گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » صدیق چکری:زورحق است!
صدیق چکری:زورحق است!

صدیق چکری:زورحق است!

قَسَم ضرورنیست ! برای چه باور نکنیم غلام آغا چکری ؟ حضرت عالی با آن همه سوابق که گاهی عندالضرورت بیان می فرمائی و خود را عین شریعت می نامی نه می آئی خلاف به عرض مان برسانی . منتهای مراتب حضرت عالی که قائل به ربط هستی و دیگران شاید نه !البته نه اینکه فرمائیش و فتوای شما بی ربط باشد نخیر ! ما از جناب شما هزارو یک نوع خزوعبلات شنیده ایم اما آنچه را که شما بنام شریعت و مشروعیت مطرح می فرمایئد آنرا نه از جنس مذهبی که محمد رسول خدا (ص) و آئمه بزرگوار مربیان آن بودند بلکه صد درصد محصول اوهام خرافات به شمار می آیند که معمولأ از زبان آدم های چون جناب عالی برویت ” مأمور اند و معذور ” بار ها شنیده ایم  .هرچند زبان مان را گاز میگیریم که وارد جزیات امور نه شویم مگر برویت مسؤلیت تاریخی ای که نسبت به مردم و جامعه داریم  گفتگوی آخیری که با شبکه محترم تلویزیونی آمو که درتفکر متحجرانه ای برخی ازحاکمان و بیعت شده گان بارها حرام بودن آن را عملأ شنیده ایم و جناب شما به قول تان با ادبیات واضح و روشن یا به زبان فرنگی Clear که عمری را در آن دیار سپری کرده اید با شیوه ای که معمول  متملقان بوده است و فاعل و مفعولش نا معلوم میباشد وقتی  عبدالکریم امینی  ژورنالیست ورزیده و صریح الهجه ای شبکه تلویزیونی آمو سوالی را مطرح میکند :       

    در یک حکومتی که مشروعیت ندارد نه مشروعیت داخلی و نه هم خارجی ! واز راه زور وتفنگ آمده و حاکم شده است در کجا خدا گفته کسی که با زور تفنگ می آید و بر توحاکم میشود حاکمیت اش را قبول کن و از وی اطاعت کن ، و قرآن در کجا گفته است ؟ شما خود تان فتوی بدهید جناب چکری ؟  بصورت  فتوی عمده و اصلی مشروعیت یک حکومت  بصورت  فتوی گونه این چنین  ارشاد فرمودید : من برای تان بگوئیم ! ببینید معلومات دینی شما متأسفانه کم است ، …..آقای آمینی در پاسخ می گویند ؛ شما معلوماتم را تکمیل کنید لطفأ !!…برایتان عرض میکنم شما کتاب سیاست شرعی رابخوانید ،کتاب احکام سلطانی را بخوانید که ماوردی نوشته کرده میگویند که الحکم من غلبه ؛ حکومت از آن کسی است که غلبه پیدا کند !طالبها غلبه پیدا کرده است فرض کنیم …شما چرا نظام های کودتائی را قبول میکنید نظام طالب را قبول نه میکنید که خارجی ها را از افغانستان بیرون کرده است حکومت از کسی است که غلبه حاصل کرد اکنون طالبان غلبه دارد واین یک اصل فقهی است این ، من و این تو این فقهای افغانستان !….وقتی آقای امینی چنین پاسخ آقای چکری تازه بیعت شده ای از طالبان را می شنوند می پرسند و میگویند : چکری صاحب گرامی !…….الان می گوئیم این من و این تو واین قرآن و سنت ! درکجا آمده شما اجتهاد وکتابی که کی نوشته وازخود تعبیرکرده است . و اگر چنین باشد همین اکنون طالبان ایدئولوژی خود شانرا تنها منبع قانون و قانون گذاری در افغانستان قرار دادند ، حتی تعدد احزاب را رد کردند . آقای چکری ! مثلأ در مذهب احناف در کجا در باره حجابی که طالب گپ میزند آمده شما تکمیل کنید معلومات من را اگر نا تکمیل است و گفته باشد که تنها دوچشم یک خانم دیده شود ! ببینید این ها معیار اصلی شده نه میتواند جناب آقای چکری ! من میگوئیم قرآن وسنت ! آقای چکری در پاسخ به سخنان کوبنده آقای آمینی چنین جواب داد : من یک گپ برایتان بگوئیم ببینید ، اول خو طالبان بارها اعلام کردند که قانون ما کتاب الله وسنت رسول الله است وبه ارتباط لغو احزاب یک گپ را تشریح کنم ….         
                    در برابر این پاسخ آقای چکری محترم عبدالکریم آمینی در پاسخ گفت که بر سر آن می آئیم در باره آن بصورت مستقل می پرسم اکنون فقط این مسأله را جواب بگوئید که شما می گوئید در کتاب نوشته شده که هر کی از راه غلبه وزور آمد و حاکم شد باید قبول کنیم . من به شما گفتم که قرآن وسنت را شما مثال آورده نشان دهید .مثلأ این ایدئولوژیی طالبان در باره حجاب کجای در مذاهب اهل سنت و جماعت آمده که فقط دو چشم یک زن معلوم شود . ….در باره این سوال آقای امینی حضرت صدیق خان چکری می فرمایند ..که خداوندمی فرمایندأَطِیعُوااللهَ وَأَطِیعُواالرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِمِنْکمْ اطاعت خدا را بکنید ازپیغمبرراوازاولامررا!وقتی که یک مطلب در کتاب الله و سنت رسول الله پیدا نه میشود میرویم به قیاس میرویم به اجماع میرویم به اجتهاد که اجتهاد مربوط میشود به ولی امر !ولی امر که امر کرد باید آنرا مردم مکلف است که اطاعت کند . شما را دعوت میکنم به یک کتابی که نوشته شده بنام حقوق فرد و دولت ! که دولت بالای مردم چه حق دارد و مردم بالای دولت چه حق دارد ؟ در برابر این هذیان گویی ها و جعلیات آقای صدیق خان چکری محترم عبدالکریم آمینی چنین ابراز داشت ! اکنون من برای تان میگوئیم چکری صاحب ! در کجا امده که مثلأ ملا هیبت الله از راه زور بیاید واولوالامر شما شود و طالبها بدین شکل بیایند و شما قبول اش کنید . ببینید شما از دین بسیار خوب میدانید من نه میخواهم …من معلومات بسیار اندک دارم اما در قرآن خداوند در هیچ جای نه گفته که شما می گوئید ….ودر مسأله اولوالامر هم هیچ جای نه گفته که با زور که آمد اولوالامر شما است . ..آقای صدیق چکری چنین پاسخ هذیان گونه  ارائیه کرد . من یک گپ برایتان بگوئیم برادر محترم ! خیلی چیز ها در قرآن و در احادیث نه آمده ، همین که من وتو در اینجا صحبت میکنیم در کدام جائی قرآن است ؟ همین که من وتو به طیاره سفر میکنیم در کدام جایی قرآن امده ؟ من گفتم که اصل دین چهار تا است . کتاب الله ، سنت رسول ، قیاس واجماع !……آقای آمینی سوال دیگری مطرح میکند و می پرسند که : شما برای من نشان دهید که طالبان بغیر از اجتهاد و فتوای خود شان از کسی دیگری را قبول کرده باشند ! آقای چکری من به شما گفتم که تعدد مذاهب راطالبان درافغانستان ردکردند تنها می گویند که مذهب رسمی حنفی است ! …چطور میشود که یک ایدئولوژی حاکم آیا شده میتواند که فتوی بدهد و فتوایش را نیز همه مردم قبول کند که شما میگوئید که اگر درقرآن وسنت نبود باید به اجماع و اجتهاد مراجعه کرد ؟ صدیق خان چکری که نتوانیست برای این پرسشهای ژورنالیست محترم تلویزیون آمو پاسخ های مناسب دریابد روبه لاطائلات آورد و آقای امینی را متهم به بیراهه ساختن گفتگوکرد و اضافه نمود که : ….متابعت ، پیروی و اطاعت از اولولامر در نص قرآن کریم وجود دارد آیه کریمه را برایتان خواندم که َطِیعُوااللهَ وَأَطِیعُواالرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِمِنْکمْ وقتی که اولولامر لازم دید …سپس آقای آمینی ژورنالیست محترم تلویزیون آمو از آقای چکری در باره وضعیت کنونی اش چنین می پرسد : آقای چکری شما که در افغانستان زندگی می کنید آیا با طالبان بیعت کرده اید ؟ و چکری چنین پاسخ داد ! ببینید ، من اگر عضو امارت اسلامی می بودم و بیعت مرا هم آنها قبول میکرد حال باید از دفتر یک وزارت با شما صحبت میکردم نه از خانه خود ! فعلآ من درخانه ام میباشم و یک رعیت هستم به عنوان یک افغان زندگی میکنم
   چنانچه مشاهده میشود در بند آخر آیه أَطِیعُوااللهَ وَأَطِیعُواالرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِمِنْکمْ  درج میباشد که بدون هرگونه تردید بر حاکمان منتخب مردم دلالت میکند وَأُولِی الأَمْرِمِنْکمْ یعنی اینکه ازجنس شما باشند لهذا امر انتخاب زمامداران که بنیاد هرگونه مشروعیت را تشکیل می دهد مفهوم اصلی آیه متبرکه را احتوای میکند که با اصل الحکم من غلبه ؛ حکومت از آن کسی است که غلبه پیدا کند در تضاد کامل میباشد . لهذا مسأله مشروعیت ونقش مردم در تعیین سرنوشت یک جامعه که در قلمرو سرزمین معینی طی سالهای متمادی زندگی کرده باشند از اصول دین میباشد

یک نظر

  1. قلم شما نویسا و زبان اقای امینی گویاتر و بیعت اقای چکری هم مبارک تر باد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا