
بالا نشینان حکومتی، وفتی کارمندی را به عنوان پرزه ی یک ماشین به ویژه در یک نهاد انسان آزار ویا نهاد ننگین جاسوسی گماشته اند، پس از آشکار شدن کارنامه های زشت و ننگینش، مطابق معمول گفته است که من اختیاری نداشتم، حکومت مرا به این وظیفه مؤظف کرده بود. ازاینرو من معذور هستم.مواردی هم با آشکار شدن فعالیت های آسیب زای افراد، دیگران نیز می گویند که مامور معذور. آن وظیفه ی ناشریفی که فرد برای خدمت نهاد جاسوسی بیگانه می پذیرد، بعید از احتمال است که مقداری منفعت مادی و بعد دسترسی به مقامات بالا، مهم وحساس را برایش فراهم نکند.متأسفانه از انجام وظیفه ی ناشریف جاسوسی هموطنان ما به بیگانگان، اسناد موثق نداریم. شاید کار میتروخین با انتشار کتاب “کی .جی . بی در افغانستان” استثنایی بود. زیرا شکست و ریخت شوروی و دل به دست آوردن مخالفان غربی شوروی، زمینه ی انتشار آن شد. اما اگر جای خالی ومفقود بودن اسناد ومدارک موثق برای ابراز نظر تحکم آمیز را گذشت زمان پر خواهد کرد، پاره یی از کارکرد ها و نشانه های جاسوس مشرب بودن، سرخم به پذیرش هرچه بیگانه گفته است و زیانمند بودن به منافع کشور را، قراینی می پذیرد.این احتمال را در تپ و تلاش سازمان های امنیتی بیگانه و دارنده ی قدرت و توان جذب، همچنان در موجودیت عناصر ضعیف النفس و آماده برای هر گونه خدمت خاینانه از جمله پذیرش عضویت سازمان های امنیتی- جاسوسی بیگانه میتوان پذیرا شد. گونه یی از نمونه را در قلمرو چنین احتمال، می توان در دانشگاه معروف امریکایی بیروت چند دهه پیش در نظر آورد. همچنان که می توان آن را تعمیم داد. در این راستا پرسش هایی که فراز می آیند:آیا سازمان امنیتی با نفوذ امریکایی به جلب بعضی جوانان کشورهایی که در آنجا محصل بودند، نپرداخته است؟ مگر هیچ هموطن ما را در آنجا جذب نکرده است؟پیرامون شوروی متلاشی شده، روسیه، چین، ایران و پاکستان نیز چنین پرسش هایی در نظر می آیند. پس ازتهاجم شوروی در 6 جدی به افغانستان، تنها فعالان سیاسی علافه مند به شوروی و پذیرنده ی آن نظام نبودند که عاشقانه سر در کف برای خدمت می نهادند. بلکه گرایش شدیدی به سوی امریکا، چین، کشورهای اروپایی، پاکستان، ایران و کشورهای عربی تبارز داشت. این گرایش را انگیزه ی به دست آوردن چیزهایی شکل می داد. هنگام یادآوردن چنان گرایش، آیا این پرسش هم مطرح نمی شود که نهاد های امنیتی – جاسوسی این کشورها چه کسان ویا نهادهایی را شکار کرده و ماموریت داده اند؟در میان آنانی که رفتند تابعیت کشور بزرگی را گرفتند،ماموریت هایی یافتند و با افغانستان خدا حافظی کردند! کسانی را می شناسیم که دو ماموریت دارند:
این گونه افراد صداقت شتر مرغ را هم ندارند. چون شتر مرغ را گفتند، باری را حمل کن، گفت: من مرغ هستم و ازانجام چنان ماموریتی معذور. گفتند به پرواز آی، گفت: من که شترهستم وتوان پروازندارم.آنچه ازافراد دو ماموریتی، طی چند دهه ی پسین وبه ویژه با فرستادن حامد کرزی به افغانستان دیده ایم، این است که با پرواز ازخارج تا رسیدن به میدان هوایی کابل، سمت رسمی کشور خارج را دارا هستند. با کاربرد لطایف الحیل و جملات شیک و ادا های حتی “حقوق بشری”.
اما همین که دست به کار می شوند، تمام ویژه گی های پس مانده، علایق منافقت آمیز و رفتار آشکار آمیخته با نقض حقوق بشر، پذیرش تبعیض جنسیتی و سایر احساسات، ابعاد جهالت آمیز و تبعیض آلود را با آن درهم می آمیزند و به وزنه ی جفاورزی در حق مردم افغانستان می افزایند.شناخت این عناصر خاین، برای تشخیص سمت و سو یافتن اوضاع کنونی افغانستان مهم است.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید