
بیایید که از شوخی ها و شریکسازی مطالب خورد و ریزه و پراگنده بگذریم کمی موضوعات علمی، فلسفی، عقیدتی را به بحث بگیریم تا از آن همه ما استفاده نمایم. بحث اینکه بعضی ما انسان ها بخصوص ما مسلمانان فکر میکنیم که خداوند در دنیا شر را در مقابل خیر خلق کرده یک طرز فکر غلط و بیجاست. اصلن خداوند هیچ شر، بدی، مصیبت، جهل، تاریکی، گرسنگی، جنگ را خلق نکرده یا به عبارت دیگر عدم موجودیت خیر باعث شر میشود یا عدم موجودیت دانایی جهل است، عدم موجودیت روشنی یا منابع نور یا روشنی مثل آفتاب و برق تاریکی ظاهر میشود که هرگز وجود خارجی یا منبع تاریکی را خداوند خلق نکرده است، هر آنچه خدا خلق کرده برای خیر بنده هایش است حتی خلقت شيطان. به اساس مقدمه فوق این بحث کتابی را به سوال نخست آن به حوصله مطالعه کنید. اگر خدا خیر مطلق است پس چگونه از خیر مطلق شر مثل سیل و زلزله صادر می شود؟ روشن است كه شر در مقابل خير است؛ خير در مورد ما انسانها به چيزي گفته مي شود كه با وجود ما هماهنگ بوده، مايه پيشرفت و بهره مندي و منفعت ما شود. در نتيجه شر چيزي است كه ناهماهنگ با وجود ما باشد. مايه ضرر و نقصان و زيان ما گردد؛ اما آيا شر امري وجودي است كه خلق شده باشد يا عدم وجود است و به لحاظ نبود خيري كه مد نظرمان است، عنواني براي آن قرار داده ايم؟ شر امر وجودي نيست، بلكه به نوعي نبود يا منشا نبودي است؛ مثلا كوري، نبود بينايي است. ناداني، نبود دانايي است. فقر، نبود دارايي است. موجودات شر موجوداتي هستند كه منشا فقدان مي گردند؛ مثلا گزندگان با گزيدن سبب از دست دادن سلامتي و مرگ مي شوند و گرنه شر به معناي چيزي كه در خارج وجود داشته باشد، بي معنا است. بنا براين، شر چيزي نيست تا مخلوق باشد و نياز به خالق داشته باشد. اما مي توان پرسيد فارغ از اين كه آنچه وجود دارد، چيست و چه نام و عنواني دارد، چرا خداوند عالم را به گونه اي آفريد كه چنين مشكلات و نابساماني هايي در آن وجود داشته باشد؟ قبول داريم كه شر در عالم نيست؛ اما يقينا برخي عوامل هستند كه مانع بهره مندي ما از همه خيرها و خوبي ها هستند؛ مانند: بيماري ها و يا حيوانات درنده يا حوادث ناگوار طبيعي مانند سيل و زلزله و … چرا
شايسته اين مي شود كه خدا به بنده بر موجودات مباهات كند. بنا بر اين وجود شيطان به عنوان دام گمراهي بر راه مؤمن لازم آمد. از جهت اين لزوم، شيطان از شر مطلق بودن خارج شد. از نظر ديگر مي توان ديد كه غالب شرور “نسبي” هستند، يعني به خودي خود بد نيستند، بلكه وقتي نسبت به چيزي سنجيده مي شوند، شر به حساب مي آيند. گرگ ذاتاً حيوان خوبي است كه داراي خلقتي عجيب و يكي از مخلوقات الهي است كه باعث تعادل چرخه طبيعت مي شود. گرگ نسبت به ذات خود و مجموع نظام هستي مفيد و خير است. اگر گرگ با درختان، گياهان و سنگها سنجيده شود، نسبت به آنها هيچ گونه بدي ندارد، لكن نسبت به گوسفند يا انسان شر است. نيز عقرب و مارهاي گزنده كه نيش آنها براي جانداران مضر است، ولي براي خودش لازم است. مولوي مي گويد: پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد، اين را هم بدان زهر مار آن مار را باشد حيات نسبتش با آدمي باشد ممات پس در عالم، شر و بدي مطلق وجود ندارد. آنچه شر دانسته مي شود، نسبي است، يعني به نسبت با حيات موجودي مانند ما انسان ها بد و شر خوانده مي شود، ولي به خودي خود خير است، اما اين كه چرا خداوند آنها را آفريده است، مصالح و فوايد بسياري مي تواند داشته باشد. بايد در مجموع جهان هستي سنجيده شود، يعني فلسفه اين گونه مشكلات و به اصطلاح شرور در زندگي را بايد در نگاهي عميق و گسترده كه دنيا و آخرت و فلسفه خلقت انسان و قرار گرفتنش در جهان ماده را مد نظر داشته باشد، مورد توجه قرار داد. در اين باره نسبت به انسانها مي توان گفت هدف اين بوده كه آدمي دل بسته و اسير زَرق و برق جهان نباشد. آن را جاودانه نپندارد، زيرا دل بستگي مانع تكامل انسان است. برخي از شرور و مصائب، شكننده تفاخر و غرور انسانها هستند. خطراتي كه مي تواند باعث غفلت فرد از حيات حقيقي آخرتي گردد و او را در دنيا و دنيا طلبي غرق نمايد. اصولا شرور و مشكلات داراي آثار تربيتي فراواني هستند، مانند شكوفايي استعداهاي نهفته، زيرا انسان در پرتو مصائب و مشكلات، قواي ادراكي خود را به كار مي اندازد و به قلههاي رفيع علم و آگاهي مي رسد. اگر سختيها و محروميتها نبود، هرگز بشر از نردبان علم بالا نميرفت. شرور در انسان روح مقاومت و پايداري را تقويت مي كند. او را در برابر حوادث، صبور و بردبار بار مي آورد. طوفان حوادث نميتواند درخت و جود او را از جا بركند. نيز زندگي او را از يكنواختي بيرون مي بَرد و او را از غفلت بيدار مي كند. البته خداوند هيچ گاه سختي و بلا و مصيبت ما را نخواسته، بايد تلاش كنيم با تلاش علمي و كوشش هاي اجتماعي جلوي بسياري از بيماري ها و حوادث طبيعي را بگيريم. بلا بودن يك زلزله كوچك تنها به خاطر كمبود و رفتار ما در مقاوم سازي ساختمان ها و … است. سيل بزرگ با وجود سد هاي محكم و سيل بند هاي متعدد بزرگ ترين رحمت خداوند است، نه بلايي خانمان برانداز؛ همچنين آشوب ها و مشكلات بشر در غالب موارد مربوط به رفتارهاي غير عقلاني و غير انساني ما است و ربطي به خداوند ندارد. امید موضوعات گردآوری شده و مقدمه این قلم مورد پذیرش و دلچسپی تان واقع شده باشد.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید