آزادی بیان وآزادی تفکر به انسانها حق میدهد تا خودرا از بردگی برده داران منفعت جو در همه ابعاد زندگی نجات دهد،اما هستند پیروان ناخود اگاه که خود برده برده داران بزرگتر از خود هستند که انها با گرفتن اندک امتیاز امتیارات بیشتر رابر مالکان خود تقدیم میدارند .این سلسله را میتوان کلاه برداری و مغزشویی های ناخود اگاه خواند، همین انسان که باور دارد و میداند که دنیا بقا ندارد، مادیات ماندگار نیست ولی تن بر خرافات میدهد و با عادت کردن بر غلامی و عادت بر تنبلی دنبال حقیت و فلسفه اصلی زندگی و مرگ نیستند .
اين غلامان و تنبل های تفکر ، برای آسانی زندگی خود دنبال لقمه های جویده شده دیگران هستند.مگر میتواند بدون تفکر کیفت این هستی با حکمت را درک نمود ؟مگر میتوان عدالت را تامین کرد در حالیکه بیان مطلب متفکر روشنگر را محکوم وآنرا تکفیر برای حفظ سلسله خرافات نمود ؟کلید سعادت در تفکر و بیان است نه در تقلید و محکومیت بیان.من به آن باورمندم که خالق موجود است، که این هستی پهناور را خلق کرده ولی در همین هستی جهل را کسانی مروج نگهداشته اند که خود از جهل تغذیه میدارند و با سلاح تکفیر ازادی بیان را به محکومیت می کشانند .بیاید دنیا را با علم وحکمت شناسایی کنیم نه با دکانهای رنگا رنگ مذاهب و خرافات ساخته بشر