
اخبار واحادیث مربوط به سفر طلبگی امیر خان متقی به تهران که به قولی ام القرأی جهان اسلام بویژه پیروان مذهب تشیع خوانده میشود مدتی است که هوای نسبتأ گرم مطبوعات کابل وتهران را اشغال ساخته است البته موضع ومؤقف « روزی نامه »ها و رسانه های وابسته با استعمار برای همه روشن وهویدا است وهمواره همان راه را میروند که منافع ولی نعمتان اش اقتضأ کند این را همه عالم از جن و انس میدانند اما نقطه و جای تعجب و ابهام اینجاست که برخی از رسانه ها و بنگاه های به ظاهر دوستان نیز چشم واقع بین خود را بر اخبار ووقائع درد ناک افغانستان که در زیر حاکمیت چهارساله نظام طالبانی بؤقوع می پیوندند فرو می بندند . چنانکه اگر افغانستان در چنگال واقیعت های درد ناک جاری له و خمیر هم شود نه تنها اخبار مربوط به این گونه فجائع را با اصول دقیق مخفیکاری و اصل بسیار ناگوار “تقیه ” بنام حفظ و مصلحت نظام با شیوه طالبانی پنهان می کنند بلکه طبق یک عادت بد تاریخی آنرا نقشه شوم تبلیغات امریکا می خوانند . حال آنکه همه میدانیم اولأ اظهار نظر ها و نقل خبرها از مواضع گوناگون و حتی متضاد صورت می گیرد ثانیأ بالاخیره واقیعت های غیر قابل انکار وجود دارند که قبول کردنش به قول معروف یک جو غیرت و انصاف می خواهد !
میگویند دسته ای از قاچاقبران باروت که از سوی مأموران امنیتی و پولیس مجبور به توقف شده بودند وقتی پولیس در محموله های شان باروت که انتقال آن ممنوع بود کشف کردند و راجع به آن ازایشان پرسیدند که این ماده سیاه رنگ چیست ؟سردسته ای از باند قاچاقبران درپاسخ گفتند ؛ که قربان این” زیره” است ! وقتی پولیس این پاسخ را شنیدند دستوردادند که جهت اطمینان آنراآتش زنند ،و این کار باید سردسته باند انجام دهد وخود آن ماده سیاه رنگی راآتش زنند تا معلوم شود که زیره است یا باروت ؟ وقتی سردسته ای از باند قاچاقبران گوگرد را در تماس با باروت آتش زد شعله های آتش چنان بلند شد که دود و شعله های آن چشم سردسته قاچاقبران را نیز فرا گرفت ؛ اما در عین حال با صدای بلندی میگفت : که قربان نه گفته بودم که زیره است ؟ حکایت اجلال نزول طالبان برافغانستان بیش ازهمه برای کشور های منطقه بویژه مقامات امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران روشن است . وقتی سربازان ایالات متحده امریکا و شرکایش پس از ناکامی گفتگو ها با طالبان در باره تحویل متهمان بویژه اسامه بن لادن متهم شماره اول حوادث یازدهم سپتامبر با چندین هزار نیروی زمینی و هوائی وارد افغانستان شدند جمهوری اسلامی ایران بیش از هر کشور دیگری احساس خطر نمودند و به سیاست دوگانه ای رو آوردند که قبلأ توسط افسران ارتش پاکستان درافغانستان به تجربه گرفته شده بود وجنرال حمید گل باری در یک گفتگو گفته باصراحت گفته بود که وی برای نخستین بار افشأ می کند همین سازمان استخبارات ISI را که میگویند باری به کمک ایالات متحده امریکا ارتش اشغالگر شوروی را شکست دادند و اکنون بازهم به همان کمک های امریکا ، امریکا را شکست میدهند . در پرتو چنین دیپلماسی منافقانه و دو رویه بود که مقامات استخباراتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران نیز دست به تأسیس احزاب و سازمان های گوناگونی زد و ماهیانه صد هزار دالر پول را در راستای همین دیپلماسی هزینه میکرد از جمله جبهه ای زیرنام ” جبهه وحدت ملی افغانستان ضد پایگاه های امریکا ” که درآن بسی از رجال وشخصیت های که درگذشته بویژه در دورنخست حاکمیت طالبان مقام های به ظاهر بلند رتبه ای را احراز نموده بودند گردهم آورده شدند و برای هریکی از آنها جیب خرچ ماهیانه اعطأ میگردید
هیچکسی نه میداند که چرا وبرویت کدام معامله استخباراتی جمهوریی اسلامی ایران در این درنده گی کشور های منطقه وغارت کشورتاریخی افغانستان اشتراک دارد ؟ ولی این را همه میدانند که سیاست جمهوری اسلامی ایران ازدیر بدینسو برموتور خُرافه راه میرود و به قول طالبان بر”سیاست اقتصاد محور” استوار است زندانی ساختن بهترین فرزندان ایران که در همه تحؤلات و دیگر گونی های سیاسی در ایران نقش برازنده ای داشتند نمونه بارز این واقیعت است . اما درزمان حاکمیت اصلاح طلبانی برهبریی آقای دکتر مسعود پزشکیان که در گرماگرم دروغسازی ها و شائعه پراگنی و تهمت زنی ها که هدفش بدنام ساختن تنها امید مسلمانان نواندیش منطقه و جهان و ریشه کن ساختن بیداری توده های مسلمان بود واست چرا از یک قدرت خشن که در نتیجه یک توافق پنهانی از راه بام و درتاریکی شب بر افغانستان غلبه حاصل نموده اند با این شد ومَد فاخر پذیرائی صورت می گیرد ؟ آیا کسانی که در دوره های مختلف حیات سیاسی به عنوان دیپلمات در مناسبات با افغانستان اجرای وظیفه نموده اند نه میدانند که این آقایون که به جز لاف و پتاق و دروغ با شیوه شارلاتانی ازمسائل مربوط به تاریخ ، سیاست و تمدن چیزی نه میدانند ؟ طبیعی است که برای حضور آنها در برخی مجامع فرهنگی و سیاسی متناسب با هر نشست و محفل و گردهم آئی برای شان یادداشت های برشته تحریر درمی آیند که حتی کسانی که موظف اند حین حضور در چنین مجالس آنرا قرئت نمایند برمحتوا و مفهوم آن پی نه میبرند . چنانچه آقای امیر خان متقی که سابقه نگهبانی یکی رهبران مجاهدین افغانستان را داشته است که در تاریکی شب با شیوه استخباراتی خود را وزیر خارجه طالبان می خواند درمحضر کسی بنام رضأ بهرامی که در امر سیاست و دیپلماسی کشورهای منطقه از تبحر لازمی برخوردار است و آخیرأ توسط سید عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران به حیث مسؤل بخش جنوب غرب آسیا تعیین شده امیر خان متقی که غرض اشتراک در مجمع فورم تهران ((TDFبه تهران آمده بود در پاسخ به پرسش جناب آقای بهرامی که پرسیده بود : ...می خواهم از شما خواهش بکنم که یک مقدار در مورد چهارچوبهای مورد نظر شما از حکومت داری ! نوع نگاه شما به سیاست و حکومت در افغانستان یک مقدار بیشتر در این مورد با هم صحبت کنیم . آمیر خان متقی در جامه وزیرخارجه طالبان چنین پاسخ داد : خیرببینید شما میدانید که افغانستان یک کشوراسلامی هست ویک کشوری هست که در پنجاه سال گذشته بسیار نظام ها را تجربه کرده فعلأ امارت اسلامی افغانستان که سیاستی در پیش گرفته سیاست متوازن و ” اقتصاد محور “ است و کشور های همسایه در سیاست فعلی افغانستان جایی خاص دارد ونظامی که امروز بوجود آمده بعد از تجارب بسیار که شد بسیاری از نسخه های که از خارج سر مردم افغانستان تحمیل شد نتیجه نداد وامروز که کدام نظام برپااست که در رأس اش امیر هست و بعداز آن رئیس الوزرأ است و کابینه وجود دارد سی وچهار ولایات و چهار صد ولسوالی ها داریم در آن تشکیلات منظم داریم . با “مردم شوری ها” داریم صدای شانرا بشنویم و خدمت شانرا بکنیم در این سلسله الحمدالله خوب موفق هستیم و تا اینجا در همین چهار سال گذشته ما توانیستیم که در روشنائی سیاست متوازن با کشور های همسایه با کشور های منطقه و حتی فرا منطقه روابط خوب داشته باشیم خصوصأ در عرصه اقتصاد الحمد لله ما حالی در حالتی قرار داریم که افغانستان به پای خود ایستاد میشود مثلأ یک مثالی را میدهم که فعلأ ما سالانه تنها به جمهوری اسلامی ایران سه میلیارد دالر تجارت داریم ، صادرات وواردات ! پیش همین طور نه بود همچنان با دیگر کشورهای آسیای میانه و با کشورهای همسایه دیگر همین حالت است که الحمد لله روزبروز رشد میکند و اطمینان به مردم وبه منطقه حاصل میشود .
با خود گفتیم عجب ! این امیر خان متقی چه حُقه باز زرنگی است می بینید که چگونه حاکمیت طالبان را با لاطائلات این چنانی مشروعیت کاذب می دهند چه کسی نه میداند که طالبان فاقد آگاهی های لازم و علم مدیریت جامعه در حوزه ای حقوق و اقتصاد اند و اکثریت شان که در مساجد دهات و قرأ ازاندکترین سواد آن هم به سطح کتب مقدسه قدوری شریف ، کنز العمال و غیره متونی که از صدها سال بدینسو و در جغرافیای دیگری از سوی علما و فقهای آنزمان بخاطر نظم بخشیدن به جوامع اسلامی بحیث فتوی صدور یافته و نوشته شده بودند نه میتوانند در عصر حاضر جوابگویی نیاز مندی های انسان معاصر باشند .
کاملأ طبیعی است که طالب امیر خان متقی در امر سیاست خارجی و شناخت از منافع کشور های دیگر فاقد تجارب لازم میباشد و شما می بینید که وقتی جناب محمد رضأ بهرامی دیپلومات جمهوری اسلامی ایران از ایشان درباره نگاه حکومت داری از نظر طالبان پرسیدند آقای امیر خان متقی چه جواب های را ارائیه کرده اند ؟ و ما براین توضیح واضیحات تأکید کرده ایم که برای مشروعیت حقوقی و سیاسی در حوزه دولت که یک مسؤلیت ورسالت خطیر تاریخی می باشد کسب علم وخرد برای همه کسانی که برای این مأموریت ازسوی مردم انتخاب می گردند شرط لازمی میباشد. البته هر شهروند یک جامعه حق دارد تا در حوزه زندگی خصوصی خویش به هر نحوی که خواسته باشد درمحدوده قوانین مدنی زندگی اختیار کند اما وقتی به عنوان یک مسؤل و کارمند نهادی بنام دولت انتخاب میشود لزومأ باید مجهز به علم معاصر بوده باشدجالب این است که جناب رئیس جمهور پزشکیان با اینکه خود را از لحاظ مذهبی وابسته با مذهب اسلام میدانند و با سائر خرافه پرستان شریعت مدار تفاؤت اش را نگاه علمی و عقلانی به پدیده ها ی هستی و انسان می داند چگونه شد که در دام تحجر آن هم از جنس طالبی افتاد و با تقاضای شارلاتان امیر خان با وی عکس می گیرد ؟ آیا در ذهن جناب مسعود پزشکیان و ایضأ آقای رضا بهرامی خطور نکرد که وقتی امیر خان متقی خود را به کوچه حسن چپ زد و گفت که امروز که کدام نظام برپااست که در رأس اش امیر هست و بعداز آن رئیس الوزرأ است و کابینه وجود دارد سی وچهار ولایات و چهار صد ولسوالی ها داریم در آن تشکیلات منظم داریم … می پرسیدند که آقای امیر خان ! بس کن این لاطائلات را! کدام امیر ، کدام رئیس الوزرأ و کدام کابینه ؟ به هرصورت ما مردم افغانستان از این شعبده بازی ها را بسیار دیده ایم و چنانچه دیده میشود باز هم خواهیم دید اما آنچه که بر قلوب ما می ماند نه تنها نفرت از حاملان گفتمان بنیاد گرای شریعتمدار در ایران است که همدست قاتلان شده اند بلکه همه گفتمان های مذهبی اعم از بنیاد گرای شریعت مدار وشبه نواندیشان دینی که شعار اسلام بر مبنای عقلانیت را سر میدهند در ولایت مطلقه فقیه ذوب شده اند بر قلوبی از مسلمانان برای ابد باقی خواهند ماند .
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید