ملت در خواب ورهبران سیاسی آماتورغافل از درک وتحلیل استراتیژی استخبارات پاکستان، باید فتنه پاکستان، لانه تروریستان را بعد اعترافات مقامات بلند پایه پاکستان یک حقیقت جدی تلقی نمایند.بلاول بوتو زرداری پسر بینظیر بوتو، وزیر خارجه سابق پاکستان و خواجه آصف وزیر دفاع پاکستان با اعترافات دردناک و خیلی ناوقت متوجه شدند که حمایت از تروریستان در طول سه دهه گذشته بدستور آمریکا و انگلیس یک جنایت ،یک اشتباه تاریخی بود که فعلآ اتش ان دامان ماکستان نیز گرفته است. خواجه آصف وزیر دفاع پاکستان اعمال استخبارات نظامی پاکستان ISI و سیاست سه دهه اخیر پاکستان را کثافت کاری خوانده و گفته است این کثافت را برای اهداف انگلیس و آمریکا انجام دادند.در دور مقا مت اول احمدشاه مسعود رهبر مقاومت ملی در ایستادگی بر ضد اهداف استراتیژیک پاکستان گفته بود :استفاده ابزاری غرب از وجود پاکستان با حمایت ازطالبان و تروریستان منجر به غروب پاکستان خواهد گردید”این هشدار احمدشاه مسعود زنگ خطر برای رهبران پاکستان بود که آنها نباید افغانستان را به آتش جنگ ونفاق ، تربیت ،حمایت و ارسال تروریستان نابود سازند!زیرا خطر نابودی خود پاکستان نقشه اصلی غربی ها است ،اما رهبران نادان وجاهل پاکستان فکر میکردند که آنها در مقام بهتر حاکمیت بر سرنوشت افغانها قرار دارند وخواب صوبه پنجم خودرا تعبیر مینمودند.بل آخر زمان ثابت نمود که خواجه آصف وزیر دفاع پاکستان در اعترافات کثافت کاری پاکستان به نفع غربی ها به تاریخ 25.04.25 چنین بیان نمود:” کشورش به مدت سه دهه از گروههای تروریستی حمایت مالی، لوژیستیکی و آموزشی کرده است. او کارنامه های پاکستان را اشتباه و کثافتکاری خوانده و گفته است که پاکستان به مدت سه ده به امریکا و بریتانیا این کثافتکاری را انجام داده است”برای افغانها کاملآ واضح بود که پاکستان کشور فاسد و لانه تروریستان نوکر غربی ها وتربیت یافته انگلیس در خط استراتیژی آمریکا افغانستان را به آتش و خون مبدل میدارد.اما پاکستان هرگز متوجه هشدار احمدشاه مسعود نشده بود که اعتماد بر غرب و اعتماد بر بیگانه هرگز روی منافع ملی کشور ها نبوده بلکه روی منافع وخواسته های بیگانگان برای مدت خاص مقطعی و کشنده است .استخبارات پاکستان بدستور آمریکا در تربیت طالبان منحیث دستگاه گوشمالی رهبران جهادی ومجاهدین افعانستان مساعی مشترک مالی ،لوژیستیکی، اطلاعاتی و تمویل سلاح ،کوردینات با سمبول بوشکه های زرد انتحار ، ترور ها قتل های زنجیری علما، قیادت ها و رهبران سیاسی تسلیم ناپذیر بر اهداف غربی ها کار میکرد.تاسیس ،تربیت و به حاکمیت رساندن طالبان در مرحله اول توسط مشاورت خلیزاد و همکاری حامد کرزی وعده از جواسیس پوشیده در نقاب صرفآ برای خلع سلاح مجاهدین بود .هر چند جنگ های داخلی تنطیم های جهادی ریشه عمیق در طرح ها واختلاف اندازی های مشترک ISI و مربی های غربی آن دارد ولی نباید فراموش نمود که کنفرانس های تصمیم گیری رجال سیاسی افغانستان در بعد سقوط نظام دست نشانده شوروی هرگز مطابق به خواست نیروهای خود جوش سیاسی وقیادات های سالم سنگر های جهاد ومجاهدین نبود، اکثریت شخصیت های دلسوز به وطن وملت که شایستگی های دانش وتجربه در سیاست و حکومت داری داشتند
،بدستور و مشورت ISI مانع ورود در پروسه آزاد سازی افغانستان از وجود کمونستان شوروی میشد، ترور ها در ایام مهاجرت قتل های قومندان جهادی غیر وابسطه به اهداف پاکستان در سنگر های جهاد و محیط هجرت، تحریکات بر ضد شخصیت های ملی در ایام جهاد همه دور نگهداشتن ملت از داشتن سیاست معقول بود .این استراتیژی هدفمند غربی ها تکرار همان پروژه است که فعلآ نیروهای نیابتی آنها یعنی طالبان در ساختار حکومت فاشیستی قبیلوی خود مردمان بومی و اهل خبره سیاست ،روشنفکران مسلکی و فنی در امورات دولت داری و شخصیت های ملی را دور از خود نگهداشته اند.بسته نمودن دانشگاه ها ، اسارت نیمه پیکر جامعه افغان یعنی زنها ،ممانعت کار و انکشافات تولیدی اقتصاد توسط نیروهای مبتکر اقتصاد همان پالیسی غربی ها است که توسط نیروهای،نیابتی خود میخواهند در دراز مدت کشور را به فارم گاو داری علف خوار بدون فکر شعور ،منطق ،دانش و اقتصاد در اختیار بهره برداری خود قرار دهند واز چوپان بنام ملاهیبت ودستگاه بی کله سیاسی وی حمایت دارند.اما شهروندان آزاده افغانستان باید متوجه باشند که کارد نوکر غربی ها یعنی ISI در قلب عروس شهرها یعنی غزنه باستانی فرورفته است! نیروهای نیابتی وتربیت شده غربی به همکاری پاکستان فعلآ حدود بیشتر از شصت هزار جنگنده مسلح تروریستان TTP هزاران شهروند کشور تونس، اوزبیک، تاجک، چیچین، اوغور و پنجابی ها یکه در طول سه دهه گذشته در تربیت گاه های پاکستان مخلوط با مدارس دینی طالبان تحت نظارت isi تشویق و تمویل مالی برای آموزش زبانهای محلی افغانستان و آشنایی با کلتور و عنعنات طالبانی گردیده اند، بعد تهدیدات وزارت دفاع پاکستان آنها سرحدات را ترک و در غزنه باستان موطن گردیده اند.فعلآ حدود 40 هزار نیروی TTP طالبان پاکستانی در شهر زیبای غزنی جابجا گردیده تا از زیر بمبارد قوای متجاوز پاکستان دور تر باشند ، حدود ده هزار ترویست غیر افغانستانی را بنا بدستور ملاهیبت الله در دره های پنچشیر جابجا ساخته اند ،همینطور پروان و کاپیسا ،بدخشان ، بغلان وتخار را به کندک های منظم نظامی تروریستان غیر افغانستانی مبدل نموده اند .شهروندان خوب بیاد دارند که در اولین روزهای حاکمیت طالب در کابل ریاست پاسپورت وزارت داخله محل عواید طالبان بود، شهروندان افغانستانی برای فرار از کشور روزانه دهاهزار انسان در قطار انتظار عقب ریاست پاسپورت ایستاده ميشدند تا بااخذ پاسپورت ترک وطن نمایند.من راقم باربار در مصاحبه های تلوزیونی روشنگری نمودم که روز های چهار شنبه را طالبان صرف برای اخذ واجرا پاسپورت تخصیص برای طالبان نموده و حضور شهروندان را ممنوع اعلان داشتند.روزهای چهار شنبه همان روزهای بود که کارمندان مسلکی ISI در ادارات پاسپورت به سرعت برای تثبیت هویت ،تذکره و پاسپورت افغانستانی برای بیشتر ازیک ملیون تروریست اوغور، چیچین اوزبیکستانی، تاجکستانی ، پنجابی خصوصآ پشتونهای انطرف دیورند یعنی طالبان TTP تحت تربیت ادرات نظامی قوای نیابتی غربی روز معین نموده بودند .افغان ها باید متوجه امنیت فعلی درشهرها باشند که این امنیت بی سابقه بعد پنجاه دهه در کشور تصادفی و خود جوش داخلی نیست ،
در همه ادرات امنیتی ،استخبارات طالبان کارمندان فعال مسلکی با فهم و مسلک کریمنال لوژی ، کنترول امنیتی ،جمع آوری اطلاعات با قدرت کمپیوتر، تحلیل مراودات مدیایی و کنترول تبادلات روابط تیلفون ،ایمل وتساپ ودیگر وسایل مدیایی داخلی وخارجی را مامورین پاکستانی و عرب هابه پیش میبرند که آنها کاملآ زبان های محلی مردم افغانستان را در مدارس پنجابی تحت نظر وکنترل ISI آموخته اند و تشریک مساعی و معلومات ها ازبیرون کشور نیز برای طالبان داده میشود، هرنوع اختطاف، قتل آدم ربایی و جنایات توسط هوش مصنوعي از روابط های نرم افزار شهروندان کشف تحقیق و تحلیل شده در اختیار طالبان قرار داده میشود، همان بود که دفتر طالبان در دوحه آغاز فروپاشی پاکستان و انتخاب آمریکا برای جانشین ساختن افغانستان در موقف سابق پاکستان بود در وجود نیابتی های طالب بود .پاکستان خیلی ناوقت متوجه آن گردید که این نیروی نیابتی غرب نظر به ارزش جیو پولتیکی افغانستان را مرکز کنترول برای آسیا تعین نموده وجود پاکستان و اراضی آن دیگر نقطه حائل بین افغانستان و هند بریتانیایی زمانش را از دست داده و پاکستان آهسته آهسته باید تجزیه گردد ، تنش های هندوستان و همکاری مالی و لوژیستیکی برای تروریستان TTP وتامین روابط تنگاتنگ با طالبان شورای کویته در عینو مینه قندهار و دید وادید های دیپلوماتیک هندوستان با سرپرست وزارت خارجه طالبان و تعهد از سر گیری پروژه های انکشافی هند در افغانستان زنگ خطر بر وزارت دفاع پاکستان بوده که خواجه آصف وزیر دفاع را مجبور به اعترافات کثافت کاری پاکستان در حمایت کورکورانه ازطالبان نمود.فعلآ کشور چین روسیه ایران در تلاش دیپلوماتیک هستند تا واکنش های نظامی هند با پاکستان را میانجیگری نمایند تا باعث سقوط بیشتر پاکستان نگردد ،
کشور های مخالف آمریکا در منطقه بیشتر تلاش برای هم آهنگی نیروهای مخالف طالبان قندهار در افغانستان دارند تا بتوانند کودتایی نظامی از فرکسیون انشعابی درون طالبان قندهار یعنی نیروهای طرف دار پاکستان را بابقایی جهادی سابق هم آهنگ سازند ،این تلاش های اخیر پاکستان در نهایت نتیجه نخواهد داشت ،زیرا سیاست روز تحت کنترول کسانی است که با ارسال پاکت های هفته وار دالر تعادل اقتصادی بانکی جهت جلو گیری از سقوط نظام پوشالی نیابتی را در دست دارند.سیاستمداران استراتژیست قدرت های بزرگ اقتصادی با تجربه زندانی ساختن ملابرادر اینک تکرار عقدمند ساختن و تربیت درزندان را بالای عمران خان در پاکستان روی دست دارند ، بعد فروپاشی بیشتر پاکستان ممکن پدر طالبان پاکستانی عمران خان دوباره عرض اندام نماید وگلیم پاکستان را جمع و حکومت وسیعتر طالبان را منحیث نیرو نیابتی غربی ها به آزمایش دور دیگر اهداف مقطعی و تخته خیز بر آینده سیاسی لیبرالیسم جهانی نماید، اینکه عمران خان ناخود آگاه دوبلره وسیله دست غربی میگردد، باید خودش متوجه اشتباه سفر اخیرش به مسکو شده باشد وخود را ملامت نماید ،اینکه وی دوباره حلقه غلامی به گردن می اندازد دور از،باور نیست زیرا غلام زاده هر قدر صاحب ثروت و مقام گردد ،صاحب شخصیت و تفکر نمیگردد، چنانچه ملاهیبت الله وباند فاشیست وجاهلش با غلامی فریاد آزادگی برای سرکوب یک کشور مرد خیز وباستانی میزند.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید