گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » الیگارشی درتسلط کامل برشهر های نیویارک سیتی ولندن!
الیگارشی درتسلط کامل برشهر های نیویارک سیتی ولندن!

الیگارشی درتسلط کامل برشهر های نیویارک سیتی ولندن!

 

من با بررسی وضعیت از چندین سال به اینسو کوشیدم ایده جنگ جدید طولانی به شنوندگان معرفی نمایم چون من هیچگونه اراده و تلاشی را برای پایان دادن فوری به این جنگها نمی بینم.کارگردانان این جنگها هیچ علامتی و خواستی از خود در خاتمه این جنگ ها نشان نمیدهند.این یک موقعیت جدیدیست که بوجود امده است نسبت به انچه امریکاییان در گذشته تجربه نموده اند.این جنگ بطور کامل ساخته و پرداخته اسراییل است.به عباره دیگر اسراییل و حامیانشدر امریکا این جنگ را بر اساس ایده های خودبوجود اورده اندکه هدفش رسیدن اسراییل به برتری کامل و مسلط در منطقه است.مهمتر ازان اینکه هژمونی مالی مشترک میان اولیگارک ها شهر لندن و نیویارک ستی را در تسلط کامل خود دراورده اند که اکنون کنترول واشنگتن را نیز در دست دارند.
مردم بسیار نگران اند زیرا میدانند که این ترامپ پنج سال قبل نیست که انها به او رای داده اند.مردم باید برای رهایی ازین توهم به چندسال قبل برگردند و چند مفهوم و تصوری را که در سر داشتند از نو تعریف نمایند.انهاییکه ناظر کنوانسیونها جمهوریت(مراسم عمومی سالیانه حزب جمهوریخواه)در سالهای گذشته بوده اند باید از بیاندیشند تا گرفتار چنین خطایی نشوند.اقای از مک گریگر می پرسدبعد از دهه هااین جنگهای ناتمام که همه یکی پی دیگری به ناکامی امریکا انجامیده اند می بینیم که عده ای استدلال می کنند که ترامپ یک پیروزی بزرگی بدست اورده است.همانگونه که مدعی پیروزی در جنگ ۱۲ روزه با ایران اند که ما هیچکدام از. زمره مدعان پیروزی امریکا نیستیم.اگر استدلال کنیم که این یک پیروزی نبود و این جنگ هنوز پایان نیافته است پس شما فکر میکنید که این یک چنگ طرلانیست؟جواب: مدتی قبل من چیزی نوشتم که دران کوشیدم ایده های این جنگ طولانی جدید را نشان دهم.چون من هیچ اراده ای در خاتمه دادن به این جنگ مشاهده نمیکنم.هیچ علامتی دال بر خواست پایان دادن به این جنگ نمی بینم.این امر نشان دهنده بوجود امدن شرایط جدید است.این مساله با تجارب گذشته امریکاییان تفاوت دارد.مردم با دیدن جریان کنوانسیون جمهوریت در سالهای گذشته بعنوان یک رویداد مهم که دران بیرق بسیار بزرگ اسراییل که روی ان نوشته شده بود:«اول اسراییل» باید به معنای ان پی ببرند.یعنی اول اسراییل نه امریکا.این اقاییکه (ترامپ) اکنون روی استیج میرود و این همه هلهله و غوغا برای اسراییل برپا میکند دو گذشته هیچگاه چنین دیده نشده بود.مانند اینکه مردم با دیدن مراسم ان کنوانسیونها جمهوریت هیچ چیزی را نفهمیده بودند.درت حالیکه ان یک نمایش اشکار بود که بخوبی نشان میداد ما به کدام سو روانیم در صورتیکه دونالد ترامپ به پیروزی برسد.به نظر من دونالد ترامپ هیچگاه قادر نبود به کاخ سفید راه یابداگر حمایت این بیلیونر های بزرگ لابی اسراییل را در پشت خود نداشت.همه این بیلیونر های لابی اسراییل مصمم بودند که ترامپ را به کاخ سفید برسانند.
حالا که ترامپ زمام کامل کاخ سفید را در دست دارد او اساسا همان کار هایی را انجام میدهد که انها میخواهند.چیز هایی که هم اکنون شاهد انیم.انچه مربوط به این جنگ طولانی جدید میشود به نظر من این جنگ ۱۲ روزه به هیچوجه پایان ان نیست.ما از مدتها قبل در سراشیب این جنگهای طولانی قرار گرفته بودیم اگر به ان کنوانسیونها خوب دقت می کردیم.جنگ اول جهانی هیچ چیزی را پایان نداد ما به این نتیجه رسیده بودیم که مردم نام انرا اتش بس بیست ساله گذارده بودند.دیدیم که جنگ دوم براه افتاد که ادامه جنگ جهانی اول بود.حملات نظامی طوفان صحرا در عراق در سال ۱۹۹۱ بدون نتیجه پایان یافت زیرا اراده ای برای نابود کردن گارد جمهوریت صدام وجود نداشت که وسیعا از از نابودی جان بدر برد.بعدا با یک راهپیمایی بزرگ در بغداد خواستار رفتن صدام حسین شدند.ما اکنون در موقعیت مشابهی قرار داریم .این جنگ ۱۲ روزه با ابران به هیچ مشکلی پایان نداده است.اگر چیزی را به نمایش گذاشته باشد قدرت جبهه خانه موشکی ایران بود همانطور که بنگویر خود بدان اعتراف نمود.این اعتراف یک تحسین بزرگ و تعبیر درست از قدرت ایران بود که از زبان او پرید که خیلی ویرانگر بود.کافیست به نقشه نگاه کنید و اهدافی را که لاری جانسون انها را در سایت خودش برشمرده است در نظر گیرید.این بگونه ای اشکار نشان میداد که اسراییل با مشکل بزرگی روبرو بود.ما از سوی چندین نفر و چندین منبع اگاه شدیم که این اسراییل بود که از سر ناچاری به رییس جمهور ترامپ تلفن زد و گفت:«ما به یک وقفه ضرورت داریم میتوانی با ایجاد یک اتش بس بما کمک کنی؟»یقینا این اغیران نبود که خواستار این اتش بس گردیده بود.این تعجبی ندارد.من میدانم که ایران یک ملت ۹۲ میلیونی است این به اندازه کل اروپای غربیست.چرا انها (ایران) به این زودی و درین موقعیت نومید شوند تا پیشنهاد اتش بس دهند؟من خوب نمیدانم ازین به بعد چه کار کنیم.این موقعیت خوبی نیست زیرا مردم امریکا بی توجه اند.این وضعیتیست که اکثر اروپایی هاهم انرا درک نمی کنند.امریکاییان به سیاست خارجی هیچ توجهی ندارند،هیچگاهی چنین نبوده اند.اگر این امر در معرض رای امریکاییان گذاشته شود.امریکاییان هیچگاه در هیچ جنگی نمیخواهند بجنگند که خارج از مرز های امریکا باشد.در واقع یگانه جنگی که دران امریکاییان به شور و شوق امده بودند جنگ مکزیک بود میان سالهای ۱۸۴۶ و ۱۸۴۸.ما در جنگهای داخلی هم زیاد راضی و علاقمند نبودیم.دلیل ان هم اینبود که شمالی ها هیچ میلی به بسیج شدن درین جنگ نداشتند.ما در جنگ اول جهانی هم نمیخواستیم بجنگیم .در جنگ دوم جهانی دوم هم چنین اراده ای وجود نداشت.ازان به بعد توسط رییس جمهوران سر ما کلاه گذاشته شد.انها مصمم بودند تا مردم را به جنگها بکشانند.رفتیم و جنگیدیم و به مجرد تمام شدن جنگ کوشش کردی بخانه برگردیم.وقتی جنگ سرد تمام شد تصمیم گرفتیم که همین کافیست.هرکس از خود می پرسید کل پیروزی ما ازین جنگها چه بوده است.به عباره دیگر خواست مردم این بود که برگردیم بخانه خود و در بهبود امور داخلی خود بکوشیم.میخواستیم تلاشهای خود را برای کشور خود صرف نماییم زیرا پرداختن به جنگهای خارج به ما مربوط نیست.اما حظور ما در جنگهای بیرونی برای دیگران مهم بود تا ما در همه جا حضور داشته باشیم.به این دلیل بود که ما مشغول این لابی های مختلف شدیم که روز بروز نقش شان مهمتر و نفوذ شان بیشتر گردید. تصور اغین بود که وقتی امریکا ازانها حمایت کند جهان امن تر خواهد بود.این کار نادرستی بود.اکنون ما با نوع دیگری ازان لابی ها سروکار داریم.اکنون تمام هم و عزم ما متمرکز بر اسراییل گشته است تا هژمونی اسراییل بر تمام منطقه برقرار گردد.باید کنترول همه این منابع نفتی را در دست خود گیریم.بانکهای شهر لندن و نیویارک سیتی هم همین را میخواهند.این همان وضعیتی است که اولیگارکهای بیلیونر میخواهند.امروز می شنیدم که الکس کینا همینها را اولیگارکهای پولی مینامید.امور همانگونه جریان پیدا میکنند که همین اولیگارکها میخواهند.من جدا فکر میکنم که کسانی در پشت این جریان قرار دارد.اولیور استون هم همین استدلال را میکرد.این وضع به نحوی ادامه دارد که پای امریکا را نیز دران خواهد کشید.باید امریکاییان درین جنگها وارد شوند و کشته شوند تا متوجه ان شوند در غیر ان ان امریکاییان هیچگاه این را نخواهند فهمید.مسوولین کاخ سفید و پنتاگون اکنون در تلاش کشاندن پای امریکا درین جنگ است.مشکل عظیم ما اکنون موقعیت بسیار لرزان مالی است.ما نمیتوانیم به این هزینه های سنگین ادامه دهیم.وزیر خزانه داری امریکا سیون نگرانی خود را در مورد بازار بورس اظهار نموده است.جیروم پاول تحت فشار رییس جمهور قرار گرفته است تا نرخ بهره را کاهش دهد.این نگرانی عموم امریکاییان است.اما هیچگونه اراده ای برای تقلیل دادن این هزینه ها وجود ندارد.کسی جرأت اینکار را ندارد.همه این مشکلات باهم چالش بزرگی برای ما بوجود خواهد اورود.نمیدانم چه خواهد شد. همه چیز رو به اشفتگی میرود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا