گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » شعـــارهــای کــاریـــکـــاتـــوریـــی تـــغییـــرنـــظام درافــــغانســـتـــان!
شعـــارهــای کــاریـــکـــاتـــوریـــی      تـــغییـــرنـــظام درافــــغانســـتـــان!

شعـــارهــای کــاریـــکـــاتـــوریـــی تـــغییـــرنـــظام درافــــغانســـتـــان!

forotan News 19

پیوسته به گذشته بخش یکصدوپنجاه ودوم

روزگار، روزگار خوبی است شب وروزفحش میدهیم که چرا چنین شده ویا چنان میشود ؟  زود باشید  که  بورژوازیی لبرال با ارتجاع مذهبی و همه نیروهای که دغدغه قدرت و ثروت را دردل می پرورانند عقد عروسی  بسته اند !اما جالب است که هریکی ازدسته ها و و انجمن های چند نفره هم که هستندپیشنهادتغییرنظام میدهند وخواسته ها وآرزو های خودرا درکاغذ پرانی ازتغییر نظام به هوا پرتاب میکنند

دولت ملت کارتون

اصلأ از سرانگشتان شان پیداست که این آقایون معتاد ثروت اند واز چندین سال بدینسو آخرین قطرات ارزشهای فرهنگی و ملی را نیز به باد فنا داده اند . با تأسف باید گفت که هستند  عده ای ازشبه روشنفکران این طائیفه برخلاف عرف قدیم و باستانی که شهروندان را برای رسیدن به اهداف والای فکری و اعتقادی خویش همراه با دیگر هم فکران و اندیشمندان دست به تأسیس  نهاد های مدنی و حقوقی از قبیل احزاب و سازمان های اجتماعی سیاسی  و از تربیون یک حزب سیاسی و نهضت اجتماعی  برای تحقق  اهداف مشروع  سیاسی و فرهنگی بهره می بردند ،  تشکیل احزاب و نهاد های مدنی را همچون گاؤ های شیری برای دوشیدن توده ها بصورت کاذب و مافیائی بوجود می آورند . مثلأ شما نگاه کنید آقایون انورالحق احدی و  صدیق خان پتمن ونویسنده کتاب جنجالی  سقاوی دوم  از شبه روشنفکران همین طائیفه ای ازمافیا بدون ارائیه یک اجندای روشن اعتقادی  با تیم تحؤل و تداؤم برهبریی محمد اشرف غنی احمد زی پیوسته بود ند و ستاد انتخاباتی تحؤل وتداؤم نیز که جاسوسان معلوم الحالی همچون محمد حنیف اتمر یکی از جانبازان جنگ جلال آباد و کارمند بلند رتبه خدمات اطلاعات دولتی رژیم کارمل و نجیب و دیگر مهره ها  در آن پرسه میزدند از تازه واردان به ستاد انتخاباتی تحؤل و تداؤم یعنی انورالحق احدی – صدیق خان پتمن و محمد اسمعیل یون برای اعلانات انتخاباتی بهره ای اعظمی بردند

نباید تعجب کرد که چرا این آقای صدیق خان پتمن یکی ازمریدان سینه چاک خانقاه قادریه که داشتن سابقه با داماد درگاه قادریه یعنی همان انور الحق احدی دامت برکاته  بحیث یک وثیقه معتبر استفاده میکند و به معامله میگذارند  بروز روشن انگیزه یکجا شدن با تیم تحؤل و تداؤم را به زبان شرین خود  اینگونه بیان میکند 

مسخره آمیز ترین برداشتی که این مریدخانقاه قادریه شریف “محاذ ملی و اسلامی افغانستان “ با صراحت کامل بیان داشت و یاهم بزعم وی به  پرسش مبنی برانگیزه  یکجا شدن وی و دوستان اش  با تیم تحؤل و تداؤم برهبریی محمد اشرف غنی برای همیشه نقطه پایان بگذراند با صراحت لهجه وبدون هرگونه سؤبرداشت چنانچه شنیدید فرمودند : که طوری تبلیغ می کنند که گویا اگر به شما وزارت را میدادند کاملأ راضی بودید ، وی با وقاحت شبه  روشنفکری  می فرمایند که من می گوئیم ، بلی ! من برای این پرسش جواب آری میگوئیم !اشرف غنی یک مردی بود که استاد پوهنتون بود و در خانه اش نشسته بود وی در دور گذشته انتخابات صدو هشتاد هزار رأی را از آن خود ساخته بود ، این مرتبه که رأی را برد و برنده اعلام شد این رأی از کیها بود ؟

اشرف غنی و تیم اش

 این من همراهش بودم و افراد مانند من همراهش بودند که برنده شد . … آیا وی که حکومت درست میکرد از ملائیکان بوجود می آورد ؟ وی که کاندید ریاست جمهوری شد و هر لحظه شعار می داد و چیغ میزد که ارگ نزدیک شد …..ارگ هم نزدیک شد وزارت هم نزدیک شد ارگ با وزارت وابسته است ! تو که به ارگ داخل میشوی ….ببینید کسی که با تیم خود وفا نه کند این حرف را بخاطری به صراحت میگویم که این پرسش اصلأ دیگر مطرح نه شود …ببینید من وتو رفیق راه هستیم و شرکای تجارت و تو در راه جیبم را بزنی آیا دیگر من باتو به یک راه خواهم رفت ؟ ……خبرنگارشاه پور بختیار گرداننده میز گفت یعنی اینکه رئیس جمهور در راه کیسه بری کرده است ؟ !!! صدیق خان پتمن با صراحت گفت بلی  جیب  (کیسه ) ما را در راه زدند ، زیرا ما با خودت یکجا تلفات دادیم ، شهیدان داده ایم ..از همه مهمتر این که برنامه را باتو یکجا بردیم ، همین رئیس جمهور به تلفظ هم نه می فهمید شما در کمپاین های انتخاباتی نه دیده بودید ؟ همین اکنون با دو زبان حرف زده نه میتواند ، این کار کی ها بود ؟ نوشته ها را چه کسی میکرد و برنامه را چه کسی می ساخت ؟…..این سخنانی که برای ملت میگفتیم چه کسی انجام میداد ، این ملائیک بودند یا ما ؟ این نماز نیست که من انجام می دهم و از خدا بهشت می طلبم این زکات و رفتن به حج نیست که ما برای بهشت خدا انجام می دهیم این تعامل و معامله سیاسی در این دنیا است که در تمامی جهان نیز رواج دارد . بگذریم از این تقسیم بندی های عبادی وسیاسی جناب صدیق خان که قصه دراز دارد ، درد ناک ترین ودر عین حال مسخره ترین برداشت فتوی گونه ای که داماد خانقأ ه طریقت حضرت انورالحق خان احدی فرمود و تمامی کسانی که خواستار تغییر نظام اند بر فدرالیسم و تجزیه طلبی متم ساختند .

اما حکایت تغییرکاریکاتوریی  نظام حاکم بر افغانستان پایان نه یافت بلکه با هرمناسبت و پیش زمینه ای هواداران سنتی نظام دیکتاتوری سعی نمودند تا هواداران  تغییر نظام حاکم حکایت تغییر نظام را بر زبان نه آورند بنأ در یک روز سرد که شعله های گرم آفتاب بر خیمه لویه جرگه می تابید حضرت داماد خانقاه شریف طی یک خطبه غرأ مسأله تغییر نظام را با این ادبیات بیان فرمود :

اما غریو گریه های مکارانه  والاحضرت کرزی که قبلأ در یک معرکه زرگری با امریکا و ناتو بیان داشته بود این خطبه تغییر نظام از زبان حضرت احدی را نقش بر آب ساخت . آقای حامد خان کرزی چنانچه قبلأ به آن اشاره گردید در یک محفل مشابهی اینگونه گریسته بود

اما فتوای مذهبی و “سیأ “سی حضرت محمد اسمعیل یون نویسنده کتاب مقدس “د ویمه سقاوی” یا تیوریی سازیی و مانیفیست جنایت طالبان  که به روایتی در همان دوره نظام صد درصد اسلامی !! طلبای کرام برشته تحریر در آورده انددرمحفلی که دریکی از سماوارخانه های بغلی شبکه تلویزیونی مقدسه  ژوندون  به بهانه خروج ارتش سرخ از افغانستان برگزار کرده بود و اکثر در میان بازمانده گان طالبان که در کابل به سر میبرند سخنرانی ارشاد  می فرمود گفت :

جالب است که حضرت محمد اسمعیل یون دامت برکاته دین اسلام را مغائر با نظام مردم سالاری و نظام فدرالی دانیست و درحالیکه خود درزیر چتر ارتش سرخ به گفته خودش جهاد قلمی مینمود خود را بالاتر از هر فقیه و حتی احکام صریح قرآن کریم که می فرمایید وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ خود را بالاتر از آن می پندارد ، البته باید گفت که حضرت محمد اسمعیل یون دامت برکاته  هیچگونه قصوری در زمینه برداشت از اسلام و شریعت نداشته است زیرا وی در تمای دورانی که در کابل به سرمیبرد ماسوا از سنگسار و دست بریدن ها و به دارآویزان ها چیزی دیگری را ندیده است . و تازه آنگاه که مانیفست “دوهمه سقاوی” را نگاشت جنگجویان  طالب  فرصت نه یافتند و یاهم نتوانیستند به جز کوچ دادن های از مردم شمالی و تاک سوزی های سرزمین سبز شمالی بر تمامی مفرادات آن عمل کنند .

رجزخوانان تغییرنظام سیاسی ازمتمرکزبه مشارکتی !

چنانچه در مبحث هوادران سراپاقرص نظام سنتی سلطانی اشاره نمودیم در یک روز سرد که شعله های گرم آفتاب بر خیمه لویه جرگه می تابید برخی از تاجران و دلالان ورشکسته شده ء مافیای حاکم شبه مذهبی و ” سیأ ” سی  به بهانه ۲۶ دلو روز خروج ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سابق گرد هم آمدند و سخن از اصلاحات و تغییر نظام از” ریأ” ستی کنونی به پارلمانی زدندtasweer e shorai sobat wa harasat

این سخنان را در حالی بیان میفرمودند که برخی از سخنرانان همین داعیه آنگاه که چشمه های دالر نه خشکیده بود و خود را سهیم و شریک در قدرت می دانیستند بر بیان فضائل نظام “ریأ “ستی نیز فخر فروشی می کردند  درحالیکه اصلأ نه میدانیستند که فرق ابتدائی میان نظام “ریأ” ستی و پارلمانی چیست و چگونه میتوان آنرا با هم تفکیک کرد ؟ و هیچکسی نه میتواند نظام حاکم بر سرنوشت مردم بینوای افغانستان را تعریف درست کنند و آنرا با هریکی از نظام های مروج در جهان وافغانستان  و یاهم با دیکتاتوری های که از سوی استعمار شرق و غرب مقائیسه نمایند . و غالبأ همین ابهام هویتی نظام حاکم  سبب شده تا بزرگترین اهرم های قدرت مانند رئیس حکومت وحدت ملی افغانستان و یاهم رئیس اجرائیه  این دولت متبرکه مافیائی از شناخت آن اظهار عجز کنند .

مسخره ترین تحلیلی که بحیث برهان قاطع مجعول و مجهول از سوی امرالله خان صالح گارد زنده یاد احمد شاه مسعود قهرمان ملی افغانستان بوده که از فهم انگلیسی کوچه وبازار نیز بهره مند بود و اصلأ و لزومأ شخص ظابط صالح نه میداند که چه می فرمایند وچه باید بگویند و چگونه باید سخن آغاز کند. وی سخنان را که تصور میکرد میتواند یک مثال عینی را برای اثبات فرضیه ها بیان داشته باشد گفت : تغییر نظام به معنای تجزیه افغانستان نیست برای اثبات این حقیقت به مثال ناحیه ای ازشهرداریی کابل اشاره نمود وگفت که در کابل مثلأ یک ناحیه نمونه از پاکی ، پیشرفت از نبود جرم از مدیریت درست نداریم ، بخاطری چه که آمرین حوزه یا آمرین ازین ناحیه ها لائحه وظائف ندارند ، چرا ندارند بخاطریکه نظام شهرداری و شاروالی به حدی متمرکز است که به هیچ کسی صلاحیت نه می دهند پس نه تنها ما نیاز به بازنگریی  تمامی مقرره ها و قوانین خود از پائین به بالا داریم بلکه از بالا به پائین هم داریم به این خاطر مه امیدوار هستم که بحث تغییر قانون را مابه بحث شق جامعه تبدیل نکنیم . وقتی ظابط صاحب صالح که تاهنوز هم از نام قهرمان ملی ارتزاق میشود به سخنانش پایان داد همه آنانیکه در صحن سالون نشسته بودند فاژه کشیدند و اصلأ نه دانیستند که امرالله خان صالح چه فرمودند و روایت کردند . اما یکی از فاژه کننده گان درحالیکه فاژه میکشید و سخنان چندی قبل  جنرال عطا محمد خان نور متولی روضه شریف که برای بر هم زدن گفتگوها با رئیس غنی حاکم ارگ ایراد فرموده بودند به یاد آورد که می گفت :

به  هرصورت از ین حرفها بسیار داشتیم هرچند این قلم بارها بدان اشاره نموده و به عرض رسانده ام یکی از دردهای اصلی جامعه بخون آغشته  ما در این است که با فقدان عدالت عمومی و مشروعیت سیاسی با گذشت بیش از پانزده سال آرام ، آرام بسوی گردابی از نابودی به پیش میرویم این بیماری را نه میتوان با تغییر نظام از ریأستی به پارلمانی و یا هم برعکس آن از پارلمانی به ریأستی معالجه کرد . آنچه در این زمینه بسیار اساسی اند این است که هریکی از شهروندان افغانستان را که در جغرافیای بنام افغانستان زندگی میکنند بدون هرگونه تبعیض بصورت مساویانه تحقیر و تذلیل ساخته اند . و امروز چنان تذلیل و تحقیر ساخته شده ایم که هریکی از مابه  کاسه گدائی رسیده   ایم و بر مفتخواری و ذلت افتخار و مباهات میکنیم . تا آنگاه که سلول سلول وجود مان در برابر غرائزی از ثروت ، قدرت و شهرت و صد ها غرائز دیگری واکسینه نه شویم و برمفتخواری و صدقات این دنیای طماع فخر و مباهات کنیم در گرادابی ازاین فاجعه خونین غرق باقی خواهیم ماند .

Edama Darad

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا