گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » نبود تابــو برای دولتمــردان !
نبود تابــو برای دولتمــردان !

نبود تابــو برای دولتمــردان !

اعترافات خواجه اصف وزیر دفاع پاکستان را همه شنیدیم که گفت:«ما سه دهه است که این کار کثیف(تروریسم پروری)را برای ایالات متحده،بریتانیا و غرب انجام میدهیم.» «ما بهای سنگینی برای اینکار پرداختیم،جامعه ما متاثر شد و امنیت ما اسیب دید».«این اشتباهی بود که انجام دادیم و به همین دلیل است که اکنون این مسایل را بما نسبت میدهند.»ما درین مقال در صدد تکرار تحسینها و تقبیح های معمول درین نوع موارد نیستیم و تکرار شان ضرورت هم ندارد اما اجمالا باید بگویم که درین اعترافات چند تا خلأ اخلاقی وجود داشت.یکی اینکه اینکار یک اشتباه نیست بلکه یک جنایت عمدی و سیستماتیک بود بدرجه اول در حق مردم افغانستان.دوم اینکه با زرنگی و سیاستمدارانه گفت ما اینکار را برای امریکا و غرب انجام دادیم.یعنی ما فقط یک نوکر بی اختیار و بی پرنسیب بودیم،فقط ماموریت خود را انجام دادیم.اگر او این نکته را دلیل برأت خود بداند درانصورت منکر انسانیت و اخلاق خودش میگردد.سوم اینکه گفت ما ضرر کردیم نگفت افغانستان را ویران و قربانی کردیم و در برابر همسایگان مرتکب جنایت شدیم.اگر این اعترافات بدلیل افتادن پاکستان از چشم امریکا و غرب باشد و محروم شدن از میلیارد ها دلار حق الزحمه تروریسم پروری و در نهایت گله ای از ارباب خونخوار خودش درانصورت هیچ ارزش اخلاقی درین اعترافات دیده نمیشود چون اعتراف اگر همراه با توبه نصوح  و جبران مافات نباشد فقط ابروی صاحبش را خواهد برد.امروزه کم و بیش مد روز شده است که دولتمردان بیایند و به خطا های خود با نیم زبان اعتراف نمایند زیرا اینکار یک فایده اش اینست که به اصطلاح از دل مردم بکشند تا مردم را با اشک تمساح تسلیت بدهند تا مردم هم با بزرگواری  و غفلت ورزی همیشگی شان از سر تقصر سرکار بگذرند هرچند هم کاری از دست شان ساخته نیست.این اعترافات شبیه «توبه گربه» است برای تغافل هرچه بیشتر موشان.اصف خان و دیگر همقطارانش همچنان در برابر غرب مأمور و معذور اند و در موقعیتی نیستند که کاری برای اصلاح انجام دهند
.ژرمی اسکاهیل خبر نگار،گزارشگر و تحلیلگر امریکایی اشنا با جریانات افغانستان صاحب کتاب «جنگهای کثیف» (جنگهای ده ساله مخفی پهپادی امریکا در شرق میانه و جنوب اسیا) و نیز اناتول لیون و بسی دیگران بطور قطع اظهار میکنند که پاکستان همچنان گزینه دلخواه امریکا در برابر افغانستان است .یعنی امریکای شیاد هیچگاه حاضر نیست برای خاطر افغانستان از پاکستان بگذرد.قصد ما درین مجال اینست که قدری معرفت اندیشانه  و عمیقتر به مساله اعترافات بپردازیم و فقط با محکومسازی های تشریفاتی و رسانه ای اکتفأ ننماییم.اعترافاتی که با انگیزه های اخلاقی و معنوی برای تربیت نفس،ادای مسوولیت در برابر مردم و حقوق ضایع گشته شان و همینطور سبک ساختن عذاب وجدان شخص معترف صورت می گیرد و نشاندهنده پشیمانی و روگردانی افراد از گذشته  خود شان است در تاریخ از شخصیتهای بزرگی چون اگوستین قدیس،امام غزالی و دیگر پیشوایان اخلاق و معرفت در جهان زیاد بجا مانده است که بسی پند اموز و معرفت جویانه اند.این نوع اعترافات عمیق انسان شناسانه در شخصیتهای بزرگ اخلاقی نشانگر اینست که خود را از همه بیشتر در برابر محکمه وجدانی و اخلاقی شان مسوول میدانند که کمال و فضیلت بزرگیست.یا اعتراف نامه جنرال فرانسوی اوسارس که از جنایتهای هولناک که پشت انسان را می لرزاند توسط نظامیان فرانسوی در الجزایر و شمال افریقا برای ارام ساختن وجدان معذب و فریب خود صورت گرفته نوع دیگر اعترافی است که یک عده از دولتمردان کذاب غرب در اخر کارنامه شان باز هم برای خواباندن عقل مردم و نمایش چهره انسانی از خود و فریب ذهنیت جهان انجام میدهند.وقتی اساس و ماهیت کار استراتژیک دولتها بصورت سیستماتیک و پلان شده توطیه های استعماری و غارتگرانه باشد که انجام جنایت و خیانت نسبت به بشریت از لوازم ماموریتهای روزمره شان باشد درینصورت اعتراف یک مهره ای از دولت کاملا معنی دیگری پیدا میکند و مفهوم اعتراف در زمینه ای کاملا جداگانه قرار می گیرد.اعتراف توسط مقامهای دولتی و اراکین قدرت وقتی معنی و ارزش دارد که ان دولت راهکار های پارادایمی اش بر اساس پرنسیبهای بزرگ اخلاقی و انسانی و تعهد به رعایت حقوق بشریت بنا گذاشته شده باشد که یک چنین نمونه ای در کل جهان وجود ندارد.اگر ما روند کار دولتها را از چنین چوکاتی بیرون سازیم در شرایط امروزی هیچ دولتی و دولتمداری مشروعیت این ماموریت را ندارند.وقتی فساد و خیانت سیستماتیک و پلان شده لازمه میکانیسم کارکرد دولتها باشد درانصورت چنین اعترافاتی هیچ دردی را دوا نمیکند.
امروز مفاسد و انواع بیشمار خیانت انچنان عالمگیر و واگیر شده است که حساسیت دولتها و مردم در برابر انها کم شده است و همه این مفاسد به امور عادی تبدیل شده است.از بس تکراری و همه جایی شده اند مردم نسبت به انها بی تفاوت و بی پروا شده اند.فکر میکنند همه این مفاسد و خیانتها برای دولت داری مشروع و مجاز دانسته میشود.مردم اهسته اهسته اینها را به اسانی تحمل میکنند و با غفلت عمدی ازان می گذرند.این فساد انقدر نهادینه و واگیر گشته است که بقای نسل انسان را تهدید میکند.امریکاییان ،دولتمردان و سخنگویان شان همه روزه با زبان تلطیف شده به جنایات خود شان انگونه اعتراف میکنند که ما ها هیچگاه امکان کشف انها نداریم.چرا اینکار را می کنند؟برای اینکه حساسیت مردم را در برابر خود کمتر سازند و چهره انسانی از خود تصویر نمایند.مردم را تسلیت بدهند و عقلانیت و حساسیتهای شان را کم کنند.اینکار یک اثر روانی عمیق در ذهنیت مردم می گذارد.اعتراف میکنند تا زمینه جنایتهای بیشتر و هولناکتر را مساعد سازند.اعتراف میکنند تا هرروزه انرا تکرار کنند.بقدری تکرار کنند که اراده مردم علیه این جنایات را زایل گردانند و انها را در اصلاح امور ناامید گردانند.جنایت و فساد امروز لازمه میکانیسم این دولتها شده است.مردم نیز برای ارامش اعصاب و دماغ شان انها را فراموش میکنند و نادیده میگیرند.اگر ما همه افشاگری های ویکی لیکس  را در مورد عملکرد دولت امریکا و هم پیمانانش جدی و اغماض ناپذیر بدانیم چنانچه دیدن و اگاهی یافتن به هریک ازین جنایات که اشوبگر روان و اشفته کننده وجدان انسانیست و مشاهده انها هفت اندام ادم را می لرزاند نادیده نگیریم برای اصلاح انها باید گل و خمیر امریکا را تبدیل نمود.بقول حافظ عالمی دیگر بباید ساخت وزنو ادمی.اعترافات از نوع اعتراف اصف خان برای عادی سازی و تکرار این جنایتهاست نه برای اصلاح انها.دولتمردان با این اعترافات میخواهند مردم و مخاطبان خود شان را اموزش بردباری و تغافل و سهل انگاری بدهند.وقتی مردم افغانستان و بعضی از رسانه ها از زمامداران دوره جمهوریت میخواهند بیایند و به خطا های شان اعتراف نمایند قابل درک نیست که این اعترافات چه دردی را دوا خواهد کرد غیر ازینکه مردم زمینگیر شده و مستاصل را بیشتر به غفلت ببرند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا