دیدگاه نواندیشی : محترم عنایت الله طوفان یکی از شخصیت های غنیمت روز گار ما است که با تحلیل های روشنگرانه و در عین حال افشأ گرانه اش دین و مسؤلیت اش را در برابر تاریخ و نسل های آئنده به انجام میرساند اما ایشان نیز مانند هر تحلیل گر ووقائع نگار حوادث تاریخی را با نگاهی که دارد گاهی از خطأ و اشتباه خالی نه میباشد . آخیرأ نیز در باره چگونگی بوجود آمدن تحریک اسلامی طالبان با شبکه محترم افغانستان در چنگال گفتگویی انجام داده است که قابل قدر است اما در عین حال نباید فراموش کرد که تحریک طالبان ریشه در تاریخ جهاد افغانستان دارد که سازمان استخبارات پاکستان ISI توانیست این نیرو را به عنوان قوای ضربتی و نگهبانان منافع بیگانه ها به سطح منطقه و جهان بویژه ایالات متحده امریکا معرفی سازند . نباید تعجب کرد که شجرة النسب فکریی و اعتقادیی تحریک اسلامی طالبان با تأسیس پاکستان و حتی قبل از بنیانگذاریی این کشور در جغرافیای نیم قاره هند دارد . البته استعمار انگلیس ازایجاد کشوری بنام پاکستان دارای استراتیژیی ماجراجویانه در منطقه بوده که درمسیر تاریخی حیات استراتیژیک کشور پاکستان این غده سرطانی در منطقه با دلائیل مختلف چانس ظهور گروهی بنام تحریک اسلامی طالبان فراهم گردید و طبیعی است که تحلیل گران ارجمندی که حوادث تاریخی افغانستان و منطقه را به بررسی میگیرند ریشه های اعتقادی و عوامل چنین ظهور را به کنکاش می گیرند . و هر تحلیل گر نسبت به حوادث و وقائع افغانستان نظر ویژه ای را مطرح می کنند . که جناب عنایت الله طوفان نیز دیدگاهش را در باره بخشی از جرقه های ظهور تحریک اسلامی طالبان بیان داشته است . تربیون نواندیشی نیز بخشی از دیدگاهای محترم عنایت الله طوفان تحلیل گر ارجمند کشور را درباره تحریک اسلامی طالبان را با سپاس از ایشان خدمت شما عزیزان تربیون نواندیشی تقدیم میداریم جناب عنایت الله طوفان در برابر پرسشی که از سویی مجریی محترم برنامه مطرح شد و گفت که امروز به بررسی یکی از پیچیده ترین و بحث بر انگیز ترین پدیده های سیاسی و اجتماعی در افغانستان یعنی تحریک اسلامی طالبان خواهیم پرداخت . این گروه افراط گرأ که ریشه در تحؤلات سیاسی و اجتماعی افغانستان و پاکستان دارد طی سالیان متمادی تأثیرات شگرفی بر منطقه و فراتر از آن گذشته است طالبان محصول عوامل پیچیده ای از عوامل داخلی و خارجی از جمله جنگ های داخلی افغانستان حمایت های خارجی و تفسیر خاص و سخت گیرانه ای از اسلام میباشند . این گروه باشعار برقراریی حکومت اسلامی و اعمال شریعت با سرعت در مناطق روستائی در جنوب افغانستان نفوذ کرد و در نهایت توانیست دوبار در این کشور به قدرت برسد . مهمان من در این بحث محترم جناب عنایت الله طوفان کارشناس مسائل سیاسی و جیوپولیتیک هستند . محترم عنایت الله طوفان در نخست این بحث چنین آغاز کرد : من شخصأ در همان وقت در حزب اسلامی بودم در نشرات حزب اسلامی کار میکردم مخصوصأ در صدای مجاهدین در بخش رادیو و نشرات رادیوئی ! که مرکز اش در سپینه شگه ( پاره چنار ) واقع بود از جمعی همی مردمی ( طالبان ) آمدند با ما صحبتی داشتیم در همین جریان صحبت ما یک دفتر داشتیم در نعمت محل ( پیشاور ) این داستان سال ۱۳۶۸ است …به دفتر نعمت محل آمدند که در این جمع چند طلبه ای بودند که محور کار اصلی آنها بودند یکتعداد شان در افغانستان است که من نام نه میگیرم ….در همین جمع کسی بود بنام مولوی شکور ، مولوی سور گل که حالأ در ده سبز (کابل ) است مولوی نقیب الله ! یکی از مولوی صاحبان هم است که همیشه برایم میگویند که نام اش را نگیرم و اکنون در مدارس پنجشیر درس می دهد . و مولوی صاحب شفیع و مولوی صاحب ساقی ، مولوی صاحب کرامت ، …یک کسی دیگری بنام ملا عبدالحمید که حالأ در عربستان سعودی است این ها آمدند خواستند که یک ارتباطاتی را با سفارت ها و شخصیت های سیاسی بتوانند از یک مجرای روابط فرهنگی ایجاد کنند که در ارتباط با روابط فرهنگی با خانه ایران که داد و ستُد نشراتی و کتاب داشتیم آنها آمدند وگفتند که اگر شود شما ما را یک همکاری بکنید که ما میخواهیم یک اجلاسی را دائیر کنیم . من پرسان شان کردم که چطور ؟ بالاخیره در یک نتیجه رسیدیم که اینها نفرت و انزجار شان نسبت به سران تنظیم های جهادی دارند و میخواهند که بر اینها یک فشار وارد بکنند این ایجاب میکند که یک کنفرانس کلانی را شکل بدهند به حمایت مالی و اقتصادیی هر کسیکه همراه شان کمک بکنند . من این ها را همراه با دوستانی که در خانه علم وفرهنگ کارمیکردند یکی آقای نئری که در خانه علم وفرهنگ ایران کار میکرد و حالأ در جمهوری اسلامی ایران است ودیگری بنام آقای فرقانی بود معرفی کردم .برایشان گفتم که اینها یگان کارهای فرهنگی میکنند اگر شما کار های فرهنگی میخواهید که داشته باشید با این ها هم میتوانید صحبت کنید . وقتی که اینها با هم صحبت کردند نتیجه این شد که در مجموع همین برادرانی که به شما نام بردم در دیفینس کالونی (پیشاور) به خانه آقای نئری رفتند و صحبت های در قبال قضایای سیاسی و همچنان شکوه و شکایاتی که داشتند این ها را در میان گذاشتند . از آنها تقاضا کردند که شما (خانه علم و فرهنگ ایران در پیشاور) برای ما یک همکاریی مالی بکنید . آقای نئری برای آنها مبلغ سی هزار کلدار که در آن زمان خیلی پول بود همراه شان کمک کردند و برای اولین بار یک کنفرانسی را در کمپ خراسان پیشاوربراه انداختند
درکمپ خراسان که دعوت شان از سفرأ مخصوصأ از خانه علم وفرهنگ جمهوری اسلامی ایران هم چنان بود . یکی از نقطه نظراتی که با جمهوری اسلامی ایران در میان گذشته بودند یکی از نقطه نظراتی که این جمع با جمهوری اسلامی ایران در میان گذشته بودند این بود که می گفتند ما مخالف با وهابیت هستیم اگر شما ما را در این عرصه کمک بکنید . وقتی که کنفرانس را دائر کردند و برگشتند و آمدند غالبأ ایرانی ها نتیجه مثبتی نه گرفته بودند و دیگر اینها را همکاری نکردند باز آمدند وبه ما گفتند که اگر شما یک همکاری بکنید ….من هم که نسبت به تنظیم های جهادی نفرت پیدا کرده بودم …….من همراه به اینها یک تعهد داشتم و از قبل از ملا و طلبه صاحب تجربه بودم و برای شان نیز گفتم که شما با افکار به اصطلاح تجدد گرائی و اندیشه های سید جمال الدین افغان در مخالفت نباشید برایشان گفتم تا زمانی که شما به این اصول ( تجدد گرائی و اندیشه های سید جمال الدین افغان ) پابند باشید من همراه تان هستم و در مقابل رهبران تنظیم ها مبارزه میکنیم برای اینکه افغانستان ازین باتلاق بیرون و از دست اندازی های استخباراتی خلاص شود . تعهد سپردیم و تمامی مسائل صورت گرفت . باز از من تقاضا کردند که می شود که به سفارت عربستان سعودی هم ما یک رابطه پیدا بکنیم من برایشان گفتم که شما خو مخالف با وهابیت هستید ، واین را ادعا می کنید باز میگوئید که به او برویم یک قسم تناقض وجود ندارد ؟ گفتند خیر است یک کاری باید بکنیم تا امکانات بدست بیاوریم !……… به هرحال برخی ازین طالبان مانند مولوی صاحب ساقی و مولوی صاحب کرامت گفتند که ما فکر میکنیم که آرام ، آرام از اهداف اصلی دور شده وبیراهه می شویم من گفتم که من فکرنه میکنم که با شما سرازهمین لحظه کار کنم من با شما سوگند یاد کرده بودم که روی همین هدف مشروط بود وقتی شما با تجدد گرائی مخالف هستید من دیگر نه میتوانم کارهای شما را انجام بدهم چون مناسبات ، مناسبات رفاقت شخصی و وطنداری هم بود ودر ضمن آن برخی کمک های مالی هم از طریق ما دفتری که داشتیم در نعمت محل (پیشاور ) در آنجا یک مجله داشتیم بنام قسط
همانجا همین کریم خرم رئیس دفتر کرزی این هم همراه ما بود گاه گاهی وقت تعداد کسانی که کلان ، کلان شدند اینها هم می آمدند مثلأ خود آقای کرزی یک کتابخانه داشتیم در جهانگیر آباد (پیشاور) گاهی وقت هما نجا می آمد نشست وبرخاست داشت او وقت مأمور بود در پیش جناب صبغت الله مجددی مرحومی طبیعی بود که رفت و آمد داشتند . همین جمیعت اصلاح هم که به ؤجود آمد تعدادی از برادران در همان دفتر با ما کار میکرد در یک جائی بودیم ……وقتی من نتوانیستم به همین شکل ادامه بدهم اینها آرام ، آرام کلان شده رفت و تاسال ۱۳۷۱وپیش از سال ۱۳۷۱ تماس های اینها تحت نظر ISI پاکستان قرار گرفت . زمانی که حکومت دکتر نجیب سقوط کرد و حکومت به مجاهدین تحویل داده شد این به مزاج اهداف استراتیژیک پاکستان نبود زیرا مثلثی را که ISI پاکستان شکل داده بود با امریکا ، بنین سیوان جمع ISI پاکستان جمع جناب حکمتیار و جناب دکتر صاحب نجیب یک نوع تقابل درون حزبی حزب دموکراتیک خلق باعث شد و از طرف دیگر حس خود خواهی های آقای حکمتیار در تبانی با ISI پاکستان بخاطر احراز قدرت با گرائیش تباری این ها را باهم نزدیک ساخت یک مثلث ایجاد کردند خواستند کودتا بکنند و آن کودتا را هم شکل دادند من در آخرین روز های بودم که جنرال رفیع آمد من نشسته بودم که آقای حکمتیارهمراه شان صحبت کردند گپ های بودند که کسی رابنام ادریس میگویند که اکنون درکابل است وبا طالبان زندگی می کند ارتباطات داخل را وی کار میکرد …
زمانی که جنگ ها در کابل آغاز شد و آقای حکمتیار با جمع خلقی های باند حفیظ الله آمین ، تره کی و دکتر نجیب و افغان ملتی ها ناکام ماند و نتوانیستند که مثلأ در برابر احمد شاه مسعود تاب و مقاؤمت بیاورند با وصف درفند های هم که صورت گرفت در برابر حکومت اسلامی در افغانستان مثل شورای هم آهنگی سازماندهی کردند از مجرایی استخبارات با چهل لک کلدار که برای علی مزاری که حکمتیار دعوت کرده بود که اگر نه آن آدم در دام خود را نه می خواست که بافتد او اهداف دیگری را داشت که در این دام قرار گرفت . حکمتیار بازی اش داد در صورتیکه نه وزارت در آنجا سهم داشته و خودش هم حضور داشت در تصمیم گیری ها ! اما در تفاهمی که با حکمتیار کرده بود در مقابل حکومت اسلامی قرار گرفت و به دو وزارت اکتفأ کرد و با حکمتیار پروتوکول کردند همین باعث شد که جنگ استخباراتی در داخل افشار بؤقوع بپیوندد و این را شکل دادند . وقبلأ شورای هم آهنگی که در آن حزب وحدت ، جنبش ملی و حزب اسلامی در تبانی با خلقی های فراریی که در کودتای شهنواز تنی با ISI پاکستان پیوند خورده بودند که امروز در داخل کابل در بدنه طالبان شصت فیصد تشکیل میدهند و مدیریت کشف و استحکام دهی استخبارات نیز در دست دارند و شکنجه ای هم که در داخل زندان ها می شوند نوع شکنجه های مدیریت شده ومهندسی شده ای همان دوران کام واگسا است .
وقتی این حالت بوجود آمد پاکستان دریافت که آقای حکمتیار در برابر احمد شاه مسعود اهدافی را که دارد امکان پذیر نیست و در افغانستان توسط نیروهای را که احمد شاه مسعود شکل گرفته و منطق اش قوی شده میرود و در عین حال افغانستان به سوی آرامش میرود به همان خاطر بود که اول توسط آقای حکمتیار جنگ های داخلی که صورت گرفت با ایجاد نا امنی ، ویرانگری ، قطاع الطریقی ، پوسته سازی ، پاتک سازی و مسائل اخلاقی را بسیار دامن زدند و گسترش دادند به سطحی که شما اگر شنیده باشید در همان وقت حتی در میوه جات زهر ترزیق میکردند و به مرم توزیع می نمودند که بسیار کسانی از ما مسموم هم شدند ….وقتی که این موضوع بود بعد ازین طالبان در همین بحبوحه قبل از هفتادویک درچنگ نصیرالله بابر قرار گرفتند نصیر الله بابر بعد از تصفیه کاری این ها (طالبان )در بستر اهداف استخباراتی و استراتیژی این ها را ریزرف نگه کردند ..زمانی که حکمتیار ناکام ماند همین تیم خلقی ها را شامل طالبان ساختند این وقتی است که طالبان بنام تشکیل سازمان یافتند و در چنگ استخبارات پاکستان قرار گرفتند . در رأس این گروه خلقی ها اکبر احمد زی ، ببرک شینواری ، قیوم هاشمی قرار داشتند . زمانی که این کار صورت گرفت از کندهار یک حرکت را قبل از اینکه در قندهار آغاز بکند ارتباط شان با استاد برهان الدین ربانی شکل گرفت . استاد برهان الدین ربانی نیز در یکی از مصاحبه های خود گفته بود که برای من مولوی ذاکری می گویند که از مکتب ها زنها را منع وآنها ( زنان ) را از ادارات دور کن بین ماوشما دیگرهیچ گپی نیست درغیرآن ما می جنگیم این جزءاهداف استراتیژیک ISI پاکستان بود که شما می بینید وقتی همین گروه نیابتی خود راآورداولین کاری که کردند مکتب ها رابسته کردند 
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید