گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » اشغال راراندیم،تعصب رانیزبرانیم!
اشغال راراندیم،تعصب رانیزبرانیم!

اشغال راراندیم،تعصب رانیزبرانیم!

دیروز سنگر ما در برابر اشغال بود؛امروز سنگر ما در برابر تعصب، نفرت، تفرقه و جنگ ترکیبی و شناختی است.افغانستان امروز با یک آزمون بزرگ تاریخی روبه‌رو است؛ آزمونی که تنها در میدان سیاست وقدرت تعیین نمی‌شود، بلکه درذهن‌ها، زبان‌ها،رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و روابط میان مردم نیز جریان دارد.دیروزسنگر ما در برابراشغال بود؛امروزسنگرما در برابرتعصب، نفرت، تفرقه وجنگ شناختی وترکیبی است.اشغالگرخاک راهدف می‌گیرد؛اما تعصب، دل‌ها، اعتماد و پیوندهای یک ملت را هدف قرار می‌دهد.ازهمین‌رو،همان‌گونه که مردم افغانستان در برابر تجاوز و اشغال ازسرزمین خود دفاع کردند،امروزنیز نیازمند یک بسیج ملی فکری، اخلاقی واجتماعی برای دفاع ازوحدت،عدالت،کرامت انسانی وآینده مشترک افغانستان هستیم.قومیت، زبان، فرهنگ و پیشینه تاریخی، بخش‌هایی از هویت طبیعی و اجتماعی ما هستند؛ اما زمانی که هویت به ابزار برتری‌جویی، تحقیر، تبعیض و نفرت تبدیل شود، از یک سرمایه اجتماعی به یک تهدید ملی بدل می‌گردد.هیچ قوم، زبان، مذهب یا منطقه‌ای مالک انحصاری افغانستان نیست.افغانستان خانه مشترک همه ای افغان‌هاست و عزت آن در کرامت همه شهروندان، عدالت و همکاری مشترک نهفته است.تعصب ریشه‌های اندیشه را می‌خشکاند، روح مدارا را تضعیف می‌کند و جامعه را از مسیر برادری و عدالت دور می‌سازد. اگر اجازه دهیم نفرت و قوم‌گرایی افراطی در جامعه ریشه بدواند، بزرگ‌ترین سرمایه‌های افغانستان ــ اعتماد، همبستگی، دانش، شایسته‌سالاری و امید به آینده ــ آسیب خواهد دید.قومیت، زبان، فرهنگ و پیشینه تاریخی، بخش‌هایی از هویت طبیعی و اجتماعی ما هستند؛ اما زمانی که هویت به ابزار برتری‌جویی، تحقیر، تبعیض و نفرت تبدیل شود، از یک سرمایه اجتماعی به یک تهدید ملی بدل می‌گردد.هیچ قوم، زبان، مذهب یا منطقه‌ای مالک انحصاری افغانستان نیست.افغانستان خانه مشترک همه ای افغان‌هاست و عزت آن در کرامت همه شهروندان، عدالت و همکاری مشترک نهفته است.تعصب ریشه‌های اندیشه را می‌خشکاند، روح مدارا را تضعیف می‌کند و جامعه را از مسیر برادری و عدالت دور می‌سازد. اگر اجازه دهیم نفرت و قوم‌گرایی افراطی در جامعه ریشه بدواند، بزرگ‌ترین سرمایه‌های افغانستان ــ اعتماد، همبستگی، دانش، شایسته‌سالاری و امید به آینده ــ آسیب خواهد دید.جنگ امروز، جنگ بر سر ذهن‌هاست در عصر جنگ‌های ترکیبی و شناختی، شایعه، تحریف تاریخ، نفرت‌پراکنی، اطلاعات نادرست و تحریک احساسات می‌تواند جامعه را از درون فرسوده کند.هر سخن، نوشته و پیامی که بدون مسئولیت منتشر می‌شود، می‌تواند یا پل اعتماد بسازد یا دیوار تفرقه.پس دفاع از افغانستان امروز تنها دفاع از مرزهای جغرافیایی نیست؛ دفاع ازانسجام اجتماعی و مصونیت ذهنی جامعه نیز هست.در این میدان،همه مسئولیت داریم:عالمان،دانشگاهیان، فرهنگیان،رسانه‌ها،جوانان،نویسندگان،فعالان اجتماعی و هر شهروندی که سخنش بر افکار عمومی اثر می‌گذارد.

وحدت پایدار تنها با شعار ساخته نمی‌شود.وحدت زمانی ماندگار است که مردم در عمل، عدالت، فرصت برابر، احترام متقابل و شایسته‌سالاری را تجربه کنند.هیچ شهروندی نباید به دلیل قومیت، زبان، مذهب، منطقه یا وابستگی اجتماعی مورد تبعیض قرار گیرد.قانون برابر، فرصت برابر، مسئولیت برابر و کرامت برابر، پایه‌های اعتماد ملی و ثبات پایدار است.اسلام انسان را به عدالت، اصلاح، کرامت و پرهیز از ظلم و برتری‌جویی ناروا فرا می‌خواند. قوم و نژاد وسیله شناخت انسان‌هاست، نه معیار برتری آنان.از این‌رو، رسالت امروز عالمان دین و نخبگان فکری، تنها تبیین گذشته نیست؛ بلکه روشنگری، اصلاح اندیشه، مبارزه با جهل و نفرت و تقویت روحیه اخوت و عدالت نیز هست.این مبارزه، مبارزه‌ای فکری و اخلاقی است؛نه انتقام، نه خشونت و نه نفرت متقابل.زیرا اگر برای مبارزه با تعصب، خود گرفتار تعصب شویم، با آتش به جنگ آتش رفته‌ایم.اکنون زمان آن است که ازشعار عبورکنیم ویک طرح راهبردی اسلام حقیقی برای همگرایی اجتماعی ومقابله با تعصب ونفرت تدوین وعملی سازیم؛ طرحی که بتواند ازسطح گفتاربه برنامه وازبرنامه به عمل برسد.محورهای این نقشه راه می‌تواند چنین باشد
افغانستان با حذف یکدیگر ساخته نمی‌شود؛با برادری، عدالت، شایسته‌سالاری و همدلی ساخته می‌شود.ما قومی هستیم که الله ما را به وسیلهٔ اسلام عزت بخشیده است؛ پس هرگاه عزت را در غیر اسلام جست‌وجو کنیم، الله ما را ذلیل خواهد کرد.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا