
وقتی یک خواننده و بزمگر درباره آینده یک کشور صحبت میکند، چنین میپندارد که برای آبادانی کشور باید هویتسازی یکسان و یکدست صورت گیرد؛ به این معنا که اقوام دیگر، با رضایت یا به اجبار، هویت قوم زورمند و قدرتمند را بپذیرند تا کشور آباد شود. در حقیقت، چنین دیدگاهی ظلم به اقوام دیگر و حذف هویت و تاریخ آنان را راهحل جادویی برای تأمین امنیت و شکوفایی اقتصادی کشور میداند.بنابراین، در چنین تفکری نه سخنی از عدالت است و نه احترام متقابل به تنوع هویتی و پذیرش هویت دیگران در چارچوب یک دولت متمدن که حقوق هر قوم را با حفظ هویت و تاریخ آن تضمین کند. در واقع، تنوع هویتی، که در حقیقت قدرت یک جامعه متمدن است، عمداً نادیده گرفته میشود.حذف هویت اقوام اصیل و بومی کشور و نادیده گرفتن حقوق مسلم آنان در تدوین قانون اساسی، تشکل قانونی و توزیع قدرت و ثروت، از سوی چنین دیدگاههایی راه بیرونرفت از بحران کنونی دانسته میشود. در حقیقت، اقوام دیگر بهعنوان بردگان معاصر در خدمت امارت طالبان و میراثداران تفکر گذشته تلقی میشوند؛ بهگونهای که هر نامی که بر آنان گذاشته شود و هرگونه استفاده ابزاری و سیاسی از آنان برای تقویت قدرت و ثروت یک قوم، جایز و روا شمرده میشود.بر اساس چنین مفهومی، گویا غلامان و بردگان گذشته و امروز حق اعتراض و بیان دیدگاه خود درباره هویت، تاریخ و حقوق خویش را ندارند. در جامعه مبتنی بر بردهداری، هویت مالک و صاحب برده، هویت برده و غلام را تعیین میکند.به این معنا که در منطقه، شهر و کوچه، گاهی بهجای نام واقعی یک فرد، او را با عنوان کارگر، خادم یا عسکر فلان خان و ارباب معرفی میکنند؛ زیرا نام و جایگاه ارباب و خان در آن جامعه برجسته و قابل احترام است. در چنین شرایطی، ثروت و قدرت، هویت افراد تحت سلطه را بهصورت خودکار و تدریجی در جامعه حذف میکند.از این رو، هنگامی که افرادی از اقوام دیگر، مانند خواننده مشهور کشور،
آنان در مواردی سکوت را بر اعتراض، ظلم را بر عدالت و تسلیمشدن را بر آزادگی ترجیح دادند.پس لازم است یادآوری شود که غلامان، بردگان، فراریان، معاملهگران، بزمگرایان و رقاصان تاریخ، نباید برای رونق منافع شخصی و ادامه فعالیت خود، بهمنظور کسب رضایت مقامات امارت طالبان، تاریخ، هویت، حقوق و کرامت دیگران را به معامله بگیرند.کسانی که در برابر منافع شخصی خود، وجدان، شرف و کرامت خویش را قربانی میکنند، نباید به نمایندگی از یک قوم بزرگ، تاریخ بزرگ و عدالت اجتماعی سخن بگویند. آنان باید در حدود دانش، وظیفه و توانایی خود اظهارنظر کنند.در نهایت، باید بهصراحت گفت که تاجران سیاسی، خائنان، غلامان، افراد تحقیرشده، بردگان، وطنفروشان، خوانندگان مخمور و بزمگرایان نباید درباره موضوعات حساس و تاریخی کشور، به نمایندگی از ملت پنجاهمیلیونی افغانستان، به خود اجازه دهند که طرح خروج از بحران کنونی را ارائه کنند.مگر این همه جوان سلحشور، بانوان شجاع، عالمان، رهبران احزاب، رهبران مقاومت، روشنفکران، متخصصان، کارشناسان و مراکز روشنگری و حقیقتگویی، همگی از میان رفتهاند که بهجای آنان، یک تاجر معاملهگر، یک عالم افراطی، یک جاهل قومی، یک بزمگر مخمور یا یک خواننده تنبور، طرح خروج از بحران کنونی را ارائه کند؟آیا چنین افرادی باید درباره راه خروج از بحران عمیق اجتماعی، سیاسی و تاریخی موجود در کشور، که ریشههای آن به ۲۵۰ سال گذشته بازمیگردد، اظهارنظر کنند و همزمان ظلم، ستم و حقارت را با رضایت خود بپذیرند و آن را راه بیرونرفت از بحران معرفی نمایند؟چنین تفکری در حقیقت، ترجیحدادن جلاد بر قربانی، سیاهی بر سفیدی، شیطان بر فرشته و جهل و غفلت بر حکمت و دانش است.بنابراین، خواسته ملت قربانیشده ما از برادران محترمی که از دانش، آگاهی و توانایی لازم برای تحلیل مسائل پیچیده تاریخی و سیاسی برخوردار نیستند، این است که دیدگاههای خود را بر دیگران تحمیل نکنند.بهجای مقاومتگران خستگیناپذیر، عالمان دیندار، سیاستمداران باوجدان، جوانان آزاده و بانوان شجاع کشور، که پنج سال است در برابر ستم و ظلم بیسابقه طالبان ایستادگی کرده و همچنان شجاعانه مبارزه میکنند، سخنان ناآگاهانه و غیرمسئولانه مطرح نکنند.از همه هموطنان محترم، از جمله دلاوران، دکانداران، ماچیها، گلکاران، دلاکان، خوانندگان، رقاصان، بزمگرایان و دیگران، خواهشمندیم که با آرامش و فروتنی به کار و مسئولیت خود بپردازند و درباره موضوعاتی که توانایی درک و تحلیل علمی آن را ندارند، با احتیاط اظهارنظر کنند.زیرا سخنان جاهلانه، غافلانه، معاملهگرانه، چاپلوسانه و منافقانه میتواند جامعه را دچار تردید، تشویش، پراکندگی و انقسام سازد.در عصر رسانه، هر فردی میتواند بدون برخورداری از دانش و تخصص لازم، سخن بگوید و دیدگاه خود را منتشر کند. اما جامعهای که اکثریت آن از سواد و امکانات اقتصادی کافی برخوردارنیست،ممکن است توانایی ودرایت لازم برای تمایز میان حق وباطل،درست ونادرست،جاهل وخادم رانداشته باشد. در حقیقت، ظالمان، جاهلان، غافلان، بیسوادان، چاپلوسان، منافقان، فراریان و معاملهگران کشور ما، با سخنان عوامفریبانه و ظاهراً دلسوزانه خود و نشر و پخش گسترده آنها، زمینه نهادینهشدن جهل، نفاق و فساد را در جامعه مساعد و هموار میکنند.بنابراین، نهادینهشدن جعل، جهل، پذیرش ظلم و نفاق در جامعه، خطرناکتر از خود ظالم و ظلمکننده است؛ موضوعی که ما در بیست سال نظام جمهوری به چشم دیدیم.در آن دوران، جاهلان، غاصبان، منافقان، معاملهگران و فاسقان، جای عالمان، متخصصان، کارشناسان و افراد آگاه را در کشور گرفته بودند. همهچیز به قدرت مادی، یعنی ثروت و قدرت سیاسی، وابسته بود.اگرکسی حتی بهاندازه صنف اول مکتب سواد نداشت، اهمیت چندانی نداشت؛ آنچه اعتبار میآفرید، ثروت و قدرت بود.بر همین اساس، ثروت، قدرت، استبداد و تعصب، بهویژه در دوران بیستساله جمهوریت به رهبری حامد کرزی و اشرف غنی، حرف اول را در جامعه ما میزدند.نتیجه آن رابا سقوط ناگهانی جمهوریت وفروپاشی بخش بزرگی ازفرهنگ و هویت کهن خود مشاهده کردیم.پس در پایان باید اعتراف کرد که دیر یا زود،امارت طالبان، که از دیدگاه نویسنده، بهمراتب ظالمتر، جاهلتر و فاسدتر از نظام جمهوری است، سرانجام سقوط خواهد کرد.اما شرمندگی و روسیاهی مدافعان و حامیانی که کورکورانه یا هدفمندانه، اعمال و سیاستهای نادرست طالبان را توجیه کردهاند، برای همیشه باقی خواهد ماند.کسانی که اعمال زشت و سیاستهای ناروا و ظالمانه مقامات امارت طالبان را بهعنوان لابیگران،عناصر فدایی و حامیان پنهان این امارت درداخل وخارج کشور توجیه و سفیدنمایی میکنند، باید بدانند که درآینده،مسئولیت سیاسی، اخلاقی و تاریخی آنان مورد بررسی و محاسبه قرار خواهد گرفت.ملتها حافظه تاریخی خود را هرگز فراموش نمیکنند؛ بهویژه هنگامی که درمقطع تاریخی مشخصی مورد اهانت،تحقیروبیعدالتی قرارگرفته باشند.پس از آزادی کشور ما، همانگونه که مردم فرانسه پس از رهایی ازسلطه نظامیان هیتلر درجنگ جهانی دوم، با گذشته تاریخی خود مواجه شدند، جوانان ملت ما نیز به سراغ وطنفروشان، خائنان، معاملهگران، فراریان ولابیگران خواهند رفت وخواهان پاسخگویی آنان در برابر اعمال و رفتارشان خواهند شد.انشاءالله،چنین روزی در کشور ما نیز فرا خواهد رسید.لابیگران و توجیهکنندگان اعمال وسیاستهای ناروا و ظالمانه امارت طالبان باید بدانند که هیچکس ازمسئولیت تاریخی واخلاقی خود دربرابر ملت معاف نخواهد بود.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید