گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » انتــخابـات درافـغـــانسـتـان واقـعــأ رسالت ملی یا پروژه استخباراتی؟
انتــخابـات درافـغـــانسـتـان واقـعــأ  رسالت ملی یا پروژه استخباراتی؟

انتــخابـات درافـغـــانسـتـان واقـعــأ رسالت ملی یا پروژه استخباراتی؟

درگرماگرم دروغ سازیها وبکارافتادن ماشین مسخ و تحریف ارزشها که هدف اش بدنام کردن ارزشعای متعالی انسانی و ریشه کن کردن جوهر یک عصیان مقدس ” نه “ گفتن در میان نسل پرخاشگر کنونی در افغانستان است ، استعمار با شیوه اعتیاد برزندگی روزمره ، پروژه ء انجام انتخابات آزاد ، شفاف و عادلانه در افغانستان را نسخه التیام درد های میخوانند که انسان باشنده ای جغرافیای بنام افغانستان  در مسیر حرکت خونین  چندین دهه جنگ وخونریزی با خود حمل میکند . بدون شک انسان معتاد بر زندگی روزمره نخستین چیزی را که با دستان خود منهدم میکند و از دست میدهد ” عصیان “ است .آری !

عصیانی که به قول ژان پل سارتر فیلسوف معروف فرانسه انسان را شبیه خداوندمی سازدبصورت ناخواسته درپاهای یک رتبه ویک خانه ویا یک موترضدگلوله فدامیکند.واقیعت این است کسی که مزهءلذت عصیان” نه “ گفتن راومزه لذت آزاد بودن واستقلال راومزه لذت آگاهی وخِرد را چشیده باشد باهیچ قیمتی ودربرابرهروعده ای سرخرمن عوضش نه میکند.!

میگویند وقتی درصحنه حق وباطل نیستی ، وقتی شاهدعصرخودت نبوده ای هرکجا که می خواهی باش و آزادی واختیاراست که مسؤلیت را درانسان و جامعه پدید می آورد ،انسان مسؤل وآزاده باید زندگی فردی و اجتماعی اش رابردواصل منفی استوارکند تا بر دواصل مثبت پایدار بماند ، نداشته باشد تا برای حفظ اش محافظه کارنشود ، نخواهد تا برای کسبش نلغزد و ضعف نشان ندهد. اما چه شده که این ویروس اعتیاد برزندگی روزمره نه تنها عوام الناس ما بلکه بر تنه های تنومند اما مجروح قشر آگاه وبسیاری ازشبه روشنفکران  این جامعه نیزچسپیده وسرایت کرده است ؟ بدون شک فقدان ” خود آگاهی انسانی”  و شناخت پویا و بروز شده ازمیتود های نفوذ استعمار نوین سبب گردیده  تا دُچار یک سرگیچه ملی شده و اصلأ متوجه نشویم که ما درکدام مرحله ای از تاریخ قرار داریم و چه مقدار فرصت ها را از دست داده ایم و چه لذت های ارزشمند در زندگی  بوده که ما به عنوان یک قوم بدست نیاورده ایم ؟ این همه بخاطر این است که ما در لجن زندگی تحقیر آمیزروزمره  همه روزه نمائیش های مسخره آمیز اما شبه ارزشها را تماشا میکنیم . نجوا های برگزاریی انتخابات آزاد ،شفاف و عادلانه در افغانستان بخشی از این نمائیش مسخره آمیز است که از مرید تا مرشد در این جامعه تحقیر شده پذیرفته اند که انجام و اجرای “انتخابات آزاد و عادلانه!! ” یگانه راه حل و تنها داروی التیام درد های تاریخی جامعه جنگزده افغانستان است وبس !  وقتی سخنان یک مرشد تازه ظهورکرده در تالار نمائیش این کمیدی را می بینی  و می شنوی که در آن چگونه اجرأ و انجام  انتخابات آزاد ، شفاف و عادلانه در افغانستان جنگزده را نسخه تک و پطره برای نجات نسل معاصر می خوانند

با خود می گوئی که عجب ! اینها چه حقه بازهای زرنگی اند که در معرکه آزادی و تعیین سرنوشت مسالمت آمیز انسان باشنده ء قلمروی بنام افغانستان اجرأو  انجام انتخابات آزاد ، شفاف و عادلانه در افغانستان را نخستین اولویت ملی و رسالت انسانی میشمارد در حالیکه ما در عصری و در جغرافیای  زندگی میکنیم که انسان را چنان نیازمند و محتاجی ساخته اند که تمام وجود اش کاسه گدایی است وبرای تأمین زندگی روزمره در پاهای  دلالان مافیائی حاکم  سرخم میکنند . دانشمندی گفته است هرکس به اندازه ایمانی که بر خود احساس میکند “ارزش ” دارد اکنون درپرتو این معادله باید  ببینیم و اندازه گیری کنیم که استعمار نوین جهانی با نمائیش وبرپا ساختن  چنین کمیدی های  سرگیچ کننده ما را به عنوان یک ملت آزاد و یک قوم مفتخر بر داشتن تمدن و فرهنگ چند هزارساله در تاریخ بشرچه مقداروچه گونه  تحقیر کرده اند ؟

زیرا می بینیم برخلاف مقتضای یک زندگی  مردم سالارانسانی  امکانات و قدرت خود ما را نیز از ما پنهان میدارند و نسبت به آن چنان متنفر ساخته اند که سراپای وجود مان عجز است و نفرت ! و در تصؤر ما نیز نه میگنجد که عُرضه ء انجام کوچکترین کاری را داشته ایم این مقدار نسبت به شخصیت خود ما بی ایمان ایم و کوچک ! فریب کلمات و اصطلاحات را نباید خورد ، آزادی واقعی ی هرشهروند افغانستان را باید ملاک دموکراسی و مردم سالاری دانیست این امرزمانی ممکن است که بربستر تاریخی جغرافیه ای بنام افغانستان بیش ازهمه به اجرای عدالت اقتصادی درجامعه محروم افغانستان تأکید بعمل آید 

بدبختی همه ما این است که نه میتوانیم تشخیص دهیم به عنوان یک جامعه جنگزده و یک نسل بخواب برده شده  که سالهاست در حوزه تعیین سرنوشت  کشور  شاهد برپائی سرکس خونین بنام  انتخابات  بوده ایم و بادر د ودریغ که می بینیم این کمیدیی مصنوعی هیچگونه اثرمثبتی  بر تغییر در سرنوشت راستین جامعه ما به بار نیاورده است و سالهاست که ارتباط این نسل ما را با گذشته پربار فرهنگی و تمدنی خود با شیوه هولناک « هیپنو پیدیای !Hypnopaedia» آنسوی آبها  که  مؤثرترین میتود تبلیغ خواب بالینی یا تکرارنا جویده و مسخ مفاهیم و اصطلاحات همچون انتخابات آزاد ،  دموکراسی – عدالت و مبارزه با فساد است بُریده اند . درچنین مؤقیعت و چنین شرائط اجتماعی این  کشور دعوت به ” انتخابات بخاطر انتخابات ” آیا خیانت نیست ؟

ما به عنوان هواداران مبارزه مسالمـت آمیزومـؤمـن بـراین اصــل قرآنـــی کــه ” وَ اَمرُهُم شُوری بَینَهُم ”  در این مقطعی ازتاریخ  وباورعمیق  برانجام انتخابات و دموکراسی واقعی در افغانستان  اکیدأ باورد داریم سر دادن هرگونه شعار انتخابات آزاد – عادلانه و شفاف  از این برج عاج  قدرت  مافیائی در افغانستان بویژه آنگاه که هزینه های بلند بالای  انتخاباتی در افغانستان از بودجه شبکه های استخباراتی پرداخته میشود  یک خیانت بزرگ و جنایت در برابرمفاهیم مسخ شده ای چون انسان – عدالت و دموکراسی راستین و متعهد  می شماریم . بنابر این هرعاملی که ذهن انسان ، آگاهی وشعور آدم را از نشانه گرفتن اولویت های اصلی جامعه  که همانا آزادی و خود آگاهی  انسان باشنده جامعه جنگزده و محروم افغانستان است منحرف سازد به مثابه پروژه خیانت ملی باید شناسائی شود  . البته گمان نرود که از نظر ما هرشعاری و هر هذیانی وازهر حنجره ای که بیرون آید حقیقت است ، هرگز ! به نظر ما و در زیرسقف مالی و استخباراتی بیگانه ها به هراسم و نامی که باشد تلاش برای قطع ارتباط فرد و اجتماع و ارتباط اجتماع با اجتماعات است . وسر دادن چنین شعار ها و دعوت مردم به  کمیدیی مشهور شارلاتان ها بنام انتخابات – آزاد و عادلانه و شفاف شبیه به انتخاب سردسته ای از دزدان سرگردنه است  که سردسته ای را به صورت آزاد وعادلانه برمیگزینند.!!!

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا