گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » دین قدرت وفرارنسل جوان ازدین
دین قدرت وفرارنسل جوان ازدین

دین قدرت وفرارنسل جوان ازدین

دین در طول تاریخ یکی از مهم‌ترین منابع مشروعیت سیاسی، انسجام اجتماعی و هویت فرهنگی جوامع بوده است. در جوامع اسلامی نیز دین همواره نقش مهمی در شکل‌دهی ارزش‌ها، هنجارها و ساختارهای اجتماعی ایفا کرده است. با این حال، زمانی که دین از جایگاه معنوی و اخلاقی خود خارج شده و به ابزاری برای کسب، حفظ و توجیه قدرت سیاسی تبدیل می‌شود، نه تنها اعتبار حکومت، بلکه جایگاه و قداست دین نیز با آسیب‌های جدی مواجه می‌گردد. افغانستان در سال‌های اخیر نمونه‌ای برجسته از این وضعیت را تجربه کرده است؛ جایی که مقامات امارت اسلامی طالبان بسیاری از سیاست‌ها و عملکردهای خود را با نام دین و شریعت توجیه کرده‌اند، در حالی که بخش گسترده‌ای از جامعه افغانستان و بسیاری از علمای جهان اسلام این اقدامات را با روح و مقاصد اصلی اسلام ناسازگار می‌دانند.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حکومت طالبان، تلاش برای انحصار تفسیر دین است. رهبران این گروه خود را نمایندگان اجرای شریعت معرفی کرده و کوشیده‌اند قرائت خاص خود از اسلام را به عنوان تنها تفسیر مشروع و معتبر در جامعه تحمیل کنند. در چنین شرایطی، هرگونه انتقاد از سیاست‌ها و عملکردهای حکومت نه به عنوان یک نقد سیاسی، بلکه به عنوان مخالفت با دین و شریعت معرفی می‌شود. این رویکرد سبب شده است که مرز میان دین و سیاست در ذهن بسیاری از شهروندان از بین برود و عملکرد حکومت به طور مستقیم به حساب اسلام گذاشته شود.در طول سال‌های گذشته، طالبان برای توجیه بسیاری از تصمیمات و سیاست‌های خود از مفاهیم و شعارهای دینی بهره گرفته‌اند. محدودیت گسترده بر آموزش دختران، محرومیت زنان از بسیاری از فرصت‌های شغلی و اجتماعی، محدودسازی رسانه‌ها، حذف مخالفان سیاسی ومحدود کردن آزادی‌های مدنی، همگی در چارچوب برداشت خاص این گروه از شریعت اسلامی توجیه شده‌اند. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله اندونزی، مالزی، ترکیه، قطر، مصر و حتی عربستان سعودی، زنان در دانشگاه‌ها تحصیل می‌کنند، در عرصه‌های مختلف اجتماعی حضور دارند و از حقوق گسترده‌تری برخوردار هستند. همین تفاوت‌ها سبب شده است که بسیاری از جوانان افغانستان این پرسش را مطرح کنند که آیا این محدودیت‌ها واقعاً ریشه در اسلام دارند یا بیشتر بازتاب دیدگاه‌های سیاسی و فرهنگی طالبان هستند.از منظر جامعه‌شناسی دین، یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای استفاده ابزاری از دین، ایجاد شکاف میان نسل جوان و نهادهای مذهبی است. هنگامی که حکومتی تمامی سیاست‌های خود را به نام دین اجرا می‌کند، موفقیت‌ها و شکست‌های آن نیز به نام دین ثبت می‌شود. در نتیجه، اگر مردم از عملکرد حکومت ناراضی باشند، این نارضایتی به تدریج به بی‌اعتمادی نسبت به دین و نهادهای دینی نیز سرایت می‌کند. این پدیده در افغانستان امروز به‌ویژه در میان نسل جوان به وضوح قابل مشاهده است.جوانان افغانستان برخلاف نسل‌های گذشته به منابع متنوع اطلاعاتی دسترسی دارند.
اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های بین‌المللی این امکان را برای آنان فراهم کرده است که تجربه سایر کشورهای اسلامی را مشاهده کنند و میان قرائت‌های مختلف از اسلام مقایسه انجام دهند. آنان می‌بینند که بسیاری از جوامع مسلمان توانسته‌اند میان ارزش‌های دینی و مقتضیات زندگی مدرن تعادل برقرار کنند، در حالی که در افغانستان بسیاری از محدودیت‌ها و محرومیت‌ها به نام دین اعمال می‌شود. این مقایسه‌ها باعث شده است که بخشی از نسل جوان نسبت به روایت رسمی مذهبی ارائه‌شده از سوی طالبان دچار تردید و بی‌اعتمادی شود.عامل مهم دیگری که به افزایش دین‌گریزی کمک کرده، فاصله میان شعارهای دینی و عملکرد عملی مقامات است. اسلام بر عدالت، مشورت، برابری، امانت‌داری، رعایت حقوق مردم و کرامت انسانی تأکید فراوان دارد. اما هنگامی که جوانان شاهد تبعیض، انحصار قدرت، محدودیت آزادی‌ها و عدم پاسخگویی مسئولان هستند، میان آموزه‌های دینی و واقعیت‌های موجود تضادی آشکار مشاهده می‌کنند. این تضاد سبب می‌شود که برخی افراد به جای تفکیک میان دین و رفتار حاکمان، کل گفتمان دینی را زیر سؤال ببرند.تجربه تاریخی نیز نشان داده است که استفاده سیاسی از دین اغلب به تضعیف جایگاه دین در جامعه منجر می‌شود. در اروپا، پیوند عمیق کلیسا با قدرت سیاسی و سوءاستفاده از دین برای حفظ سلطه، یکی از عوامل مهم گسترش جریان‌های ضددینی و سکولار بود. در برخی کشورهای خاورمیانه نیز استفاده ابزاری از دین برای توجیه سیاست‌های اقتدارگرایانه، به کاهش اعتماد عمومی نسبت به نهادهای مذهبی انجامیده است. افغانستان نیز در معرض تجربه مشابهی قرار دارد؛ زیرا بخشی از نسل جوان عملکرد طالبان را نه به عنوان رفتار یک گروه سیاسی، بلکه به عنوان نماینده اسلام تلقی می‌کند.پیامدهای این روند تنها به حوزه دین محدود نمی‌شود. افزایش بی‌اعتمادی به نهادهای مذهبی، گسترش گرایش‌های سکولار، بحران هویت در میان جوانان و فاصله گرفتن آنان از ارزش‌های سنتی، از جمله آثار اجتماعی این وضعیت است. بسیاری از جوانان امروز افغانستان میان باورهای مذهبی خانوادگی و تجربه‌های اجتماعی خود دچار نوعی دوگانگی و سردرگمی شده‌اند. آنان از یک سو با آموزه‌های دینی آشنا هستند و از سوی دیگر، رفتارها و سیاست‌هایی را مشاهده می‌کنند که به نام دین اجرا می‌شود اما با درک آنان از عدالت و انسانیت سازگار نیست.البته لازم است میان اسلام به عنوان یک دین جهانی و عملکرد حکومت طالبان تفاوت قائل شد. اسلام دارای سنت‌های فکری و فقهی متنوعی است و هیچ گروه سیاسی نمی‌تواند ادعا کند که تنها نماینده مشروع این دین است. بسیاری از علمای مسلمان در سراسر جهان بر این باورند که ارزش‌های اساسی اسلام بر عدالت، رحمت، دانش، آزادی مسئولانه و کرامت انسانی استوار است و نباید دین را به ابزاری برای توجیه قدرت سیاسی تبدیل کرد.در نهایت، تجربه افغانستان نشان می‌دهد که یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌هایی که می‌تواند متوجه دین شود، استفاده ابزاری از آن برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌ها و رفتارهای سیاسی است. هرگاه دین با قدرت سیاسی به طور کامل درآمیزد، ناکامی‌ها و خطاهای حکومت نیز به نام دین نوشته می‌شود. در چنین شرایطی، به جای آنکه دین عامل وحدت، امید و اخلاق باشد،
ممکن است در ذهن بخشی از جامعه به نماد محدودیت و اجبار تبدیل شود. اگر این روند ادامه یابد، خطر گسترش دین‌گریزی و بی‌اعتمادی به نهادهای دینی در میان نسل جوان افغانستان بیش از پیش افزایش خواهد یافت.از این رو، حفظ جایگاه دین در جامعه افغانستان مستلزم آن است که میان آموزه‌های اسلامی و عملکرد حکومت‌ها تفکیک روشنی صورت گیرد. دین زمانی می‌تواند نقش سازنده خود را ایفا کند که به عنوان منبع اخلاق، عدالت، همبستگی اجتماعی و رشد معنوی معرفی شود، نه به عنوان ابزاری برای توجیه انحصار قدرت و محدود کردن حقوق و آزادی‌های شهروندان. تنها از این طریق می‌توان اعتماد نسل جوان را نسبت به ارزش‌های دینی حفظ کرد و از گسترش شکاف میان دین و جامعه جلوگیری نمود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا