هیچکسی نه میتواند از این واقیعت تلخ و دردنا ک انکار کند که از چندین سال بدینسو همه داشت و ناداشت ملت بزرگ افغانستان درحلقومی ازدیپلماسی ناقص جهانی فروبرده میشوند .شاید روی همین دلیل است که پیش از گذارندن هرگام نظامی و عملیاتی دُچار نوعی از سرگیچی عجیبی میشویم . جای شگفتی است که درشرائط حساس و باریکتر از موی که افغانستان عزیزدچار آن شده برخی از نیروهای مدعی روشنفکری و روشنگری در صف نخست بیماران مصاب به اینگونه سرگیچی شده اند .چه کسی نه میداند که ما وگذشته گان ما که درآشیانه ای بنام افغانستان از آریانا تا خراسان زنده گی کرده ایم وهر آنچه را که در معرکه جنگ بدست آورده ایم درتناب های سیاهی ازدیپلوماسی هاو”سیأ “ست بازی ها دست وبازوی مانرا می بندد. ودورازامکان نیست که برای وارد کردن ضربه های تازه و با برنامه های دروغین و در عین حال جالبی برپیکرمجروح آشیانه ای بنام افغانستان به میدان آمده اند و برای اسارت جامعه مجروح و جنگ زده مانقشه میکشند . در این اواخیرعادت شده است که هرمدعی مبارزه فکری و فرهنگی وهر آنکه کم وبیش میاندیشد ویا هم دست کم برای تبارز وتبلؤر افکار و اندیشه هایشان در میان مدعیان روشنفکری و”سیأ” ست لغات و اصطلاحاتی چون دموکراسی،فدرالیزم وامثالهم را بدون آنکه ماهیت ومفهوم آن واژه ها به اخلاق ووجدانش مبدل شده باشد باقلقله بی نظیری بیان می کنند وتازه کاربه جایی رسیده که برخی ازاذناب این پروژه با چنین هرزه گوئی ها کاررجال معتقد به افغانستان بزرگ و تاریخی مورد نکوهش قرارمیدهند
جالب ترین پهلوی معیوب این سناریو آنجا و آنگاه است که برخی از شعار دهنده گان نظام فدرالی در افغانستان همانا حامیان سرپاقرص نظام مافیائی بنام جمهوری اسلامی افغانستان بودند که در رده ها ومقام های مختلف نظام جمهوری اسلامی افغانستان که پس از حوادث خونین یازدهم سپتمبر در نیویورک ایالات متحده امریکا به مصلحت شبکه های استخباراتی جهان در جامه نظام متمرکزویک دست قد علم کرده بود مشغول اخذ مواجب بودند . چنانچه حجت الاسلام و المسلمین سرور دانش مدیر مسؤل نشریه حبل الله که در دوران جهاد مردم افغانستان از قم ایران منتشر می گردید و پس آنکه آقای کریم خلیلی به “ریأ “ست تشریفاتی شورای عالی صلح گماشته شد آقای سرور دانش نیز جاگزین کریم خلیلی و بحیث معاون دوم ریأست جمهوری اسلامی افغانستان ایفای وظیفه مینمود . جناب استاد محمد امین فروتن از داشمندان شهیر کشور که خود در زمان جنگ و جهاد ملی مردم افغانستان در شهر پیشاور پاکستان با شدت مجروح گردیده بود و بحیث یک شخصیت مهم ملی و جهادی ناظر بر تمامی دسیسه ها و توطیه های کشورهای منطقه بویژه سازمان اطلاعات ارتش پاکستان ISI در برابر آشیانه تاریخی بنام افغانستان بود این مطلب وبرخی مسائل دیگری را در برنامه وزئن افغانستان در محراق حوادث به گرداننده گی شخصیت فرهیخته و فرهنگی شناخته شده کشور جناب ویس ناصری بیان داشته است که با توجه به رسالت تاریخی ای که فرد فردی ازشهروندان افغانستان اعم از پشتون ها ،تاجیک ها ،ازبکها ،هزاره ها ، ترکمن ها ، قوم شریف ایماق ، هندوهای آزاده ،یهویان میهن دوست و دیگر ساکنان افغانستان این سرزمین باستانی داریم و دارند و به تأسی از تجاربی که جناب استاد محمد امین فروتن از زندگی فرهنگی و سیاسی درپاکستان دارد واز عمق استراتیژیک پاکستان و کشور های منطقه دارد این گفتگو را با سپاس از ویس ناصری فرهنگی و تحلیلگر نامور افغانستان خدمت شما عزیزان تقدیم میداریم . البته جناب استاد فروتن در پاسخ به این پرسش محترم ویس ناصری گرداننده کانال سیاست وتاریخ و برنامه معروف افغانستان در محراق حوادث که پس از یک مقدمه کوتاه که بیان داشت و گفت : خوشحال هستم که بعد از چندین سال برنامه افغانستان در محراق حوادث و از سال ۲۰۰۷ از آلمان واز ستودیویی دنیا واقع در شهر اسن آغاز به کار کرد و از طریق شبکه های جهانی تلویزیونهای اریانا افغانستان و پیام افغان خدمت حضور شما باز این برنامه را با حضور مهمان گرامی و دانشمند جناب استاد محمد امین فروتن یکبار دیگر براه می اندازیم ….
من افتخار میکنم که در خدمت شما با مهمان گرامی جناب فروتن صاحب که با بزرگواری و فروتنی خود مهمان اولین برنامه ما پس از سالها هستند . استاد فروتن که یکی از شخصیت های جهادی و نویسنده های بزرگ دوران جهاد ومقاؤمت مردم افغانستان و یک دانشمند ملی هست . وی که در ولایت زیبا وقهرمان پرور خوست تولد شده اند ولایتی که در کنار دیگر ولایات جنوب و جنوب شرق افغانستان از زمان اشغال شوروی بیشترین تلفات را داد …..پس از یک مقدمه کوتاه جناب آقای ویس ناصری که به حادثه خونین شلیک بر دوتن از سربازان گارد ملی امریکا اشاره نمودند جناب استاد محمد امین فروتن از شخصیت های نامور عرصه فرهنگ و ادب چنین اظهارداشتند. تشکرجناب ناصری صاحب عزیز! نخست به شما و از طریق شما به همه انسان های آزاده عالم سلام عرض میکنم . شما یک تبصره ای بسیار خوب ومناسبی در حق نظام کاملأ خشونت آلود بر جنایت که روح نظام سرمایه داری را تشکیل میدهد و در نظام سرمایه داری متأسفانه یا خوشبختانه منافع وجود دارد و دشمنان و دوستان دائمی وجود ندارند بر همین دیدگاه از روز اولی که آقای ترومپ قدرت را در دست گرفت حتی شعار های داد که ممکن است بسیار تکاندهنده باشند اما ما میدانیم وهرکسی که عقل دارد میداند که در جهان کنونی گلوبال و دهکده مانند سخت است که بتوانند دروازه ها را بروی کشور های مختلف بسته کنند بلکه باید زندگی کردن را آموخت وبرای اینکه زندگی را بیاموزیم باید خود را قوی ساخت . روی همین دلیل این حادثه در بطن نظام سرمایه داری یا شالوده ای است که روح نظام سرمایه داری بر آو استوار است و این روح متأسفانه روح تروریستی است و از تروریزم نشئت میکند . آقای ویس ناصری گرداننده محترم برنامه افغانستان در محراق حوادث در بخشی از این گفتگو از جناب استاد محمد امین فروتن پرسیدند که : یکی از بحث های بسیار داغ درهمین روزها وهفته ها موضوع منازعه ومشاجره و کشمکش ها وجنگ روانی و تبلیغاتی میان کابل -کندهار و اسلام آباد تمرکز ما بر سر کندهار است که چون تصمیم گیری ها در کندهار گرفته میشود و حکومت و نظام و تمامی اداره طالبان در کندهار است وکسانی که در کابل هستند بیچاره ها هیچگونه صلاحیت ندارند مسؤلینی که هستند مسؤلین بی صلاحیت هستند و در زمان سلطنت می گفتند که پاچاه واجب الاحترام وغیر مسؤل در کندهار نشسته است و رهبران سیاسی طالبان هم درکابل واجب الاحترام و غیر مسؤل هستند ولی کسانی که امروز جنگ قندهار و اسلام آباد تمرکز اش بیشتر بر تبلیغات روانی است و در این میان بحث خط فرضی دیورند را مطرح میکنند ، همین بحث دیورند و خط فرضی دیورند از نظر شما چی است ؟ جناب استاد محمد امین فروتن در پاسخ به پرسش جناب ناصری گرداننده محترم برنامه چنین پاسخ داد : ببینید من دراین مورد نه می خواهم ونه می خواستم صحبت کنم ولی جناب شما پرسان کردید من ناگزیر هستم که چیزی در باره آن به عرض برسانم . من فکرمیکنم که و در دوران جهاد نیز که در پاکستان زندگی میکردیم وقتی که با پاکستانی ها چنین مسائل مطرح می شد و مخصوصأ مسأله ” اتک ” که مطرح می گردید پاکستانی ها می گفتند که شما به فکر اتک هستید و ما به فکر ُپلِ مَتَک ! یعنی ازنظر آنها اصلأ مسأله ” اتک ” یاهمان خط دیورند منتفی تلقی شده است.اما درعین حال به عنوان یک پدیده ء فشاربطرف مقابل باید درتاریخ سیاسی ماحفظ شود . متأسفانه یکعده ساده لوح این مسأله را با فشاربحیث یک شعار مطرح میکنند د ومیگویند که شاید مسأله خط دیورند اگر حل شود ممکن است بسیاری از مسائل با پاکستان را حل وفصل کرد !! من میگویم که نه ! برادر من مسائلی چون خط دیورند و غیره مسائلی است که پاکستان قصدأ می خواهند آنرا مطرح کنند ! توسط لر اوبر و فلان و فلان مطرح میکنند و این مسأله اصلآ استراتیژیی پاکستان نیست . استراتیژیی پاکستان به اصطلاح غارت کردن افغانستان به اشتراک کشور های دیگری مانند چین و روسیه ، ایران وحتی امریکا ! اصلأ در همین ارتباط بسیار با صراحت باید گفت که معاهده بین طالبها و امریکا در دوحه صورت نه پذیرفته است بلکه معاهده میان کشور های منطقه که امروز هم در افغانستان حضور دارند مخصوصأ ایران و پاکستان و روسیه وچین و امریکا و ناتو ! پاکستانی ها و ایرانی ها همین طالبها را به عنوان یک نیروی قابل مدیریت مطرح و آوردند وقتی که عمران خان دید و فهمید که طالبان کابل را گرفته اند طالبان بویژه برای شبکه حقانی در پیشاور جلسه گرفتند و برای شان گفتند که شما کابل را گرفتید دیگر ادامه گفتگوهای دوحه معنی ندارد با شما جنرال فیض حمید رئیس اطلاعات ارتش پاکستان ISI را با شما می فرستم و برای تان قدرت را تقسیم میکند ! وقتی جنرال فیض حمید برای طالبان قدرت را تقسیم کرد با بسیار عقلانیت و در عین حال با شیوه شیطانی تمامی بخش های که مربوط اعطای اسناد شهروندی ( تذکره و گذرنامه ) بودند آنرا به شبکه حقانی واگذار کرد بدین سان برای تمامی تروریست ها اسناد شهروندی ( تذکره ) داده شده است و هفته ای یک روز بنام طالبان که البته این پروژه استخباراتی و اشد امنیتی است یعنی هفته ای یک روز بنام طالبان تخصیص یافته است که برای آنها تذکره و گذرنامه صادر میگردد . البته تاریخی بر تذکره و گذرنامه شان حک زده میشود که قبل از اشغال کابل توسط طالبان وجود داشت . به این دلیل من میتوانم بگویم که ما به اصلاحات بنیادی نیازداریم این شعار ها که دیورند است و فلان است وفلان است این درست ! اما این مسائل هرگاه که ما قدرت داشته باشیم باید مطرح کنیم اما امروز اگر مطرح میکنیم بدون شک که غرض و مرض دیگران است . آخرین مطلبی که توسط جناب آقای ویس ناصری مطرح گردید این بود که :
یکی از نشست های که دراین روزها توسط برخی ازدوستان ما درآلمان صورت می گیرد وخود را فدرال خواهان و فدرالیست ها و طرفداران فدرالیزم می نامند در شهر هانوفر آلمان گردهم آمدند و از طریق مجازی این مجلس را دائر کرده بودند تعداد محدودی هم حضوری قرار دارند بحث جالبی را جع به نظام سیاسی آئنده افغانستان مطرح میکنند . قانون اساسی فدرال را هم البته ترتیب کردند یک چیزی که من متوجه شدم آن ها طالبان را هروقت و درهرزمان کوبیدند و ماهم انتقاد کردیم که مردم افغانستان که دوزبان رسمی فارسی و پشتو دارند طالبا ن گویا به یک زبان یعنی پشتو توجه بیشتر دارند و دیگر زبانها را که زبان های محلی اند نادیده گرفته اند . طالبان در تمامی مراکز علمی کلیماتی چون دانشگاه وغیره را بر داشتند وبه جایی آن بزبان پشتو و انگلیسی عناوین را ترویج می دهند و یک جنگی با تمدن فارسی آغازیده اند ولی این فدرالیست خواهان ما که اعلامیه شانرا من خواندم به زبان انگلیسی ، به زبان فارسی و زبان ازبکی عنوان این مجلس را داده بودند در حالیکه در این اعلان زبان پشتو وجود نداشت ! سوال اینجاست که آیا پیش این فدرالیست های ما ، ملت ما یعنی جامعه افغانستان فاقد یک قشر کلان و یک قوم بزرگی بنام پشتون ایا جنگ این فدرالیست ها با پشتواست ما نه میدانیم نظامیکه بنام فدرالیزم ساخته شود و در آن پشتون نباشد آیا قدمی بسوی تجزیه نیست ؟ جناب استاد محمد امین فروتن در پاسخ به این پرسش جناب ویس ناصری گرداننده محترم برنامه چنین پاسخ داد : من در مورد اینکه تعدادی از دوستان و عزیزان مسأله فدرالیزم را در افغانستان زمانی مطرح میکنند که باید ما برای ایجاد یک حاکمیت ملی فکرکنیم . باید برای ایجاد یک قانون اساسی فکرکنیم . من فکر میکنم که این یک بازیی استخباراتی بیش نیست . مسأله این است که یکی فدرال خواهی است و یکی هم فدرالیزم !فدرال خواهی بصورت طبیعی در وجود یک گروپی هست یک سمتی هست آنها ادعا دارند که چراما منابع خود رادراختیاردیگرمناطق قراردهیم؟ بنأ یک سیستمی بنام فدرالی را پیشنهاد میکنند که این حق شان هست.درعین حالیکه یقین دارم که از لحاظ ارزشی و عقیدتی این کارانسانی نیست اما در عین حال قابل بحث است . اما وقتی یک کسی ، یک جریانی میگویند که فدرالیزم یعنی هر آنچه که ما داریم باید بر مبنای همین سیستم فدرال تعریف و از آن ریشه بگیرد این دیگر خطرناک است واین به معنای تجزیه است . تجزیه یک عمل غیر انسانی است نه تنها غیر انسانی است بلکه غیر واقعی است مخصوصأ در جامعه ای مثل افغانستان ! چطور ممکن است در یک جامعه ای که اقوام گوناگون ، قبائل گوناگون ، ملیت های گوناگون یکجا باهم زندگی کرده . هرات ، بدخشان ، خوست ، ننگرهار ، غزنی ، کابل ، کندهار ودر دیگر مناطق وولایات افغانستان هرقومی رامی بینی چطورمی شود اگرغرض و مرضی نداشته باشی شما چگونه برای آنها فدرالیزم را پیشناد میکنید ؟ این به این معناست که شما غرض و مرض دارید . اما مطرح کردن مسأله فدرال یک مطلب اساسی است که باید در شرائطی که ما بتوانیم افغانستان یک افغانستان واحد باشد باید چنین مسائل را مطرح کرد جناب آقای ویس ناصری در آخرین بخش برنامه اینگونه تبصره نمود :
آقای سرور دانش رهبر فدرال خواهان افغانستان کسی است که در کنار آقای اشرف غنی قرار داشت در تدوین قانون اساسی ۱۳۸۲ نزدم موجود است و در تسوید آن قانون آقای سرور دانش نقش داشت در کمیسیون تدوین و در ساختن یک نظام ریاستی اصرار داشت . حتی یکبار هم با صراحت در حضور کمره ها گفت که فدرالیزم به معنای تجزیه و فروپاشی افغانستان است ولی امروز وقتی به خارج میرود به طرف های استرالیا و زیلاند جدید میرود از فاصله بسیار دور نسخه فدرالیزم را تجویز میکند و یا دیگر دوستانی که در نزدیکی شان مانند دکتر صاحب مهدی و یاهم لطیف پدرام ودیگران ! پدرام در پارلمان بود از شوری و پارلمان معاش میگرفت و در همین نظام بود و همچنان دکتر صاحب مهدی در پارلمان افغانستان بودند در حالیکه نوع حکومت نیز ریاستی بود و پارلمان هم در زیر دست قومانده اشرف غنی بود و امریکا نیروهایش بیست سال در افغانستان بودند و در آن زمان به قول معروف چه گلی را به آب دادند که امروز در حالیکه یک ولسوالی را مخالفین طالبها در دست ندارند یک ولسوالی را که ادعا کنند که فلان ولسوالی در دست ما است و ما آنرا از دست طالبان خارج ساختیم . متأسفانه با وجود مقاؤمت نظامی و مخالفت شدید مردم افغانستان که شرائط افغانستان کاملأ استثائی اند ما در طول چهار سال گذشته یک ولسوالی را از طالب ها گرفته نتوانیستیم چطور ممکن است که در چنین شرائطی ما به تصوب چنین قانون اساسی دست بزنیم ؟ اگر این فرائند بعد از سقوط طالبان باشد نیز باید همه شمول ، فرا گیر وواقعأ بر اساس یک اجماع سیاسی شکل نظام آئنده افغانستان باید در داخل افغانستان شکل بگیرد . اگر امروز تعدادی جمع شوند فدرالیزم اعلام کنند ، یک تعداد اخوانیزم اعلان کنند و تعدادی هم یک مکتب دیگری را اعلام کنند و چپی های ما دوباره بیایند و مارکسیسم و لننیزم را ساز بزنند این درست اما این کار باید نه اکنون که توجه مردم از آزادی افغانستان و مبارزه با حاکمان فعلی و نجات مردم ما از زیر شلاق طالبها است .
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید
برنامه مفید و جامع. اگر به ریشه های بد بختی بپردازیم، راه مان را بسوی رهایی از خشونت پیدا خواهیم نمود. ضبط و پخش چنین برنامه ها راه گشا است و مردم ره با واقعیت ها آشنا میکند.
گرداننده محترم رادیو کتاب با تقدیم سلام ها از نوازش های برادرانه تان سپاسگذاریم با حرمت تخاری به نمائنده گی از تربیون نواندیشی