گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » افغانستان درگَرو دگرگونی جهانی !
افغانستان درگَرو دگرگونی جهانی !

افغانستان درگَرو دگرگونی جهانی !

دید گاه نواندیشی :   در گرما گرم مصیبت هاو دروغ سازی های زمامداران پنهان حاکم برافغانستان  که با سیاست های خشونت آلود خویش  ملتی را به گروگان گرفته است و نه از قول خبرگزاری های مغرض  بلکه  به اعتراف مهره های اصلی این رژیم استخباراتی  که بیست میلیون انسان یعنی زنان را از زندگی  محروم ساخته  اند

برخی از تحلیل گران فرهیخته و عزیز جامعه  افغانستان به جایی بلند کردن صدای اعتراض بر وضعیت موجود با ادبیات کاملأ فرمائیشی از سویی بیگانه ها بصورت ناخود آگاه گروه طالبان حاکم بر افغانستان  را یک دولت گویا مشروع و دارای پتانسیال پیشرفت افغانستان جنگزده میدانند . ما بارها به این مطلب اشاره نموده ایم که با حاکمیت  طالبان علی الرغم ادعای حذف جزائر قدرت با اقدامات پیچیده استخباراتی افغانستان من جمله صدور شناسنامه های تابیعت ولزومأ  گذرنامه ها ی سفر که صلاحیت آن در وزارت داخله  تحت امر خلیفه سراج الدین حقانی عملأ در چترصد ها جزیره  پنهان قدرت متشکل از جنگ طلبان غیر افغان منجمله آنانی که بنام عرب های افغان در زمان اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی به جبهات جنگ آورده شده بودند با پیروزیی مجاهدین و سقوط حکومت دکتر نجیب الله روی یک برنامه استخباراتی وارد افغانستان شدند و هرچند در دوره نخست حاکمیت طالبان بدون آنکه حق شهروندی افغانستان را بدست آورند  بصورت منظم در اردوگاه های نظامی مانند ریشخور ، قوه چهار و قوه پانزده کابل جابجا شده بودند اما دردوردوم حاکمیت طالبان وبا استفاده از تجارب گذشته از سوی طالبان به عنوان شهر وندان اصلی افغانستان شناخته شدند و در همین  راستا بنام اقوام ساکن در افغانستان که گویا از مناطق مختلف و با هویت های قومی جداگانه مانند ، اعراب که از صدها سال بدینسو در مناطق مختلف افغانستان زندگی میکردند ، ترکمن ها و ازبک ها که در گروه های مختلف و مخالف کشور های آسیای میانه مانند  جنبش اسلامي تركستان ، IMU — جنبش اسلامی ازبکستان حزب نهضت اسلامی تاجکستان  به عنوان ساکنان اصلی این سرزمین یعنی وابسته به اقوام شریف تاجیک ، ازبک و ترکمن افغانستان که ساکنان اصلی سرزمین افغانستان محسوب می شوند
همچنان اعضای سازمان آزادی بخش بلوچ و جیش العدل که یکی  “آزادی بخش بلوچ ” برای بلوچستان بزرگ و دیگری برای آزادی های سیاسی و مدنی اهل سنت ایران واقع در ایالت سیستان و بلوچستان فعالیت میکنند جابجا شدند .هیچکسی نه میتواند انکارکند که دولت در علم سیاست به معنی اجتماعی از مردم است که در یک سرزمین مشخص زندگی می‌کنند و از حکومتی برخوردارند که به وضع و اجرای قانون اقدام می­کند و تحت سلطه حاکمیتی قراردارند که استقلال و آزادی آنان را تضمین می‌کند اکنون و درپرتو چنین تعریف روشن وهمه جانبه تحریک اسلامی طالبان که علیه نظام “جمهوری اسلامی افغانستان”بصورت  مسلح می جنگیدند و درنتیجه چندین سال مذاکرات طی عبورازموافقتنامه ای بنام قرارداد دوحه که هیچگاه جامه عمل نه پوشید زمام قدرت را با توصل به زور و خُدعه در دست گرفتند . ز مشخصات دولت ها در جامعه این است که لزومأ باید برای انسجام امور برخاسته از اراده مردم یک سرزمین و دارای وثیقه ای بنام قانون اساسی بوده
باشند در حالیکه بر خلاف این مؤلفه لازم برای یک نهادی بنام دولت با توصل به زور و خُدعه با عبور از موافقتنامه دوحه از کم بیش از چهار سال بدینسو بصورت یکجانبه وبدون مشروعیت حقوقی و سیاسی از مردم افغانستان و درمجموع جوهر سرنوشت و حیات یک ملت متمدن در جغرافیای جهان را به گروگان گرفته است .البته از خدا پنهان نیست از شما نیز پنهان نباشد این عزیزان یعنی جنگجویان طالب ازهمان آغاز ظهوراول شان حتی میتوان گفت بصورت بالقوه دارای هیچگونه نقشه راهی برای مدیریت اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی جامعه نبوده اند البته وقتی مجبور به عرضه مانیفیست فکری در حوزه مدیریت اقتصادی و فرهنگی جامعه شوند با کمک ابزارفتوا های تکفیر و قدرت نظامی ضوابط فقهی چهارده صد سال قبل را که در شبه جزیره عرب از سوی علمای اعلم آن دیار ترتیب داده شده بودند و نسل به نسل در حجره های مساجد به عنوان نصاب مذهبی تدریس می گردید عندالضرورت در قرن بیست ویکم با سیلی ازشعار های که با حیات مردم این قرن و این جغرافیا هیچگونه انطباق و سنخیتی ندارند عرضه میدارند ندانستن رابطه حقوقی میان مفهوم دولت و یک گروه چریکی یکی ازآن عده مصیبت های است که بادرد ودریغ این مصیبت در پیش درب همه چیزفهمان مافیائی افتاده است این تنها جناب سید باقر احمدی نویسنده مقاله ای که همین اکنون زیرمطالعه دارید نیست که درعصرهوش مصنوعی دست به چنین اقدامی میزنند بلکه بسیاری ازتیوری  پردازان چپ وراست اند که ازمفاهم ثابت شده حقوقی وسیاسی تعبییروارونه دارند واضیح است که درترمنولوژیی حقوقی وسیاسی پذیرفته شده جهانی  پدیده ای موسوم به دولت دارای مشخصات وویژه گی های میباشد که بدون داشتن وتحقق آن نه میتوان برهرتشکیل ودسته وجمعی نام دولت گذاشت . لهذا در پرتو اینگونه تعریف روشن نه میتوان ازنهادی که خود مرتکب بزرگترین جنایات به نام مذهب شده است  بنام دولت ویا هم حکومت یاد کرد وطبیعی است که نه میتوانند در ” افغنستان در گرودیگر گونی جهان ” نیز که بخشی از نوشته ای جناب آقای سید باقر احمدی نویسنده ارجمند این مطلب به مثابه تیتر کوتاه تذکر یافته است سهم و نقش بازی نمایند . البته در راستای عمق استراتیژیک نظام جمهوری اسلامی ایران که سیاست خارجی این کشور از مدت زیادی در محورسیاست های کشور های  منطقه  تعریف و توجیه میگردد به عنوان یک ناظر و تیوری ساز عمق استراتیژیک  قابل توجه میباشد .  به هرحال تربیون نواندیشی بخاطر احترامی که به مقام و جایگاه علمی این فرهیخته داریم و به اندیشه ها یش احترام قائل ایم مطالعه این مطلب را برای همه عزیزانی که در امر پژوهش تاریخ و سیاست مشغول اند  پیشنهاد مروربر نگارش های این نویسنده عزیز و فرهیخته مینمائیم .تحولات جهانی موجب شده تا کشورهای دارای ریشه‌های تمدنی مشترک، به‌سوی بازسازی حوزه نفوذ تاریخی خویش حرکت کنند:ایران با گفتمان احیای هخامنشی ـ ساسانی در جغرافیای فرهنگی اریانا/خراسان.هند با سنت امپراتوری موریایی و گسترش نفوذ در اقیانوس هند.پاکستان با تلاش برای هژمونی جنوب اسیا اما گرفتار تضادهای داخلی.کشورهای اسیای میانه با بازتعریف هویت مشترک خراسانی و ترکستانی.این روند، افغانستان را به‌صورت یک (حلقه مشترک تمدنی) در مرکز رقابت قرار می‌دهد.دو نیروی اصلی افغانستان—طالبان و اپوزیسیون—در دو دهه گذشته غالبا در چارچوب پروژه‌های غربی و گلوبالیستی بازی کردند؛ اما با تغییر جهان:دیگر امکان ادامه این مدل وجود ندارد.حفظ جغرافیای فعلی بدون پیوستن به راهبرد منطقه‌ای ممکن نیست.افغانستان باید خود را در یک بلوک تمدنی تعریف کند نه در نظم فرسوده غربی.از همین‌رو، امروز نقطه تمرکز افغانستان پیوستن به راهبرد مشترک منطقه است. بر اساس ارائیش جدید قدرت  ایران به‌عنوان نزدیک‌ترین حوزه تمدنی، مرکز اصلی طراحی اینده افغانستان شده است.روسیه، چین و هند مدیریت افغانستان را (به هویت تمدنی مشترک افغانستان و ایران) واگذار کرده‌اند.تلاش برای تشکیل ایتلاف طالبان و اپوزیسیون در تهران در حال شکل‌گیری است.این نخستین‌بار پس از ۲۰۰ سال است که سرنوشت افغانستان در داخل منطقه و در جغرافیای تمدنی مشترک تعریف می‌شود نه در میزهای غربی.کشورهایی که هنوز در دام گلوبالیسم‌اند: جبهه اینده جنگ‌های منطقه‌ای :برخی کشورها هنوز در مدار گلوبالیست‌ها باقی مانده‌انداین کشورها به دلیل وابستگی امنیتی به غرب، احتمالا وارد تقابل‌های نظامی جدید می‌شوند:جنگ پاکستان با افغانستان بر سر عمق استراتژیک.تقابل امارات و عربستان در یمن بر سر رهبری خلیج.درگیری ترکیه با ایران و روسیه بر سر نفوذ در قفقاز و اسیای میانه.اغاز شکل‌گیری یک قطب مستقل تمدنی در جغرافیای خراسان/اریانای تاریخی که اینده افغانستان را تعیین خواهد کرد.با فروپاشی گلوبالیسم، احیای ملی‌گرایی جهانی و رقابت امپراتوری‌ها، افغانستان اکنون وارد دوره جدیدی شده است ،دیگر وابسته به غرب نیست.در مرکز اتحادهای تمدنی اسیایی قرار گرفته است.طالبان و اپوزیسیون مجبور به ایتلاف در چارچوب منطقه‌اند.ایران، هند، چین و روسیه معماران اصلی اینده افغانستان‌اند.مسیر تاریخی افغانستان به‌سوی احیای جایگاه تمدنی خراسان/اریانا باز می‌شود.در چنین فضایی، افغانستان اگر خود را در محور تمدنی منطقه تعریف نکند، قربانی جنگ‌های اینده خواهد شد؛ اما اگر به ایتلاف منطقه‌ای بپیوندد، برای نخستین بار پس از چند قرن می‌تواند به ثبات پایدار دست یابد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا