومت محترمانه مطرح و پیگیری کرده است.
این مطالبات به هیچوجه برای تقابل یا تضعیف رهبری نبوده، بلکه با هدف تقویت داعیه و ساختار مقاومت و افزایش اعتماد آن مطرح شدهاند.شاید منصورخان هفت ثقال ازیاد برده ویاهم هیچگاه به این امرتوجه نداشته است که مسأله مقاومت دربرابرظلم و بی عدالتی درقلمرو مسؤلیت ها ووجائب فردیی هر انسان آزاده مورد محاسبه قرارمیگیرد واین مؤلفه با روح وروان قهرمانان ورجال آزادی خواه ملی تعلق دارد دراینجا مطرح ساختن هرگونه پیشنهاد حتی بنام اصلاحات ساختاری اندکترین جایگاهی ندارند.وقتی ازقول حضرت هفت ثقال حفیظ خان منصور بنام « اصلاحات ساختاری وتشکیلاتی !» طوماری از نام و آدرس” شورای عالی پنجشیر ” ترتیب و به نشر میرسد و زیر همین نام در فضای مجازی هیاهو برپا میکنند باید مفاهیم نقد و « اصلاحات ساختاری و تشکیلاتی !» را توضیح دهند مخالفت خویش را با صراحت تمام بدون شارلاتان بازی هاو” یکی برنعل ویکی برمیخ ” وبرپائی هیاهوهای مصنوعی بیان کند .اگرنه می داند و نه میفهمد باید به صراحت بگوید که نه می فهمم ! اگرمی فهمد باید مفاهیم انتقادی را توضیح دهد .حفیظ خان منصور نباید آب را گل آلود کند به دلیل اینکه از آب گل آلود استخباراتی هیچ ماهیی در دام ازهم پاشیده ازسوی چنین منتقدی نخواهد افتاد زیرا به قول معروف منتقد باید طوری حرف بزند وبنویسد که هرارزش واصالتی ارزش واصالت دیگری را یاری رساند.اما باید نسل امروزی وآئنده ما بداند و بدانیم که ریشه این میراث در کجاست ؟ برای اینکه منبع تاریخی وحقیقی این حرکت را پیداکنیم باید کمی به گذشته وبه تاریخ تحولات درجامعه افغانستان بنگریم وببینیم که حفیظ منصوردراین تحولات وحوادث داری چه جایگاهی بوده است ؟ وجناب حفیظ خان منصور در اوج جنگ مجاهدین دلیر افغانستان با آرتش سرخ بویژه درجبهات پنجشیربرهبریی قهرمان ملی شهید احمد شاه مسعود مشغول چه بوده است ؟
جناب حفیظ منصور درنخستین بخشی ازرساله ای که بنام ” فاتح جنگ سرد” در۱۸ سنبله ۱۳۸۱ گویا به مناسبت اولین سالگرد شهادت احمد شاه مسعود به نشر رسانده است در مقدمه آن که بنام پیش درآمد منتشر شده مینویسد” صاحب این قلم درزمان حیات احمدشاه مسعود یکی از منتقدین دیر پای او بود ودررساله ها و مقالات متعددی عملکرد های او را به نقد می کشید تا سرحدی که برخی کسان این نقد ها را دشمنی با ایشان تعبییر میکردند وبیشترینه به گستاخی و نا سزا گوئی . اما حالا که مسعود از قید حیات رسته است وهیچ نفعی و ضرری برای ما رسانیده نه میتواند اظهار نظر این حقیقت را بیهوده نه میدانم که بگویم نقدعملکرد های احمد شاه مسعود برای نویسنده یک امر نا سنجیده نبود بلکه از روی تعمد و انتخاب به آن مبادرت می ورزیدم وعواقب آنرا که می توانیست هرچه بوده باشد پذیرفته بودم ” شاید با این نوشته که حاوی اعتراف صریحی در مخالفت با اندیشه ها وعملکردهای شهید احمد شاه مسعود دیگراین پرسش مطرح نگردد که چرادرمقابل فرزند مبارزاش احمد مسعود قدعلم کرده وبه قول معروف نعره مخالفت را برانگیخته است ؟ هوشیاران را یک حرف بس است !

شما در حقيقت حافظه تاریخی خود را از دست دادهاید، باید به پرسشهای جدی درباره مواضع و عملکرد سیاسیتان پاسخ دهید. اتهاماتی مطرح است مبنی بر اینکه از سوی رهبری استخبارات امارت طالبان، بهویژه ملا عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات این گروه، بهصورت منظم و در قالب پولهای تشویقی معاش ماهانه، برای تخریب جبهات مقاومت، جمعیت اسلامی و حوزه مقاومت، با همکاری همفکران و همکارانتان، حمایت مالی دریافت میکنید. این اتهامات، در صورت ارایه اسناد معتبر، که وجود دارد بهطور جدی صداقت شما را زیر سوال می برد .شما تا آنجا پیش رفتهاید که رهبران مقاومت و جمعیت اسلامی را بدتر و دیکتاتورتر از هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، معرفی کردهاید؛ شخصی که حکومتش به سرکوب گسترده، محدودیتهای شدید بر آزادیهای اساسی و نقض حقوق مردم متهم است.آیا منطقی است که رهبری جبهه مقاومت ملی را چنین مقایسه کنید در صورت که وی در خطرناک ترین و حساس ترین مقطع تاریخی با دست خالی و مخالفت خارجی فقط با اعتماد به ملت و کمک خداوند در مقابل امارت طالب به دندان مسلح و وحشی زمان خود ، ایستاد و مقاومت کرد ، و در نهایت بعد از پنج سال مشروعیت و شکست ناپذیری و امنیت دروغین طالب را به چالش کشید.مواضع سیاسی شما در طول ۲۵ سال گذشته، از دید منتقدانتان، همواره متناقض، چندپهلو و چندزبانه بوده است. امروز نیز، با اظهارات اخیرتان، بار دیگر اعتماد و اعتباری را که از حضور در حوزه مقاومت به دست آورده بودید، در معرض از دست رفتن قرار دادهاید.در دوران جمهوریت، شما با نصاب تعلیمی مورد حمایت رهبر خود، استاد برهانالدین ربانی، مخالفت میکردید. همچنین، منتقدانتان مدعیاند که در مقاطع مختلف، به ابزاری برای پیشبرد اهداف چهرههایی چون حامد كرزي و حنیف اتمر علیه مقاومتگران و مجاهدان تبدیل شده بودید.اکنون که بخشهایی از کارنامه سیاسی شما مورد پرسش قرار گرفته است، از رهبران تاجيك و هزاره پشتون هميشه انتقاد میکنید که گویا قوم را بر دین و مذهب ترجیح میدهند.اما پرسش اساسی این است: آیا این انتقادها از یک موضع اصولی و صادقانه سرچشمه میگیرد یا تلاشی برای منحرفکردن افکار عمومی از کارنامه گذشته خودتان است؟ پس از مواضعی که منتقدان شما آنها را مغرضانه و زیانبار برای منافع حوزه مقاومت، زبان فارسی و وحدت ملی جامعه میدانند، چنین پرسشی نمیتواند هر گز بیاهمیت و مغرضانه تلقی شود.گلبدین حکمتیار همواره در برابر مخالفان سیاسی خود مواضعی قاطع اتخاذ کرده است. با این حال، آنچه در مقطع حساس کنونی اهمیت دارد، موضعگیری او در برابر امارت طالبان است؛ حکومتی که سیاستها و عملکردهایش، به باور منتقدان، به زیان بخش بزرگی از مردم افغانستان تمام شده است.اگر حکمتیار در برابر امارت طالبان، بهرغم پیوندهای قومی و زبانی، موضعی قاطع اتخاذ کند، این موضع را باید بر اساس محتوا، صداقت و پیامدهای آن ارزیابی کرد. از این منظر، قاطعیت در برابر ظلم و تبعیض، فارغ از وابستگی قومی، ارزشمند است؛ اما معیار سنجش هر سیاستمدار باید عملکرد واقعی او باشد، نه صرفاً شعارها و ادعاهایش.با این همه، پیش از آنکه درباره حکمتیار و دیگر رهبران سیاسی داوری کنید، بهتر است به پرسشهای مربوط به کارنامه خودتان پاسخ دهید.اتهام دریافت معاش از منابع خارجی در دوران جمهوریت و ادعای دریافت ماهانه ۱۵ هزار دالر از منابع وابسته به استخبارات طالبان، موضوعاتی جدیاند كه اسناد و شواهد معتبر لازم در دست رس است.
شما یکی از اعضای هیئت مذاکرهکننده جمهوری اسلامی افغانستان در مذاکرات بینالافغانی دوحه بودید.همین جایگاه، مسئولیت سیاسی شما را در برابر مردم سنگینتر میسازد. مردم حق دارند بدانند که نقش شما در این مذاکرات چه بود، از چه مواضعی دفاع کردید، چه دستاوردی داشتید و چرا روند سیاسی کشور به فروپاشی جمهوریت و بازگشت طالبان انجامید.البته عضویت در هیئت مذاکرهکننده، بهخودیخود به معنای امضای توافقنامه دوحه میان ایالات متحده و طالبان نیست؛ اما حضور در روند مذاکرات جمهوری اسلامی افغانستان، بههرحال، مستلزم پاسخگویی درباره مواضع و عملکرد سیاسی است. چرا كه مشاركت شما به اين مذاكرات مشروعيت سياسي يك جانبه داد ، در حقيقت مشروعيت را از حكومت وملت سلب به طالب ها انتقال داد .پرسشهای دیگری نیز درباره نقش شما در تحولات داخلی جمعیت اسلامی مطرح است: جمعیتی که پس از شهادت استاد برهانالدین ربانی با بحران رهبری و چنددستگی روبهرو شد. شما در مقام یکی از چهرههای سیاسی جنجالي این جریان بوديد ، چه مسئولیتی در قبال وضعیت کنونی آن دارید؟ چرا این حزب به شاخههای متعدد تقسیم شد؟ نقش شما و دیگر چهرههای سیاسی در این روند چه بود؟ آیا در این میان، منافع حزبی و ملی قربانی رقابتهای شخصی و سیاسی نشد پس خود شما چرا در نظام جمهوريت بعد از شهادت استاد برهان الدين شهيد ، با وجود داشتن عضويت و گرفتن امتياز از جمعيت و حوزه تاجيك ، حزب شخصي ايجاد و تاسيس كرديد، لطفا بگويد دست آورد حزب تان غير از اختلاف و نفاق و تضعيف جمعيت و حوزه مقاومت چه بوده است .
عبدالحفیظ منصور! شما با نقل سخنان مولوی شهابالدین دلاور درباره سختگیری پشتونها در برابر زنان، به کنایه پرسیدهاید که دیدگاه اسلام در برابر زنان چیست. این پرسش، بهخودیخود، قابل طرح و بررسی است؛ زیرا رفتار طالبان با زنان و محدودیتهای گستردهای که بر آموزش، کار و حضور اجتماعی آنان وضع کردهاند، از موضوعات مهم حقوقی، دینی و اجتماعی افغانستان است.اگر دفاع از حقوق زنان، عدالت و ارزشهای اسلامی یک اصل است، این اصل باید بدون تبعیض قومی، سیاسی و گروهی رعایت شود.نمیتوان از یک جریان سیاسی بهدلیل رفتار آن با زنان انتقاد کرد، اما در برابر فساد و فرار و خيانت بقاياي نظام جمهوريت كه سبب سقوط نظام و تسليمي ملت به طالب شده است سكوت اختيار كرد ، در صورت كه خود شما يك تن از آنها هستيد.شما از کدام جمعیت و کدام مقاومت نمایندگی میکنید در صورت كه خود شما حزب شخصي بديل جمعيت را ايجاد كرده بوديد ، و از هر دو جريان عزل و سلب صلاحيت شده ايد ؟امروز پرسش مهم دیگری نیز مطرح است: شما از چه جایگاهی درباره مقاومت ملی افغانستان سخن میگویید و نماینده کدام جریان سیاسی یا اجتماعی هستید؟ آیا هنوز از طرف جمعیت اسلامی سخن میگویید، از حوزه مقاومت نمایندگی میکنید یا صرفاً دیدگاه شخصی حزب خانوادگي خود تان را بیان میدارید؟نا گفته نبايد گذاشت كه مقایسه جبهه مقاومت ملی افغانستان با سازمان ملل متحد نیز نیازمند استدلال دقیق و شناخت تفاوت ماهیت، ساختار و جایگاه حقوقی این دو تشكيلات مختلف اهداف و المقاصد است.جبهه مقاومت ملی یک جریان سیاسی ـ نظامی مخالف طالبان است، در حالی که سازمان ملل متحد یک سازمان بینالمللی با شخصیت حقوقی مستقل و عضویت دولتهاست.هردو از منطور اهداف و تشكيلات كاملا متفاوت است ، این دو را نمیتوان در توضیح و استدلال خود با هم مقايسه كرد ، و همتراز یا همماهیت دانست.اگر هدف شما نقد عملکرد رهبران مقاومت و جمعيت است، باید با منطق، و استدلال و صداقت و احترام المتقابل وارد بحث شویدنه به صورت مغرضانه و عامدانه و توهین كننده كه کنایه هاي حسادت آميز شما ، و مقایسههای غیر منطقي و عقلاني در حقيقت دانش و توازن عقلي شما را زير سوال مي برد ، متاسفانه بحث شما بسيار سطحي و مغرضانه است كه شامل تحلیل سیاسی علمي و تخصصي نمیشوند.مقاومت ملی متعلق به مردم افغانستان است، نه اشخاص مغرض و گروههای خاص استخدام شده ؟!مقاومت ملی افغانستان از اعتبار معنوي و تاريخي احمد شاه مسعود شهيد بر خوردار است كه تنها به یک فرد، یک حزب یا چند چهره سیاسی محدود نیست.اهداف و ارزش هاي رهبري این مقاومت، در نگاه حامیانش، ریشه در خواست بخشی از مردم افغانستان برای آزادی، عدالت، مشارکت سیاسی و پایاندادن به انحصار قدرت دارد؛ بهویژه جوانانی که از وضعیت کنونی آسیب دیدهاند و زنانی که با محدودیتهای گسترده روبهرو شدهاند.هیچ فردی با أغراض وظيفوي و اهداف پنهاني و عملكرد استخباراتي حق ندارد خود را به عنوان مصلح جاه زده و براي تخريب هدفمند مقاومت نظر به هدايت دشمن دسيسه و تو طئه كند .در عین حال، هیچکس نیز نباید با اتهامزنیهای بدون سند، اختلافافکنی یا تخریب شخصیتها، فضای گفتوگوی سیاسی و احترام المتقابل ، و همچنان فعاليت هاي مقاومت و اعتماد و وحدت مردم ما را به بازي بي خردانه بگيرد.منتقدان شما بر این باورند که طی ۲۵ سال گذشته، مواضع و عملکردتان در برخی مقاطع به تضعیف انسجام سیاسی حوزه مقاومت و جمعيت انجامیده است؛ از اختلافات در شورای نظار و جمعیت اسلامی گرفته تا منازعات سیاسی پس از شهادت استاد برهانالدین ربانی.با این حال، شما نیز بهعنوان یکی از اعضاي سیاسی آن جريان ها ، نمیتوانید از پاسخگویی درباره عملکرد مخرب گذشته خود معاف باشید.همچنین، اگر بعضي شما را متهم میكنند که جریانهایی از شما برای تضعیف مخالفان سیاسی و نظامی خود استفاده ابزاری میکنند، باید با صداقت اعتراف كنيد . در غیر آن، این سخنان عقده ي و مغرضانه نا معقول و غير اخلاقي را در خور جامعه و رسانه ندهيد كه هدف آن در حقيقت كسب ثروت و شهرت است و بس .
مردم افغانستان، بهویژه نسل جوان، حق دارند کارنامه سیاسی شما و دیگر بقاياي نظام جمهوريت اثرگذار را بررسی کنند؛ از مواضعتان در دوران جمهوریت براي تخريب جمعيت اسلامي گرفته تا نقشتان در مشروع دهي مذاکرات دوحه و اظهارات مغرضانه استخباراتي امروزتان درباره رهبران سیاسی جمعيت و جبهه مقاومت ملی.هیچکس نباید خود را فراتر از نقد بداند؛ نه رهبران مقاومت، نه رهبران جمعیت اسلامی، نه گلبدین حکمتیار و نه جناب شما.معیار داوری باید صداقت، عملکرد، و نقش افراد كه در دفاع از ملت و كشور در بدترين شرايط با دست خالي از هيچ نوع تلاش دريغ نه كرده اند در نظر گرفته شود ، و همچنان میزان پایبندی و احترام هر فرد به منافع مردم و کشور در مقطع تاريخي مختلف مد نظر باشد .به باور من، آنچه امروز بیش از هر چیز ملت ما ضرورت دارد، پایاندادن به سیاست تخریب متقابل، اتهامزنی مغرضانه و استفاده ابزاری از اختلافات نظر براي اهداف سیاسی و مالي است.مردم افغانستان بیش از هر زمان دیگری به صداقت، مسئولیتپذیری، وحدت نظر ، اتحاد عمل ، و دفاع از حقوق همه شهروندان مظلوم ، به گرو گان گرفته ما توسط امارت طالب نیاز دارند.تاریخ درباره همه ما داوری خواهد کرد؛ اما داوری منصفانه زمانی ممکن است که ادعاها با صداقت ، نقد با منطق و سیاست با مسئولیتپذیری و وقت شناسی همراه باشد.خداوند همه ما را به راه حق و عدالت هدایت کند و مردم افغانستان را از ظلم، تفرقه و سوءاستفاده سیاسی برای جمع آوری ثروت و شهرت مصون بدارد. 
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید