

در یکی از صفحات مدیایی روزی روی خیانت های تکیه دار محقق بحث جریان داشت ، ناگهان خانم از طرف داران محقق با نهایت ادب واحترام خواست از محقق دفاع نماید ، وی نوشت :پدرم در یکی مدارس اهل تشيع در ایران استاد بود و حکایت داشت هرگاه از مسجد بیرون میشد محقق خیلی جوان غریب،در مقابل مسجد با سبد (توکری) که در آن انگشتر فیروزه و مهره ها راگذاشته بود مصروف کار وغریبی بود ولی از آن مقام فقر به رهبریت بخش مذهبی اقوام شریف هزاره تبارز کرد .با این پیشوند بیوگرافی آقای محقق باید پیش بینمیبود که از سطح دست فروشی به وطن فروشی و صدها جنایات واستفاده مادی از نام جهاد و مبارزه نباید تعجب نمود .
بعد انکه طالبان در مقابل مربی های پاکستانی به قیام برخاستند ، همان پاکستان لعنتی با عادت زشت خود در پی دسیسه تفرقه، اینبار مخالفین طالبان یعنی حکومت مرکزی را دعوت نموده تا آنهارا مثل همیش در مقابل حکومت های مرکزی به قیام و شورش مامور سازد.در دوسال گذشته استخبارات نظامی پاکستان چندین کنفرانس را میزبانی استخباراتی نمود که در آن چهره های منفور وزشت از وطن فروشان قدرت و چوکی پرست ضد طالب دارآن حضور یافتند.تاریخ گوها است که دست های دراز استخبارات پاکستان در طول 20 سال جمهوریت، هزاران جاسوس را در ادرات امنیتی و ملکی بالای حکومت های دست نشانده غربی ها تحمیل، بر مقامات بلند دولتی نمودند که از انجمله آقای محقق هم تا مقاممعاونیت ریاست جمهوری رسانده شد.محقق انسان از سطح اجتماعي و اقتصادی انگشتر فروش روی بازار یکباره به مقام معاونیت ریاست جمهوری یک کشور رسانده میشود.از این اله دست چه انتظار باید داشت آنهم
در همان روز های فرار اشرف غنی و جریان توافقات استخباراتی بازی گران سرنوشت افغانستان در دوحه آقای محقق با هیات از عناصر بی معرفت فاسد در سیاست رهسپار پاکستان شدند .آقای محقق هیچ درک نداشت که دعوت وزارت خارجه پاکستان در وقت تسلیم دهی ارگ به طالبان با گروهای در ظاهر مخالف طالب یک هدف داشت آنهم، فروپاشی نظام و دستگاهای امنیتی کشور با مصروف نگهداشتن سران گروها که امکان قیام و مقاومت از انها ممکن بود!پاکستان دقیق برنامه های چند جهتی داشت تا جنرال حمید فیض به هوتل سرینا وارگ ریاست جمهوری در اولین روز سقوط جمهوریت قدم گذاشت و پیاله چای را به رسم پیروزی “زهر مار” نمود.
اما نیروهای مبارز قلمی و جوانان مقاوم کشور با اسلحه و مقاومت ، مخالفت و روشنگری بر ضد حاکمیت پاکستان تا سرحد نمودند که لابیگران و خوش بینان طالب نیز بر مخالفین طالب پيوستند.حتی خود طالب بر ضد خود خلاف مربی خود در صف مخالفین پاکستان قد علم نمودند.پاکستان با همان گزینه دعوت اولین روز سقوط جمهوریت و مهمانان سست عنصر سیاسی آنوقت که آقای محقق درآن جمع بود، پاکستان تلاش برای رشد اختلافات بر ضد حکومت مرکزی یعنی حاکمیت طالب بعد چندین بار درگیری های نظامی در پوسته های خطوط فرضی دو طرف دیورند و بمباردمان کابل وشهر ها افغانستان اینکه با گزینه پولی شهزاده یعقوب و شاه شجاع از قوم شریف هزاره را برگزیدند و توسط محقق صدای پاکستان را از حنجره انگشتر فروش بدوران رسیده با زور دالر بیرون ساختند.محقق همان مرده است که در روی تخته با خط زرد سند دیورند را از جانب خود امضا نمود.اما این شرمندگی فردی هیچ نقش در سرنوشت سیاسی و اجتماعی کشور و ملت ندارد .
زیرا جواسیس تاریخی سلف محقق هم بار بار به پای انکلیس خم شدند ودر بدل حاکمیت ارگ وقدرت با گرفتن پول وطن را معامله کردند.قرارداد صد ساله دیورند با هند بریتانیایی در آغاز دهه 90 میلادی با درد ها ورنج ها ملت شریف افغانستان پایان یافت.در حالیکه آمریکا ادعای تسخیر گرینلند و کوبا را دارد ، روسیه جزیره کرمه و خاک های اوکراین و گروگین را در تصرف خود میآورد، اسرائیل پا از گیلم فرا تر گذاشته در پی تسخیر شرق اوسط چشم سفیدی و دیده درآیی جهانی دارد .آنهم که محقق برای بدست آوردن اهداف ایران در سوریه خونهای جوانان افغانستان را زیر بیرق فاطمیون در پای صهیونیستان ریخت و درآن تجارت پول بدست آورد.این منطق رسمیت دهی دیورند بر پاکستان آنهم در زادگاه خودش چه خیانت بر مادر وطن یعنی لکه بر دامن پاک مادر، چیز بیش نیست.
تاریخ شاهد این حماسه و پیروزی ملت غیور افغانستان در طول اشغال و تجاوزات بار دیگر خواهد بود.قضيه دیورند طولانی ترین دور اشغال افغانستان است که شکست اشغال هم سختر وبدتر از شکست انگلیس، شوروی و ناتو خواهد بود.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید