دوسه روز پیش بود که گزارش های از شهر کابل سابق پایتخت افغانستان که با خُدعه و فریب استخباراتی طالبانی صلاحیت تعیین سرنوشت مردم کشور ظاهرأ به کندهار منتقل ساخته شده است به نشررسید که نیروهای مسلح طالبان بریک مرکزعلمی ومذهبی بنام حوزه علمیه خاتم النبیین که مقلدان فقه امام جعفرصادق (رح) پیشوای مذهبی تعداد زیادی از مسلمانان در جهان منجمله افغانستان در آن علاوه برانجام فرائیض مذهبی مشغول آموزش های دینی نیز میباشند به این بهانه که تعمیر آن در زمین دولتی یا به قول طلبای کرام ” امارتی ” اعمار گردیده است مورد هجوم قرار داده و تحت تصرف خود درآوردند تا در فرصت مناسب آنرا به خرابه تبدیل کنند .ظاهرا این مرکز مذهبی به دستورطالب وزیری به نام عبدالحکیم شرعی که مسؤلیت حمله بر زمین ها و جایداد های غصب شده که در بیست سال نظام شبه جمهوری اسلامی به تصرف مافیای زمین درآمده بودند صورت گرفته است .هرچند ممکن است شخصیت طالب وزیری به اسم حکیم شرعی از هرگونه آلوده گی ها پاک بوده باشد اما از تمیز مصلحت ملی و تشخیص حالت اضطراری عاجز پنداشته میشود . هرچند با قرئت استخباراتی داعشی ازدین اسلام که مجاهدین دربرابر کفارمیجنگند ودرصورت غلبه هرگونه اموال واشیای شان غنیمت وزنان شان کنیز ومردان شان نیزغلام یابرده شمرده میشوند امااکنون ودرقرن بیست ویکم با دلائیل گوناگون شیوه خشن برده داری با حذف قوانین اساسی و مدنی همان شیوه غلبه برکفاردرجوامع اسلامی منجمله افغانستان با استدلالات شبه مذهبی ازجنس استخباراتی اعمال میگرددوقتی خبر حمله طالبان برحوزه علمی مذهبی خاتم النبیین را شنیدیم حکایت مشهورعزیز نسین یکی از مشاهیرطنزوادب ترکیه به یاد ماآمد که میگوید وقتی پولیس غرض جلوگیری ازقاچاق مشغول گشت زنی بودند ناگهان چشم اش به یک قاچاقبرباروت افتاد وازقاچاقبرباروت پرسیدند که این پودرسیاه چیست ؟ قاچاقبر فورأ پاسخ داد که صاحب زیره است ! پولیس که شک کرده بودند باروت است جهت کشف واقیعت به قاچاقبر گفتند که پس آتش بزن که باروت است یا زیره ؟ قاچاقبر وقتی با گوگرد آنرا آتش زد ازاینکه باروت بود چشمان قاچاقبر را نیز سوختاند ! اما با آنکه چشمانش را در حال سوختاندن بود صدا می زد که صاحب نه گفته بودم که زیره است ؟ما بار ها با توجه به تجاربی که از جهاد مقدس مردم افغانستان علیه اشغالگران شوروی داریم گفته وهشدار داده ایم که گفتمان سیاه استخباراتی طالبانی مانند باروتی است که چشم آدم ها را می سوزانند .اما هیچ نهاد حقوقی و حقیقی به آن توجه نکردند. هرچند جمهوری اسلامی ایران که از مراجع معتقدان بر فقه امام جعفر صادق (رح) شمرده میشود زخمهای خونین گفتمان اقتدار گرای طالبانی را در حاکمیت نخست طالبان با قتل شنیع دیپلوماتها ی جمهوری اسلامی در مزارشریف چشیده بودند اما با آنهم وقتی حوادث خونین یازدهم سپتمبر سال ۲۰۰۱ در امریکا به ؤقوع پیوست و امریکا با شرکای نظامی شان به بهانه مبارزه با تروریزم در افغانستان لنگر انداختند ایران نیز وارد ائتلاف کشور های منطقه چون روسیه با کشورهای تازه استقلال یافته آسیای میانه ؛ چین ؛ پاکستان ، ترکیه و در عین حالیکه تظاهر بر مبارزه با تروریزم میکردند سعی مینمودند تا بر ایالات متحده امریکا و شرکای نظامی اش فشار وارد کنند تا قلمرو افغانستان را ترک کرده و افغانستان را به کشور های منطقه واگذار نمایند . که با کار استخباراتی درداخل نظام موسوم به جمهوری اسلامی افغانستان وعدم تعهد طالبان وعمران خان صدراعظم پاکستان بر اجرای تمامی مفادات قرارداد دوحه که میان کشور های منطقه بنام طالبان و زلمی خلیلزاد نمائنده صلح ایالات متحده امریکا برای افغانستان به امضا رسیده بود جنگجویان طالبان همراه با دیگر گروه های تروریستی منطقه که در پاکستان فعالیت داشتند با لغو قاتون اساسی افغانستان به نام امارت اسلامی افغانستان به قدرت رسانده شدند و هرکشوری در منطقه منجمله جمهوری اسلامی ایران سعی میکردند تا بخاطر بقای طالبان هواداران خود را واداربه بیعت و سکونت درافغانستان کنند . که برخی چهره های متملق وابسته با مذهب تشیع نیز سکونت را نسبت به مهاجرت ترجیح دادند هیچکسی نه میداند که موضع جمهوری اسلامی ایران که خود را ام القرای جهان تشیع می خوانند در قبال تحؤلات آخیر در کابل بویژه غصب و تصرف طالبان بر حوزه علمیه خاتم النبیین چه خواهند بود ؟