



![]()
در این روزها، ما به آستانهی دو رخداد بزرگ و سرنوشتساز از تاریخ پررنج و افتخار این سرزمین میرسیم؛ دو روزی که هرچند تقویم آنها تنها ۲۴ ساعت از یکدیگر فاصله دارد، اما فاصلهی معنوی، اخلاقی و سیاسی آنها، به گسترهی نسلهاست۷ ثور؛ روز آغاز شومترین فاجعه ملی و ۸ ثور؛ روزی که میتوانست طلوع نجات باشد، اگر…هفتم ثور ۱۳۵۷، روزی بود که در آن مزدوران داخلی با تکیه بر سلاح بیگانه و حمایت اتحاد جماهیر شوروی، دست به کودتایی زدند که نهتنها حکومت، بلکه شرف، استقلال و باورهای این ملت را آماج آتش و خون قرار داد. کودتای خلق و پرچم، سرآغاز قرن سیاه اسارت، تباهی، هجرت و شهادت میلیونها فرزند این آب و خاک بود.در آن روز نحس، «دولت» سقوط نکرد؛ «ملت» در خون نشست. و در برابر، دروازههای اشغال، ارتداد، الحاد و تفرقه باز شد. بیگانگان آمدند و وطن ما را به میدان رقابتهای ایدئولوژیک و نیابتی تبدیل کردند. هر وجب از این خاک، با خون شهیدان و اشک یتیمان درآمیخت. اما ملت ما تسلیم نشد؛ برخاست، جهاد کرد، مقاومت ورزید و تاریخ ساخت.هشتم ثور ۱۳۷۱ اما، روزی بود که باید «ثمرهی جهاد» در قالب حکومت اسلامیِ مستقل، مردمی و فراگیر به ثمر مینشست؛ اما افسوس، بذر مجاهدت در مزرعهی نفاق و تفرقه به آفت گرفتار شد.بر اثر غفلت برخی رهبران، نفوذ دشمن، بیبصیرتی سیاسی، و خیانتهای فکری، ملت ما از یک کابوس رهایی نیافت، بلکه وارد کلاف پیچیدهی جدیدی شد که تا امروز همچنان ملت ما را میسوزاند.
۷ ثور به ما آموخت که بیگانگان با چهرههای داخلی، چگونه ریشهی استقلال و دین را هدف میگیرند؛۸ ثور به ما هشدار داد که اگر پس از پیروزی، عقلانیت، وحدت و زعامت سالم نداشته باشیم، هر پیروزی به مقدمهی فاجعهای تازه تبدیل خواهد شد.از ازدواج شوم این دو تاریخ، کودکان نامشروعی زاده شدند: قومگرایی، رهبرپرستی، جنگ داخلی، فساد گسترده، وابستگی، اشغال مجدد و در نهایت بازگشت استعمار نو. ما دیدیم که چگونه غربیها از قهرمانان دیروز، هیولاهای امروز ساختند؛ چگونه مجاهدین را جنگسالار نامیدند و ملت ما را در منجلاب هویتزدایی، فرهنگستیزی و وابستگی غرق کردند.
در ۲۰۰۱، همان نسخهی ببرک کارمل اینبار در جامهی بن و با نام حامد کرزی و اشرف غنی، بر ملت ما تحمیل شد. باز هم فریب صلح و بازسازی؛ باز هم اشغال، باز هم هراسافکنی. اما ملت ما زنده ماند؛ مقاومت کرد و ایستاد.
فراموش نکنید؛ تاریخ، تکرار میشود، اما برای آنان که ندانند، نخوانند و نیندیشند.اگر از ۷ ثور نیاموزیم که وابستگی یعنی مرگ؛و اگر از ۸ ثور نیاموزیم که بیبصیرتی یعنی انهدام،باز هم بازیگران گذشته، اینبار در نقابی نو، با نامهایی تازه، بر ما چیره خواهند شد.در فرجام، این صدا را تاریخ ثبت خواهد کرد:ما از ۷ ثور، طوفان را شناختیم؛ما از ۸ ثور، سراب پیروزی بیحکمت را آموختیم؛ و امروز، ما میخواهیم ملت شویم؛ نه طعمهی دوبارهی توطئهها.ما خواهان نظامی ایمانی به واقع کلمه، مشارکتی مردم سالار اسلامی ، مردمی و عدالتمحوریم ، که همه وارثین شهدا برادر وبرابر از شمال تا جنوب از جنوب تا غرب همه و همه در اینه قدم نمایی نظام خویش را دریابند به امید بیداری ملت، عبرتگیری رهبران، و ظهور مجدد اسلام به عنوان پرچم نجات این سرزمین

وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید