گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » آیاپاکستان خانه دوم ما است ؟
آیاپاکستان خانه دوم ما است ؟

آیاپاکستان خانه دوم ما است ؟

ماه اگست سال ۲۰۰۱  م بود که برادر عزیز ، مبارز ، مجاهد و دانشمند گرامی ام مرحوم  مولانا  مصطفی ( صدیق الله ) فدائی  ، سابق ملا امام مسجد مبارک افغانها در شهر مونشن – آلمان  و یکی از بنیانگذاران مساجد اسلامی در آن شهر ، در صحن مرکز اسلامی شهر مونشن ( مسجد بزرگ برادران عرب ) مجلس بزرگی را  در زیر یک خیمه ء بزرگ دائر نمود .در این مجلس بزرگ که ده ها شخصیت سیاسی افغانستان از تمام جناح های سیاسی ( چپی ، ملیگرا ، جهادی و طرفداران طالب ها و افراد ملی و بیطرف ) اشتراک نموده بودند .این نشست بزرگ و فراگیر ملی که زیر عنوان ( گفتگوی بین الافغانی – مونشن ) دائر گردید ، واقعاً در  سطح نشست ها و‌مجالس بین الافغانی تا به امروز بسیار متنوع و بی مثال ماند و تکرار نگردید !در این نشست سه روزه ( جمعه ، شنبه و‌یکشنبه )  که گردانندگی آن را مرحوم مولانا مصطفی( صدیق الله )  فدایی بعهده داشت ، واقعاً یکی از مجالس تاریخی و‌بسیار خاطره ای افغانها در خارج کشور بود .( آن مرحوم  مغفور در شهر جلال آباد – ولایت ننگرهار در یک خانواده روحانی متولد گردیده و از سنین جوانی منحیث یک مبارز دینی و ملی عرض اندام کرده و در نخستین روز های آغاز جهاد ، در دفتر سیاسی جمعیت اسلامی افغانستان در پشاور به فعالیت آغاز نمود . مرحوم مولانا مصطفی جان فدایی به شش زبان بصورت تحریری و تقریری  کاملاً مسلط بود ( پشتو ، فارسی ، عربی ، اردو ، انگلیسی و آلمانی )  مرحوم مولانا صاحب گرامی دو سال قبل ( ۲۰۲۳ م )  به اثر مرض لاعلاج سرطان داعی اجل را لبیک گفته و به لقاء الله پیوست . انالله و اناالیه راجعون .در نشست مونشن مرحوم حضرت صبغت الله مجددی ، داکتر انوارالحق احدی ، انجنیر احمدشاه احمدزی ، استاد دلجوی حسینی، حجت الاسلام مصباح هراتی  و‌  چندین شخصیت دیگر سیاسی افغانستان که اسامی شان را فراموش نموده ام ، و ده ها شخصیت دیگر سیاسی از احزاب جهادی ، ملی و چپی  ، بصورت حضوری و تقریباً همه رهبران سیاسی و جهادی افغانستان مانند ( شهید استاد برهان الدین ربانی ، رئیس دولت مجاهدین ، انجنیر گلبدین حکمتیار ، استاد عبدالرب رسول سیاف ، مرحوم شیخ آیت الله محسنی ، استاد کریم خلیلی ، امیر اسماعیل خان ، وکیل احمد متوکل ( وزیر خارجه طالب ها از قندهار ) و دیگر رهبران و فرماندهان نامدار که متاسفانه نام هایشان یادم رفته ، بصورت غیر حضوری از طریق صحبت تیلفونی در این نشست تاریخی اشتراک نمودند !سخنان همه پیرامون بررسی وضعیت جاری افغانستان ( در آن زمان ) و راه حل و طریق برون رفت از آن بُن بست سیاسی – نظامی کشور بود  !در پایان سخنرانی هر شخصیت سیاسی ، اجازه طرح سوالات بصورت نوشتاری مساعد میگردید تا گرداننده آن را برای مهمان ( غایب که از طریق تیلفون وصل گردیده بود ) مطرح نماید .

زمانیکه نوبت سخنرانی آقای متوکل رسید ، او مانند همه رهبران طالب ها با غرور و تکبر با نفی همه گروه ها و شخصیت های سیاسی ، ملی و مذهبی  افغانستان فقط از خود گفت و از پیروزی های ( امارت اسلامی طالب ها ) و دست آورد هایشان و حاکمیت تک گروهی و تک قومی شان ! و لاغیر !نزد آقای متوکل مشکل مردم افغانستان از نظر رهبران قندهار نشین ( ملا عمر و حواریونش ) حل گردیده و « ساحه ء محدود مقاومت ملی در شمال و شمالشرق کشور » نیز در حال «حل» گردیدن بود !زمانیکه نوبت سوال و جواب شد ، بنده از جایم بلند شده و از مرحوم مولانا صاحب مصطفی جان فدایی خواستم تا اجازه بدهد خودم از طریق تیلفون سوالم را مطرح نمایم ! ابتدا آقای وکیل احمد متوکل  موافقت نمی کرد ، اما بنابر اصرار مرحوم مولانا صاحب فدایی ، بالاخره قبول کرد که بنده خودم سوالم را مطرح نمایم .بنده از آقای متوکل سوال نمودم که شماگفتید حرکت شما ( حرکت امارت اسلامی افغانستان ) بر همه افغانستان حاکم هستید ! اما زمانیکه جنگ نیروهای امیر اسماعیل ، والی نامدار هرات در شهر لشکرگاه ( ولایت هلمند ) بر علیه شما جریان داشت و احتمال سقوط هلمند و پیروزی نیروهای اسماعیل خان بر شما حتی در قندهار ( مرکز امارت تان ) مسلم گردیده بود ، علمای پاکستان و مسئولین مدارس پاکستانی نفیر عام نمودند و با تعطیل همه مدارس دینی و اعلام فرضیت « جهاد » در افغانستان ، هزاران هزار  گویا ( طالب  های پاکستانی)  را برای کمک و حمایت نظامی به افغانستان گسیل داشتند تا قندهار سقوط نه نماید !سوال اینست که شما منحیث یک عالم دین و یک هموطن افغان چگونه نمودید و وجدان تان اجازه داد تا به کمک ( پاکستانی ها ) در جنگ علیه برادران هموطن تان ، داخل محرکه شوید ؟در این لحظه آقای متوکل گوشی را با عصبانیت قطع نمود !با قطع تماس تیلفونی با آقای متوکل در قندهار ، سر و صدای طرفداران طالب ها ( اعضای حزب اسلامی آقای حکمتیار ، افغان ملتی ها و خلقی ها ) بلند شده و با شعار ( مرگ بر منافقین ، مرگ بر شورای نظار و غیره شعار های کودکانه ) خواستند تا احساسات و عصبانیت شان را تبارز بدهند !بنده با پوزخند ، خونسرد نشسته بودم تا تماس دوباره تیلفون با قندهار برقرار گردید !آن طرف لین آقای مولوی وکیل احمد متوکل با صدای خشمگین گفت « به این برادر بگویید سوال خود را نماید و شعار ندهد !او گفت ، بلی پاکستانی ها برادران انصار ما هستند و ما با هم برادر هستیم و این حق مجاهدین ما بر برادران انصار ما است که در این جهاد در کنار ما باشند !!! ما به حضور ، حمایت و همکاری برادران انصار ما افتخار مینماییم ! »ولی امروز شنیدم که امروز  همین طلبای کرام که دیروز به مداخله و حمایت نظامی آی اس آی  در پوشش مدارس دینی پاکستان افتخار و‌مباهات مینمودند و با بر اساس همان کمک ها و حمایت های بیدریغ اسلام آباد ، دو بار  به قدرت رسیدند ، بخاطر دلخوشی  اندیوال و حامی  جدید شان یعنی دولتمردان  حیله گر هند ( به خال هندوی شان  ) با حامی سابق خویش یعنی دولتمردان پاکستان در افتاده و شعار  فتح « خط فرضی !! دیورند » و پیروزی بر حاکمان « پنجاب » را بلند نموده اند !

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا