دیدگاه نواندیشی : نوشته ای را که مطالعه می فرمائید بقلم جناب آقای سید باقرشاه احمدی یکتن از تحلیل گران ارجمند افغانستان در باره فروپاشی نظام کنونی جدید و خیزش نظم چند قطبی برشته تحریر درآمده که غرض انتشار به این تربیون رسیده است چنانچه شاهد هستید تربیون نواندیشی یک رسانه آزاد و مستقل درعین حال متعهد به ارزش های والای دینی و ملی میباشد که در باره حوادث کشور افغانستان ، منطقه و جهان دارای دیدگاه ویژه ای میباشد که برخی نظریات گنجانیده شده در این مقاله از نگاه تربیون نواندیشی فاقد اطلاعاتی بوده که عوارض آنرا در سیاست های استراتیژیک کشورهای منطقه بویژه کشور پاکستان نسبت به افغانستان به ؤضوح به مشاهده میرسند . چنانچه در نخستین بخشی از این نوشته در باره عمران خان رهبر حزب تحریک انصاف پاکستان و صدراعظم آنکشور که جناب احمدی
چنین نوشته است « رویکرد منطقهمحور عمران خان، به ویژه نزدیکی او به ایران و روسیه، میتواند به عنوان یک ابزار برای مدیریت بحران داخلی افغانستان در جهت ثبات منطقه ای عمل کند. زیرا ، با توجه به حضور بیش از بیست گروه تروریستی بالقوه در افغانستان، از جمله داعش خراسان که هدف ترانزیت جنگ با دیگر گروپ های تروریستی را در جهت نا امن سازی کشور های منطقه در تغیر نظم جهانی دنبال میکند قابل تامل میباشد.» هرچند آقای عمران خان که خود در بستر نگهبانان عمق استراتیژیک پاکستان یعنی آرتش آنکشور درمقابل نوازشریف بوجود آمده بود با شعار های پوپولیستی خود بصورت ناخواسته در مقابل برخی اهداف ارتش پاکستان منجمله قرار داد صلح طالبان با ایالات متحده امریکا که در دوحه قطر به امضأ رسیده بود قرار گرفت
و درعین حال شبی که ارتش روسیه برکشور اوکراین حمله نمود آقای عمران خان صدراعظم پاکستان مهمان آقای ولادیمیر پوتین در مسکو بود که این امر نه تنها مورد پذیرش ارتش پاکستان نبود بلکه حضور عمران خان در شب حمله بر اوکراین در مسکو و با فرار اشرف غنی از کابل که امید های تحقق موافقت نامه دوحه برای تشکیل یک حکومت جدید با حفظ ارتش و نیروهای امنیتی و قانون اساسی که شاید تعدیلات کمی در آن وارد می آمد درافغانستان جوانه زده بودند با اعزام جنگجویان شبکه حقانی برهبریی خلیل الرحمن حقانی و سائر گروه های از جنگجویان خارجی که با معیت جنرال فیض حمید رئیس اطلاعات ارتش پاکستان ISI وارد کابل شده بودند آن جوانه های امید سرنزد بلکه با مداخلت عمران خان توسط جنرال فیص حمید که طبق قانون اساسی پاکستان تعیین آن از صلاحیت های صدراعظم پاکستان محسوب می شد برای ادامه امور جامعه حکومتی بنام امارت اسلامی طالبان اعلام گردید و آرام ، آرام زمینه انهدام یک کشوربا تمدن و فرهنگ باستانی فراهم گردید . این اطلاعات بخاطر احترامی که به نویسنده محترم این مقاله داریم بر آن اضافه گردید .
در روزهای اخیر، اظهارات عمران خان از زندان، مبنی بر درخواست از والی صوبه سرحد پاکستان برای مذاکره و مصالحه با طالبان افغان، توجه تحلیلگران سیاسی را به خود جلب کرده است. این رویکرد، در چارچوب سیاستهای منطقهمحور دوران ریاست جمهوری او قابل فهم است و نشاندهنده تلاش برای کاهش تنشهای درون قومی در مرزها و تثبیت نفوذ پاکستان در تحولات افغانستان بر مبنای سیاست های منطقه محور عمران خان است.اما ، سیاست فعلی حکومت پاکستان در دعوت مستقیم از سیاسیون افغان، خلاف رویکرد منطقه محور زمان عمران خان مشاهده میگردد.
رویکرد منطقهمحور عمران خان، به ویژه نزدیکی او به ایران و روسیه، میتواند به عنوان یک ابزار برای مدیریت بحران داخلی افغانستان در جهت ثبات منطقه ای عمل کند.زیرا ، با توجه به حضور بیش از بیست گروه تروریستی بالقوه در افغانستان، از جمله داعش خراسان که هدف ترانزیک جنگ با دیگر گروپ های تروریستی را در جهت نا امن سازی کشور های منطقه در تغیر نظم جهانی دنبال میکند قابل تامل میباشد در چنین وضعیت سیاست منطقه محور عمران خان میتواند در یک فرایند هدایتشده و حمایت کشور های رقیب غرب در منطقه ، تبدیل به قیام افغانها علیه حاکمیت پنجاب گردیده و جهت بحران را به سمت جنوبشرق افغانستان هدایت کرده ، بحران بلفعل داعش از شمال غرب افغانستان کنترول و مهار شود.
در این چارچوب، پاکستان به عنوان مدیر پنهان ترانزیت داعش از افغانستان به منطقه عمل میکند. مطمینا ، سیاستهای پنهان میدانی ای ، اس ،آی در استفاده از گروههای افراطی برای فشار و نفوذ منطقهای، ضمن پیچیده کردن ژئوپلیتیک منطقه، در نهایت میتواند منجر به فروپاشی داخلی پاکستان شود.اینگونه تحرکات میدانی نشان میدهد که بحران افغانستان، سیاست منطقهای عمران خان و اقدامات پنهان حکومت موجوده پاکستان در مدیریت ترانزیت گروههای تروریستی، همگی به یکدیگر مرتبط هستند و اثر مستقیم بر نظم چندقطبی نوظهور دارند.
حملات اسرائیل به قطر و پایگاه ترکیه در سوریه، و حمله روسیه به لهستان، افزایش فشار نظامی و تضعیف امنیت جمعی را نشان میدهند.اظهارات رسمی ارتش روسیه خطاب به اروپا که (بعد از این هیچ کس در امان نیست)، بیانگر ناکارآمدی نظام امنیتی یکجانبه و فشار برای شکلگیری نظم چندقطبی است.
اظهارات نتانیاهو در حمله به قطر که مدعی شد این اقدام را (براساس دستورات تورات) انجام داده است، با شعارهای داعش درباره خلافت جهانی و اخر زمانی هم راستا بوده و نشان میدهد چگونه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای از ایدئولوژی مذهبی برای مشروعیت بخشی به اقدامات نظامی خود بهره میبرند.
فروپاشی نسبی نظم جهانی تکقطبی و ظهور تحرکات منطقهای و چندقطبی در حال اشکار شدن است.سیاستهای منطقهمحور عمران خان خلاف مدیریت پنهان پاکستان در ترانزیت داعش و حمایت قومی از طالبان به هدف تقابل با نفوذ ایدئولوژیک گروههای سلفی افراطی همراه است.لذا ، تحلیل این روندها برای درک جهتگیری آینده امنیت، سیاست و نظم جهانی چندقطبی در خاورمیانه و آسیای مرکزی ضروری است.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید