گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » بازتعریف گفتمان انسجام ملی !
بازتعریف گفتمان انسجام ملی !

بازتعریف گفتمان انسجام ملی !

مفهوم انسجام ملی در افغانستان، به‌دلیل بحران‌های تاریخی هویت، اقتصاد وابسته و سیاست‌های قوم‌محور، از سطح شعارهای اخلاقی فراتر نرفته است. این مقاله با تکیه بر گفتمان امت اسلامی در اندیشه سید جمال‌الدین افغان، به بازتعریف عناصر راهبردی وحدت ملی در بستر تحولات ژیوپولتیکی و اقتصادی می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که تنها در چارچوب امت اسلامی است که وحدت ملی افغانستان می‌تواند از مرحله ارمان‌گرایی به سطح سیاست و نهاد برسد.افغانستان در موقعیتی قرار دارد که فروپاشی هویت جمعی، منافع ملی و اعتماد عمومی، بزرگ‌ترین چالش ان به‌شمار می‌رود. در چنین وضعیتی، بازگشت به گفتمان امت اسلامی به‌مثابه چارچوبی تمدنی، می‌تواند زمینه‌ی وحدت واقعی را فراهم آورد.سید جمال‌الدین افغان، در قرن نوزدهم، با طرح نظریه‌ی امت واحده، راه رهایی ملت‌های مسلمان را در پیوند عقل، ایمان، عدالت و استقلال می‌دانست. او بر این باور بود که تفرقه میان مسلمانان، ابزار سلطه‌ی استعمار و عامل زوال تمدن اسلامی است.بر پایه‌ی این دیدگاه، انسجام ملی افغانستان نه صرفا یک ضرورت داخلی، بلکه بخشی از ماموریت تاریخی امت اسلامی در برابر استعمار و وابستگی است.
گرچه در دهه‌های اخیر، نهادها و حرکت‌هایی با شعار (همگرایی و انسجام ملی) ظهور کرده‌اند، اما گفتمان وحدت هنوز به‌سطح سیاست‌گذاری نرسیده است. این گفتمان در بیشتر موارد:از چارچوب تمدنی و ایمانی تهی است؛فاقد پیوند میان ارزش‌های اخلاقی و منافع مادی ملت است؛در ساختارهای اقتصادی و سیاسی بی‌عدالتی بازتاب نمی‌یابد.در نتیجه، وحدت در افغانستان بیشتر به‌عنوان ارزو مطرح است تا به‌عنوان یک پروژه‌ی عینی و راهبردی.در اندیشه سید جمال‌الدین، این گسست زمانی درمان می‌شود که (دولت و ملت بر اساس ایمان و عدالت) بازتعریف گردند.
در منطق سید جمال، منافع ملی جزیی از منافع کلان امت است. استقلال واقعی هنگامی تحقق می‌یابد که ملت‌ها از وابستگی فکری، اقتصادی و سیاسی به قدرت‌های استعماری رها شوند.افغانستان، اگر منافع ملی خود را در محور بیداری امت اسلامی و همکاری منطقه‌ای تعریف کند، از چرخه‌ی رقابت‌های نیابتی خارج شده و به مرکز همگرایی امت بدل خواهد شد.
مشروعیت در امت اسلامی بر پایه عدالت و خدمت به مردم استوار است، نه بر محور قوم، قبیله یا سلطه نظامی.دولت عادل، در نگاه سید جمال، بازتاب ایمان در سیاست است. از این‌رو، هرگونه نظام سیاسی فاقد عدالت و شفافیت، بنیان انسجام ملی را تضعیف می‌کند.
اقتصاد، ستون عزت امت است. سید جمال هشدار می‌داد که وابستگی اقتصادی، امت را به بندگی فکری می‌کشاند.افغانستان باید با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی (منابع طبیعی،  زراعت، و موقعیت ترانزیتی) اقتصاد خود را از دایره کمک‌های خارجی به مدار خوداتکایی منتقل کند.اقتصاد ملی زمانی نقش انسجام‌ افرین می‌یابد که منبع عدالت اجتماعی و همبستگی قومی گردد.
گفت‌وگوی واقعی میان اقوام و نخبگان زمانی ثمربخش است که در چارچوب (امت اسلامی) صورت گیرد. شوراهای فکری و اتاق‌های اندیشه امت‌محور می‌توانند جایگزین گفت‌وگوهای قومی و حزبی شوند و مبنای (خرد جمعی امت) را شکل دهند.افغانستان باید جایگاه خویش را در تاریخ تمدن اسلامی بازیابد؛سرزمینی که مهد علم، عرفان، جهاد و مقاومت بوده است.بازخوانی این روایت، زمینه‌ی پیوند فرهنگی اقوام را فراهم می‌سازد و وحدت ملی را بر محور عزت تمدنی، نه تعصبات محلی، استوار می‌سازدانسجام ملی افغانستان بدون پیوند با گفتمان امت اسلامی، به سطحی از همبستگی مقطعی محدود می‌ماند.در حالی‌که در اندیشه سید جمال‌الدین افغان، وحدت ملی بخشی از پروژه‌ی تمدنی امت اسلامی است؛ پروژه‌ای که عدالت، اقتصاد مستقل، و بیداری فکری را در محور ایمان و خرد جمعی امت می‌نشاند.اگر منافع ملی افغانستان درچارچوب استقلال امت اسلامی تعریف گردد ونهادهای فکری و اقتصادی براساس عدالت بازسازی شوند، انگاه وحدت ملی از شعار به واقعیت بدل خواهد شد.به تعبیرسید جمال‌الدین:اسلام اگربا عقل وعدالت همراه شود، امت را متحد می‌سازد و وطن را عزیز.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا